بازگشت: پدران، پسران و سرزمین مابینشان

 

کتاب «بازگشت: پدران، پسران و سرزمین مابینشان» شرح حالی است که به قلم هشام مطر نویسنده معروف لیبیایی الاصل به نگارش در آمده است. هشام مطر که پیشتر با رمان معروف «در کشور مردان» در ایران شناخته شده است، این بار در کتاب «بازگشت: پدران، پسران و سرزمین مابینشان» در ورای جستجویی برای یافتن خبری و اثری از پدرش به معرفی سرزمینی می پردازد که در طول تاریخش همیشه آمیخته با جنگ و تجاوز و دیکتاتوری بوده است. 

ادامه نوشته

مربع‌های قرمز؛ صحیفه ی حاج حسینی که میشناختم نبود!

مربع های قرمز؛ کتاب خاطرات شفاهی رزمنده‌ای که نامش در دوران پس از جنگ، معروف تر از دوران حضورش در دفاع مقدس بوده و همین مشهوریت،برگ برنده کتابی است که دو نام جذاب در صفحه جلدش قرار گرفته؛ اولی نام راوی کتاب، حاج حسین یکتا و دومی نام خود کتاب، مربع های قرمز.

نام حسین یکتا به ویژه در سال‌های دهه ۸۰ به بعد، گره خورده با راهیان نور و مجالس یاد شهداء بوده و البته جذابیت رفتار و کلامش در همه این سال‌ها محبوبیت فراوانی به خصوص در بین جوان‌ترها برایش به همراه داشته است.

نام کتاب هم الحق جذاب انتخاب شده؛ خودم تا پیش از خواندن فصل مربوطه حدس نمی زدم که چه مفهومی پشت نام کتاب نهفته است.

 

چه نام کتاب و چه نام راوی کتاب، در کنار رونمایی پر سر و صدا و تا حدودی تازه آن که از سعید حدادیانِ مداح، تا سهراب ام جیِ خواننده زیرزمینی رپ و از حمید استیلیِ فوتبالیست، تا محمود رضویِ تهیه کننده در آن حضور داشتند، همگی موضوعاتی هستند که ذوق خواندن کتاب خاطرات رزمنده ی دوست داشتنی دوران دفاع مقدس و البته سردارِ پرتلاش دوران جنگ نرم را به دل هر دوستدار کتابی می اندازد.

من هم مشتاقانه کتاب را در دست گرفتم و چند شبی را مشغول خواندنش بودم.

 

 

ادامه نوشته

گمشده امروز ما در رسول مولتان

 رسول مولتان. ساعاتی از آخرین روز سال ۹۷ و اولین روز از سال ۹۸ را مهمان روایت مریم قاسمی زهد، از زندگی مشترک ۱۸ ساله اش با شهید سیدمحمدعلی رحیمی بودم که سوره مهر آن را به قلم زینب عرفانیان منتشر کرده است.

کتاب، روایت هجرت و زندگی مجاهدانه و فرهنگی شهید رحیمی در دوران پیش و ابتدای انقلاب در ایران و سپس حضور ۸ ساله در هندوستان، سفرهای کوتاه به افریقا و افغانستان، حضور نزدیک به دو ساله در پاکستان و نهایت، شهادت مظلومانه او از زبان همسرش است.

 

فصل های ابتدایی کتاب به شدت خسته کننده بوده و اگر تاکید چند تن از دوستان نبود، شاید آن را نیمه کاره رها می کردم؛ خستگی ای که تجربه اش را در مربع های قرمز که حاصل قلم نویسنده همین کتاب بوده نیز داشته ام. توصیفات فراوان و اکثراً بی دلیل که ثمره‌ ای جز خسته کردن مخاطب و گاه حتی عصبانی کردنش ندارد. 

اما بی شک اوج کتاب، چه از نظر نوع روایت و نیز از منظر شیوه نگارش، به فصل روایت شهادت شهید رحیمی باز می گردد.

ادامه نوشته

از لنین تا پوتین

«از لنین تا پوتین» که شرح حال مختصری از اتفاقات بیش از یکصد سال اخیر روسیه است را در ایام نوروز امسال مطالعه کردم.

کتاب که ترجمه و تالیف «محمود طلوعی» است تا حدودی توانسته به شکل تاریخی، فراز و نشیب های عمده یکصد سال گذشته روسیه به خصوص اتفاقات ریز و درشت از انقلاب بلشویکی تا فروپاشی شوروی را به خوبی روایت کند.

ارزش های مارکسیستی و آرمان های لنینیستی که در سال های انتهایی دهه دوم قرن بیستم و در قالب انقلاب خونین بلشویکی به پایه های حکمرانی در کشور شوراها تبدیل شد تا فراموشی این ارزش ها و جایگزینی عملی ارزش های لیبرالیستی ـ به عنوان دشمن نگاه کمونیستی انقلاب بلشویکی لنین ـ در سال های پایانی دهه هشتاد این قرن که در نهایت منجر به فروپاشی آنچه که ابرقدرت شرق خوانده می شد، درس های فراوانی به ویژه در راه و رسم حکمرانی دارد.

نویسنده در آغازین فصل کتاب با عنوان ریشه های انقلاب به صد سال قبل تر باز می گردد و ضمن روایت شکست ناپلئون در حمله به روسیه در آغازین سال های دهه دوم قرن نوزده (حدود سال های 1811 و 1812 میلادی) به روند حکومت سلسله ی رومانوف ها و شیوه حکمرانی تزارها می پردازد.

آنچه موجب وقوع انقلاب 1905 و نیز شیوه و شکل گیری آن و نهایتا انقلاب اکتبر 1917 و اتفاقات ریز و درشت به حکومت رسیدن و دوران حکمرانی لنین، ژوزف استالین، نیکوتا خروشچف، لئونید برژنف، یوری آندروپف، کنستانتین چرننکو و میخائیل گورباچف در فصل های دیگر این کتاب روایت می شود.

 

 

کتاب توانسته با روایتی تاریخ محور از دوران پایانی سلسله رومانوف و شیوه ی به پیروزی رسیدن بلشویک ها و حکم رانی 70 ساله کمونیست ها در این کشور، بی آنکه واضح و مستقیم به تحلیل چرایی شکست تئوری های حکومت داری افرادی همچون مارکس و لنین بپردازد، پنجره های فراوانی از چرایی این شکست را پیش روی خواننده باهوش و البته آگاه به فضاهای سیاسی و اجتماعی بگشاید و او را به تامل و تفکر وا دارد.

به نظرم آنچه در ورای تاریخ نگاری «از لنین تا پوتین» به چشم می آید، نه تنها بازخوانی فراز و فرود یک حکومت و یک کشور، که بازخوانی چرایی شکست و نابودی یک مجموعه نظریه پیرامون ابعاد مختلف زندگی و در واقع داستان از بین رفتن یک سبک زندگی پر سر و صدا و البته مدعی است.

آنچه در طول 70 سال از تشکیل، قدرت گرفتن، جهان گشایی و... در شوروی گذشت به ویژه در مسیر تاریخی آغاز تا روزهای پایانی و فروپاشی اش، از کنار نهادن ارزش های بنیادینی که خمیر مایه اصلی مارکسیسم و لنینیسم را تشکیل می داد ـ به ویژه در سال های پایانی حضور گورباچف به عنوان رهبر شوروی ـ و نکات فراوانی که به راحتی در جای جای این کتاب به چشم می آید، همگی درس هایی پر ارزش و البته حساس برای همه حکومت ها و جوامع است، به ویژه حکومت هایی که مبتنی بر یک مجموعه ارزش و هنجار برخواسته از ارزش های دینی یا برخواسته از نظریات و تئوری های انسانی شکل گرفته اند.

بازخوانی چندین باره این کتاب و تطبیق حوادث، اتفاقات و چرایی های جامعه شوروی کمونیستی تا روسیه امروزی برای همه دلسوزان این روزهای جامعه ایرانی لازم است.

گفتنی ها پیرامون این کتابِ خوبِ 547 صفحه ای که سومین نوبت چاپش را «انتشارات تهران» در سال 1391 منتشر کرده، فراوان است که البته مجال و فرصتی دیگر می طلبد؛ اما پیشنهاد میکنم اگر هنوز لیست مطالعاتی سال 97 تان را نبسته اید، «از لنین تا پوتین» را نیز در این لیست بگنجانید.

 

ماموریت یک آمریکایی در ایران


چند روز پیش که به خاطر مشکل پمپ آب ساختمان، سر وقتش رفته بودم، در فاصله آبگیری منبع آب، چشمم به جعبه ای پر از کتاب و جزوه در کنار منبع آب خورد. در این فاصله به وارسی جعبه و کتاب های داخلش پرداختم. کتاب ها نمی دانم به چه علتی به آنجا منتقل شده بود. رطوبت محیط به اکثر کتاب ها آسیب رسانده بود. در این میان وجود چند جلد کتاب توجهم را به خود جلب کرد. برشان داشتم و با خود به خانه آوردم و بعد از گردگیری اولیه، به کمک گرمای بخاری، تقریبا رو به راهشان کردم. یکی از این کتاب ها خاطرات «ویلیام سولیوان»، آخرین سفیر آمریکا در ایران بود.

کتاب چاپ آذر 1361 بود که بر روی کاغذ کاهی و با فونتی شبیه فونت دستگاه تایپ دستی که البته فونت رسمی چاپ کتاب های آن سالها بود، در 195 صفحه و به فارسی تنظیم شده بود. 195 صفحه ای که اگر بر اساس مدل کتاب های امروزی چاپ شود، شاید بالغ به دو برابر قطع و اندازه ی این چاپ، حجم بگیرد.


وقت های خالی پنج شنبه و جمعه ام را به خواندنش اختصاص دادم و الان که تقریبا ساعت 3:35 بامداد شنبه است، ده دقیقه ای می شود که خواندنش را تمام کرده ام.

سولیوان به عنوان آخرین سفیر ایالات متحده در ایران، دو سال پایانی حکومت رژیم پهلوی را در ایران گذراند و مدتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران را ترک کرد.

خاطرات سولیوان در کل جالب و خواندنی بود و البته با نکات جالب و قابل تامل فراوان. یادداشت هایی برداشته ام که شاید بعدتر به کارم بیاید. نکته ای که به نظرم آمد، نقاط تاریک و روشن نشده فراوانی از پیروزی بزرگ ترین انقلاب قرن است که هنوز، با گذشت 35 سال از وقوع آن، روشن نشده و مورد بازخوانی قرار نگرفته است که این، البته، جای تاسف دارد. گفتنی در این زمینه زیاد است که البته، این نیمه ی شب، وقتش نیست؛ بماند برای بعد.

در میان کتاب های داخل جعبه، خاطرات سفیر انگلستان در دوران پیروزی انقلاب در ایران هم بود که تصمیم دارم آن را هم بخوانم. هرچند که این روزها مشغول دوباره خوانی آثار آل احمدم، ولی جذابیت نوشته و خاطرات سولیوان ـ سفیر آمریکا ـ به خواندن این کتاب تهییج و تشویقم کرده است.
 تا چه پیش آید.


باز نشر در:
خبرگزاری فارس / مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کاش کسی این کتاب را دوباره چاپ کند!


«شهید دکتر سید محمد پاک نژاد» یکی از شهدای انفجار هفت تیر دفتر حزب جمهوری اسلامی است که در این انفجار به شهادت رسید.

شهید پاک نژاد با توجه به تحصیلاتش در رشته پزشکی و نیز تحصیلات پایه ای دینی، در سالهای پیش از انقلاب اسلامی، دست به نگارش مجموعه کتبی با عنوان «اولین دانشگاه و آخرین پیامبر» زد که به گفته خودش «انبساطی از تمام برنامه های پزشکی در اسلام» بود.


قدیمی ترها و به ویژه کتاب خوان های متدین سن و سال دار، شهید پاک نژاد را بیشتر از آنکه به وجه سیاست مداری و عضو حزب جمهوری و نماینده مجلس بودنش بشناسند، با وجه پزشک متدینی که قوانین و احکام دینی بیان شده در اسلام را از منظر آموزه های پزشکی به اثبات می رسانده می شناسند.

مجموعه «اولین دانشگاه و آخرین پیامبر» از قرار معلوم، بخشی از پایان نامه دکترای شهید پاک نژاد است که در 110 جلد نوشته شده که تاکنون تنها 40 جلد از آنها منتشر شده است.

« اولین دانشگاه و آخرین پیامبر» با موضوعات مختلف، رابطه قابل دفاعی بین دین و علم برقرار می کند. شهید پاک نژاد، در این آثار، احکام علم را با اثبات علمی به مردم ارائه می کند و به آنان یادآور می شود که علما و بزرگان دین احکام خداوند را از منظر علمی و عقلانی نگریسته اند. البته این به آن مفهوم نیست که تمام احکام را باید ـ یا می توان ـ بنا به دلایل علمی توصیف کرد.  چرا که در این احکام، مواردی وجود دارد که یا علم هنوز توان اثبات آن ها را ندارد یا صرفا به مفهوم تسلیم در برابر فرامین الهی است و لزومی برای اثبات به مفهوم و روش علمی برای آن ها حس می شود.

این اثر شهید پاک نژاد، ضمن آنکه در نوع خود اولین است، متاسفانه تاکنون تنهاترین نیز هست. بررسی علمی احکام الهی آن هم با زبانی ساده و همه فهم و البته مستند، ویژگی منحصر بفردی است که کمتر نوشته ای با این ویژگی ها دیده شده است.


اما نکته تاسف آور درباره مجموعه «اولین دانشگاه و آخرین پیامبر» در دسترس نبودن آن به ویژه برای نسل جوان جامعه است. چندی پیش مشغول مطالعه پیرامون موضوعی بودم که نیاز به خواندن یکی از مجلدات این مجموعه پیدا کردم. تلاش برای خرید کتابی که سالهاست چاپ نشده بیهوده بود. از دانلود و خواندن فایلهای PdF هم چیزی عایدم نشد. نهایتا با کمک یکی از اساتید، جلدی از این کتاب که چاپ کتابفروشی اسلامیه در سال 1361 بود را در کتابخانه بلااستفاده یک مجموعه دولتی یافتم. کتابی که پاره پاره و البته نصف و نیمه بود.

بی شک چاپ مجدد این مجموعه به ویژه در سالهای اخیری که احکام الهی در زیر تهاجم همه جانبه قرار گرفته، بسیار موثر و صدالبته لازم است.

در ضمن با توجه به گذشت بیش از 30 سال از ایام شهادت این شهید عزیز، مشکل خاصی پیرامون انتشار مجدد آثار این شهید از سوی انتشاراتی های مختلف و گوناگون وجود ندارد.

ای کاش یک عزیزی همتی کند و آستینی بالا بزند و این مجموعه را با شکل و ویرایشی مناسب برای نسل جوان و جویای حق امروز کشورمان منتشر کند که قطعا از آن کارهای مهم بر زممین مانده و لازم است.
ترجمه اش هم که صدالبته لازم است و مفید، پیش کش همه متولیان پرمدعا!!

به امید تحقق این آرزو! ...


حسن رحیم پور ازغدی: انقلاب تمام شده است، اگر ...


وقتی انسان خودسازی دینی نکند طبیعی است، وقتی وارد عرصه قدرت و شهرت می‌شود چون نمی‌تواند نظرات درست را تشخیص دهد، سرگردان می‌شود و هویت انقلابی او مخدوش می‌شود بعد خود را با جو غالب تطبیق می‌دهد.

اگر می‌خواهید به طور حرفه‌ای در این قسمت کار کنید خودتان را قوی کنید و آثار مولفان اسلامی مثل شهید مطهری، آقای مصباح، آقای جوادی، علامه طباطبایی و علامه جعفری را بخوانید.

برنامه‌ریزی کنید هفته‌ای یک کتاب از آثار این بزرگان را بخوانید. بعد از چهار سال بیش از دویست کتاب خوانده‌اید.



به لحاظ نظری باید کتاب‌های اسلامی را بخوانید و به لحاظ عملی باید التزام به ارزش‌ها داشته باشید و جان خود را برای این‌ها بدهید. اگر یک لحظه خودمان به خودمان استراحت بدهیم انقلاب تمام شده است. من کار روتینم را انجام دادم، کلاسم تمام شد اگر اینگونه باشد باختیم. انقلابی کسی است که شب و روز نشناسد. کسانی بودند که در جبهه‌ها سرپا می‌خوابیدند و کسانی که یک نفری نظر یک دانشگاه را عوض می‌کردند منتها با مطالعه.

خدا می‌فرماید «فاذا فرغت فنصب» از هر مرحله‌ای از این جنگ خلاص شدی آماده مرحله بعدی شو. اگر یک لحظه غفلت کنید و این انقلاب به دست نا‌اهلان بیفتد باید جواب خون چند هزار شهید را بدهید.

باید آشنایی دائمی با معارف اسلامی داشته باشیم. باید بیست- سی سال کار کرد. یک شبه نمی‌توان ملا شد.

آیا می‌توان گفت من شخص دینی‌ام ولی تفکر در دین ندارم؟ امام علی علیه السلام می‌فرمایند «ایها الناس لاخیر فی دین لا تفقه فیه» تفقه یعنی درک درست از مسائل. دو نوع تفسیر می‌توان کرد: یکی اینکه خیری در دینداری بدون تفقه وجود ندارد و یکی اینکه در آن دینی که قابلیت تفقه در آن وجود ندارد خیری نیست. برای پیامبر هم مهم‌ترین چیز عقل بود. ایمان بدون عقل هم فایده‌ای ندارد.

فرمودند در مسیر حق از کمی تعداد وحشت نکنید. امیرالمومنین می‌فرمایند: اگر تمام عرب یک طرف بایستند و من یک طرف، نمی‌ترسم و یک قدم عقب نمی‌روم.

ایدئولوژی‌های بشری مثل مارکسیسم و کمونیسم و… پس از مدتی کهنه می‌شوند و حرفی از آن‌ها در بین ما نیست. اما دین الهی هیچ وقت کهنه نمی‌شود. سنت ما در برابر مدرنیته نیست بلکه دائما نو شونده است.


پی نوشت:
 داشتم یک دستی به سر و روی هارد رایانه می کشیدم و به قولی گردگیری می کردم که چشمم خورد به این مطلب از استاد رحیم پور.
متن فوق خلاصه ای از سخنان استاد رحیم پور است که از قرار معلوم در مرداد 1390 و دربین دانشجویان حاضر در طرح ضیافت اندیشه در شهر مقدس مشهد ایراد شده است. 
به نظرم مباحث طرح شده، پاسخ و راه کار همیشگی و همه وقتِ سوالات و دردهای داشته و نداشته ماست.

مباحث «علی و شهر بی آرمان» نیاز روزهای پیش رو


در ایام منتهی به شب های قدر و شهادت حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) کتاب علی و شهر بی آرمانِ رحیم پور را برای چندمین بار به دست گرفتم و در همان ایام دوبار خواندم.

«علی و شهر بی آرمان» اولین جلد از مجموعه ی «طرحی برای فردا»ست که حاصل گفتگویی تلویزیونی از «حسن رحیم پور ازغدی» است. این کتاب شامل متن 4 جلسه گفتگوی زنده ای است که در شب های 18 تا 21 ماه مبارک رمضان و در سال 1379 از سیما پخش شد.


«علی و شهر بی آرمان» بازخوانی اندیشه ها و ایده های حکومتی امیرالمومنین (علیه السلام) است که با زبانی شیوا ـ آن طور که مختص سخنرانی های رحیم پور است ـ و در 4 عنوان «حکومت آرمانی حکومت شکست خورده نیست»، «اقتصاد اسلامی، اقتصاد انسانی»، «انقلاب در حکومت، بازگشت به اصول» و «آزادی، قرائت ها، خودی و غیر خودی» بیان شده است.

در سالهای اخیر چندین چاپ از این کتاب به دستم رسید و البته همه را هم خواندم. به برخی از دوستان و حتی به برخی از کتابخانه ها هم نسخه ای از آن را هدیه کرده ام. بازخوانی مجدد این کتاب با توجه به فاصله 13 ساله ی ایراد آن، یک نکته را عیان تر از همیشه، جلوی چشم می آورد و آن اینکه این اندیشه ها کهنه شدنی نیست وانگار، هر چه جلوتر می رویم، نیازمان به آنها بیشتر می شود.

به نظرم در سالهای اخیر و به ویژه در روزهای پیش رو، تاکید بر آنچه که در این کتاب آمده، بیش از قبل، نیازمان خواهد شد.

دوستان را به خواندن ـ یا دوباره خواندن ـ این کتاب کم حجم اما پر محتوا دعوت می کنم.

متن این کتاب را در قالب pdf  و صوت این گفتگوها را می توانید از طریق لینک های زیر دریافت کنید:

  علی و شهر بی آرمان

دریافت صوت متن کتاب ( شماره های 6 تا 9 را دانلود کنید)

تاریخ درخشان کتاب و کتاب داری در میان مسلمین


چندی پیش مقاله ای با عنوان "رسانه های جدید و بهانه ای برای کتاب نخواندن" از "پرفسور حمید مولانا" دیدم که توجهم را به خود جلب کرد. دیروز این مقاله را دوباره خواندم. بخش هایی از این مقاله برایم بسیار جالب آمد:

یكی از مهم‌ترین عوامل در موضوع ارتقای سطح علم و دانش در جامعه، فرهنگ مطالعه كتاب است.
امروز به علت توسعه و پیشرفت صنایع الكترونیك و دیجیتالی توجه مردم و به ویژه نسل جوان معطوف به این نوع رسانه‌ها شده است. تلویزیون یك مثال خوبی است. سؤال اصلی این است كه چگونه می‌توان فرهنگ مطالعه كتاب را مانند فرهنگ صنایع دیگر در جامعه بالا برد به طوری كه مطالعه‌ی كتاب در جامعه نهادینه شود.
در قرون وسطی كه دوره طلایی علم و هنر مسلمانان و ایرانی‌ها بود و هنوز اروپا در تاریكی به سر می‌برد، حیثیت، معروفیت، بزرگواری و به قول امروزی‌ها پرستیژ اجتماعی یك فرد در جامعه با كتاب‌خانه‌ی شخصی او و با تعداد و كیفیت كتاب‌هایش اندازه‌گیری می‌شد. از نخبگان گرفته تا مردم عادی و شهروندان، مقیاس قضاوت سطح اقتصادی و اجتماعی یك خانواده را نوع و تعداد كتاب‌های آن خانواده تشكیل می‌داد. در سراسر سرزمین‌های اسلامی از جنوب اسپانیا گرفته تا قاهره و بغداد، ری و جندی‌شاپور، مسلمانان قرون نهم تا سیزدهم میلادی در هر شهری كتاب‌خانه‌ی عمومی دایر كرده و آن‌جا را مركز و ثقل مطالعه و باشگاه‌های علمی، اجتماعی و ارتباطی خود قرار داده بودند. علاوه بر این هر مسجد و مدرسه و بیمارستانی كتاب‌خانه داشت و جدیدترین اطلاعات و معلومات علمی و هنری در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌گرفت.

* مسلمانان و برگزاری اولین نمایشگاه بین‌المللی كتاب
اولین نمایشگاه بین‌المللی كتاب توسط مسلمانان، حدود قرن دهم میلادی در بغداد تشكیل شد. «پیش كتاب‌فروش‌ها» اسم بازار كتاب‌فروش‌ها در بغداد بود كه در ناحیه‌ی «باب البصره» واقع بود و در حدود یك‌صد مغازه و غرفه‌ی كتاب‌فروشی در آن وجود داشت. علاقه‌مندان به كتاب، نویسندگان، مترجمان، خط‌نویسان و كتاب‌داران هر سال در این‌جا تجمع كرده و همدیگر را ملاقات می‌كردند. در این‌جا بود كه فیلسوف، شاعر، نویسنده و عالم از ایران مصر و اسپانیا در كنار یكدیگر به جست‌وجوی كتاب‌های جدید می‌پرداختند و همین جا بود كه دیگران به دنبال مجلات كهنه و قدیمی بودند. در این‌جا و در همین زمان بود كه ابن‌الندیم، كتاب‌فروش و دانشمند معروف و مؤلف كتاب «الفهرست» از مهمانان و دوستان خود پذیرایی می‌كرد و با آن‌ها به گفت‌وگو می‌پرداخت. قرن‌های بعد شغل كتاب‌فروشی همراه شغل داروفروشی (به علت پیشكسوتی مسلمانان در علم پزشكی و داروسازی) از سرزمین‌های اسلامی به اروپا انتقال یافت.
اغلب حاكمان اسلامی و ایرانی آن زمان همه كتاب‌دوست بودند. علاوه بر كتاب‌خانه‌های معمولی، كتابخانه‌های اختصاصی حكام و فرمان‌روایان، خزانه‌ی علمی و هنری آن‌ها را تشكیل می‌داد. دانشمند آلمانی دكتر زیگرید هونكه در كتاب «فرهنگ اسلامی در اروپا» می‌نویسد «یك كتاب‌خانه‌ی متوسط خصوصی یك فرد مسلمان در قرن دهم میلادی، تقریباً بیش از جمع كل كتاب‌های كتاب‌خانه‌های اروپا كتاب داشت.»
این عشق به كتاب و مطالعه بود كه تمدن اسلامی- ایرانی را رونق بخشید و امروز نیز این عشق به كتاب و مطالعه است كه می‌تواند آن پیشكسوتی قرون گذشته را بار دیگر احیا كند.

کتاب


جاى کتاب را هیچ چیزى نمیگیرد.

...

به گمان من یکى از بدترین و پرخسارت‌ترین تنبلى‌ها، تنبلى در خواندن کتاب است. هرچه هم انسان به این تنبلى میدان بدهد، بیشتر میشود.

بیانات در دیدار مسئولان كتابخانه‌ها و كتابداران
1390/04/29

اهدای کتاب، اهدای زندگی


دست یاری به سوی همه دوست داران کتاب و کتاب خوانی
اهدای کتاب، اهدای زندگی




اهدای کتاب به کتابخانه عمومی هیات محبین الرضا (علیه السلام) سنگر
www.mohebbinoreza.ir

توضیحات بیشتر در ادامه مطلب

ادامه نوشته

جانستان کابلستان


جانستان کابلستان
روایت سفر به افغانستان
رضا امیرخانی



* * *
جانستان کابلستان که دهمین اثر رضا امیرخانی ـ نویسنده ی منِ او ـ است، توسط انتشارات افق منتشر و هم زمان با نمایشگاه کتاب تهران رونمایی شد.
جانستان کابلستان، شرح حال سفر خانوادگی و چند روزه ی رضا امیرخانی ـ نویسنده ی منِ او ـ به افغانستان است.
کتاب، قطعا ارزش یک بار خواندن را دارد، اما؛
سخت معتقدم که امیرخانی ـ نویسنده ی منِ او ـ هنوز که هنوز است سر سفره ی « من او » و « داستان سیستان » اش نشسته است.
یعنی همین که نویسنده ی منِ او ـ رضا امیرخانی ـ کتابی منتشر کرده، کافی است که آدمی را ترغیب به خواندنش کند. اما خیلی وقت هاست ـ حداقل بعد از داستان سیستان ـ دیگر از آن غافلگیری های مخصوص امیر خانی ـ نویسنده ی منِ او ـ در نوشته هایش خبری نیست، حتی در « بی و تن»
و این یعنی اینکه منِ مخاطب آثار امیرخانی ـ نویسنده ی منِ او ـ انتظار خیلی بیشتری از او دارم. انتظاری که البته در این چند اثر آخر ـ حداقل بعد از داستان سیستان ـ برآورده نشده است.
لذا باز تاکید می کنم که معتقدم، امیرخانی ـ نویسنده ی منِ اوـ نشسته است.

* * *
ـ جانستان کابلستان سرشار از رنگ همیشگی آثار امیرخانی است؛ سرشار از صداقت.  و به نظرم این، پررنگ ترین نکته جانستان است.

ـ تعبیر جانستان عالم بدجوری به دلم نشست. آن هم در این ماه رجب که ماه زیارتی جانِ عالم است. ( نگاه می کنم به جانستانِ عالم، به حرم امام رضا (علیه السلام) و برای عبدالرزاق، سلطان راننده ها دعا می کنم، برای میزبانان م، مدیره ی هتل و ... همین کتاب، ص 347)

ـ قضایای خواجه غلطان (ص 88 به بعد) برایم جالب بود. از آن جا که شبیه همین داستان نیت زاءر و بعد روی زمین خوابیدن و بعدتر روا شدن نیت با غلط زدن، در یکی از امامزاده های گیلان هم رواج دارد. امام زاده حنفیه در اطراف رودبار. آن جا هم زائر اگر پس از دراز کشیدن بر روی زمین، غلطانده شد، می گویند: حاجت رواست.
آقای امیرخانی ـ نویسنده ی منِ او ـ! امام زاده حنفیه ی گیلان هم خالی از لطف نیست، علی الخصوص که نه گذرنامه می خواهد و نه ویزا!

ـ بگذار ساده بگویم ـ نه مثل یک کارشناس رسمی ـ که شاید فاصله آنها با ما این قدر زیاد باشد، اما فاصله ما با آنها، بسیار کم است ... زیرِ 5 سال ...
اگر ما مردم قدر یکدیگر ندانیم و قدر کشور ندانیم و قدر نظام ندانیم و افسار مملکت را بدهیم دست جاه طلبی چهارنفر قدرت طلبِ بی فرهنگِ سیاسی، یقین بدانیم که ظرف 5 سال بدل خواهیم شد به نسخه ی برابرِ اصلِ همسایه، گسل ها اگر تعمیق شوند و من و تو یکدیگر را دشمن بپنداریم هزاران خطِ جنگِ دیگر بینِ ماهای دیگر و شماهای دیگر تر پدید خواهد آمد و ...  (همین کتاب، ص 321)

ـ خلاصه اینکه؛ جوان مرد مردی است این رضای امیرخانی ـ نویسنده ی منِ او ـ

ــــــــــــــــــــــــــــ
باز نشر این مطلب در: کتاب سوم ، در سایت شخصی امیرخانی

نامیرا


چندی پیش فرصتی شد تا "نامیرا" را بخوانم. رمانی نوشته "صادق کرمیار" که نیستان چاپش کرده است.
قبل تر، چند نقد بر "نامیرا" خوانده بودم و برایم جالب آمد که خود کتاب را هم بخوانم.
نثر روانی دارد و همین باعث شد که چند ساعته همه ی 336 صفحه اش را  بخوانم.
داستان در جغرافیای زمانی دعوت کوفیان از امام حسین (علیه السلام) تا ورود حضرت به کربلا روایت می شود. "نامیرا" روایت آدم های پرطمطراق دیروزی است که گرفتار دو رهی های امروز خود می شوند و در این میان، برخی، فردای روشن را از آن خود می کنند و دیگران، تیرگی های فردا را به جان می خرند.
نویسنده، گیرو دار دوراهی های آدم هایی مثل عبدالله بن عمیر کلبی ، عمروبن حجاج ، ام وهب ، ربیع و دیگران را به خوبی به هم پیوند داده و در این میان جان مایه ی کلامش را به مخاطب عرضه می کند.
در میان چهره های نامیرا، شاید چهره ی زبیر بن یحیی بیش از دیگران آشنا بیاید. زبیر برای خواننده آشناست، چون دور و برمان پر است از آدم هایی شبیه زبیر و شاید اصلا همین، خود، دلیل محکمی باشد بر تاخیر ظهور!! ( این هم نقدی بر مستند ظهور!!!)
(اینکه ویژگی های زبیر چیست که این طور نوشته ام، بررسی اش بماند برای خودتان به هنگام خواندن کتاب)
در کل "نامیرا" اثر روانی است که حتما ارزش خواندن دارد.
پیشنهاد می کنم که اگر فرصتی دست داد، از دستش ندهید.

* * *

جملاتی منتخب از نامیرا:

شبث گفت: تصمیم های بزرگ، برازنده ی مردان بزرگ است که اگر در آن تاخیر کنند، شاید هرگز فرصت جبران نیابند. ص44

(ام ربیع): بهترین میزان شناخت حق و باطل عدالت است. کسانی که عدالت علی را برنتافتند، به ستم معاویه تن دادند. ص 48

ـ کوفی نیستی، از کجا می آیی؟
عبدالله در حال سوار شدن به اسب گفت: از جایی که مردمانش آب را به مسافران نمی فروشند. ص 54

(قیس بن مسهر): و اما من! هرگز برای امام خویش، تکلیف معین نمی کنم، که تکلیف خود را از حسین می پرسم. و من حسین را نه فقط برای خلافت که برای هدایت می خواهم. و من ... حسین را برای دنیای خویش نمی خواهم که دنیای خود را برای حسین می خواهم. آیا بعد از حسین کسی را می شناسی که من جانم را فدایش کنم؟ ص302

انس گفت: دیگر چیزی به محرم نمانده، به زودی انتظار من هم به پایان می رسد.
پس تو تاکنون در انتظار حسین بن علی این جا مانده ای؟
جز او کسی را می شناسی که ارزش این همه انتظار را داشته باشد؟ ص 304

عبدالله: آیا بعد از حسین کسی هست که من جانم را فدایش کنم؟ ص 336

بعد نوشت:
نامیرا سریال می شود.
نامیرا در پاتوق کتاب
نامیرا، بازتولید ادبیات اسلامی تاریخ صدر اسلام
نامیرا، منتخب جایزه جلال


خاطرات حاجی جوشن

 
خاطرات حاجی جوشن اولین کتاب، دوست و برادر بزرگوارم علیرضا شعبانی نژاد است که چندی پیش به زیور طبع آراسته و توسط انتشارات رستگار رشت به بازار کتاب عزضه شد.
حاجی جوشن، نام آشنایی است که هم سن و سالهای من، بیشتر او را با حضور های پرشور و شعارهای حماسی اش در جلسات و راهپیمایی ها و شعار دادن ها و صلوات گرفتنش هایش می شناسند.
شعبانی نژاد در این کتاب به ثبت خاطرات جوشن از حضور 2370 روزه اش در جبهه های جنگ تحمیلی پرداخته است. حضور کم نظیر جوشن در جبهه، قطعا مایه ی ارائه خاطرات ارزشمندی از حضور رزمندگان گیلانی در دوران دفاع مقدس است.جلد کتاب
قصد نقد این کتاب را ندارم و آن را به زمانی دیگر وا می گذارم، که البته گفتنی ها بسیار است. قصد، تنها معرفی این کتاب و دعوت دوستان به خواندن آن است. خواندنی که به سبب نثر شیوا  و روان کتاب، شاید بیش از 2 یا 3 ساعت طول نکشد.
* * *
- گرگ و میش هوا شیر را در دیگ ریختم و روی آتش گذاشتم و منتظر گرم شدن آن شدم.کم کم سر و کله بچه های رزمنده هم پیدا شد و دور دیگ حلقه زدند. بچه ها برای خوردن شیر عجله داشتند. .... اولین لیوان را که از شیر پر کردم، مسئول تدارکات لشکر از راه رسید و آن را از دستم گرفت و گفت: اولی را باید من بخورم. به محض اینکه یک جرعه نوشید، آرام در گوشم گفت: این شیر چرا ترش است، نکند فاسد است؟! باور نکردم! چون می دانستم شیر فاسد لخته می بندد، ولی شیر داخل دیگ صاف صاف بود. لیوان را از دستش گرفتم و یک جرعه نوشیدم، خنده ام گرفت. ماندم چه طور دسته گلی را که به آب داده بودم، رفع رجوع کنم. آرام به گونه ای که دیگران متوجه نشوند در گوش مسئول تدارکات گفتم: آقا این دوغ است نه شیر. شلیک خنده او در عرض چند ثانیه همه را متوجه ماجرا کرد و همه از خنده روده بر شدند.
صفحه 56.
- به خاطر گرمی هوا، بستنی ها را به سرعت میان گردان ها تقسیم کردم. با وجود دست و دل بازی و دادن سهمیه بیشتر، باز هم مقدار زیادی بستنی اضافه آمد. به ناچار آنها را در دیگ بزرگی ریختم و یک قالب یخ هم در آن انداختم تا فکری برایش بکنم.
دست بر قضا همان روز آقای خرازی سخنگوی وقت سپاه به همراه تعدادی از خبرنگار خارجی برای بازدید و گرفتن گزارش به منطقه آمدند. خستگی و کلافگی در قیافه هایشان موج می زد. وقتی به ایستگاه صلواتی رسیدند دیگر نای نفس کشیدن هم نداشتند، به هر کدام یک لیوان بستنی ـ که به شربت تبدیل شده بود ـ دادم. خیلی خوششان آمد و نام آن را پرسیدند. ماندم چه بگویم که متوجه نشوند. ناخود آگاه از زبانم آمد: ماکولیکا!
صفحه 72.

باز انتشار اين مطلب در گيلان نيوز

لینکها:
عکس جناب شعبانی نژاد آن هم در زیر چتر
انقلاب به هیچ کس بدهکار نیست.
دریافت پوسترهای عاشورایی( کار جالبیه)
جملات علامه حسن زاده در مورد رهبر انقلاب.
آخه کرامت و بزرگواری چقدر دیگه ( پیرامون پیام رهبر در مورد منتظری)
مطالب عدالت خواهی در مورد محرم که جالبه
توصیه رهبر انقلاب برای تدفین شایسته آیت‌الله منتظری