ثروتمند ترین مرد جهان




ثروتمندترین مردان جهان کسی نیست جز امام خامنه ای (روحی فداک)
اما دارایی ایشان را باید رو کرد :
سید علی خامنه ای ثروتمندترین رهبر دنیاست
چرا که
خونی که در رگ ماست
همه هستی مان
جان ناقابل مان
و مختصر آبرویی که داریم
همه و همه
از آن خامنه ای است
که با این کلکسیون
با این همه ثروت
ویلا ندارد… بیت دارد…
خانه اش به جای فرش
عرش دارد و گلیم و چند تکه آسمان
همه چیز ساده است
مثل خانه زهرا(س)
مثل خیمه حسین(ع)
و حسینیه امام خمینی(ره) دارد
و چفیه دارد
و عصایی که چوبش از شجره طوباست
و دست مجروحی
که ریشه در “کف العباس” دارد

آوینی و انکشاف حقیقت

دکتر محمد مددپور در ذیل روایت آخرین دیدارش با سید مرتضی آوینی، جمله ای دارد که این روزها ذهنم را مشغول خود کرده است:

« آخرین بار، روز سه شنبه او را در دفتر مجله دیدم. چهره ای مشحون از باقرقه های نور و لبریز از بهجت مواجهه سکرآمیز با روح قدسی و انکشاف حقیقت.»
پلاک ۸ ـ شماره ۱۷، ص ۵۵٫

سید مرتضی آوینی

سید مرتضی آوینی

و همه، همین جاست.
آوینی چند روز بعدتر، به قتلگاه فکه می رود و فکه، قربان گاه او می شود.
سید مرتضی آوینی، اگر سید شهیدان اهل قلم شد، داستانش، همه و همه همین جاست: کشف و شکافتن حقیقت.

جملات مرحوم مددپور خیلی زیباست و به همان زیبایی اش، دوست داشتنی و دل نشین. آن قدر دل نشین که انگار، تصویری که از آوینی می سازد، همین حالا جلوی دیدگانم حقیقت می یابد و به نظاره ام می نشیند.

سوی رسیدن به وادی صدق و شهود، همین جاست و راه رسیدن نیز، همین جا.

بهجتی که مددپور توصیف می کند، برآیند سیر و سلوک مخلصانه ای است که در مسیر راستین رسیدن به حقیقت، نصیب آدمی می شود.

زندگی دنیا، فرصتی است برای رسیدن به این بهجت و آنان که در راه رسیدن، تلاش و کوششی ندارند، از معنای زندگی بی بهره اند. موضوعی که زندگی های مدرن و تکنولوژی زده این روزها، محلی برای دقت و توجه ندارند.

اگر زندگی این روزها در عین رفاه و آسایش، ملال آور و دل میراست، ثمره ی همین خلاء بزرگ است. خلائی که با نبودنش، زندگی را از معنا و مفهوم تهی می کند و دقایقش را به ابتذال و پوچی می نشاند.

آوینی و آوینی ها، در همین بستر زندگیِ به دنائت خو کرده ی این روزها، با سیر مردانه شان و با رسیدن به بهجت شیرین جاودانگی، به انگشت اشاره، راه رسیدن و سلوک رفتن را نشان مان دادند و ثابت کردند که در بستر همین مرداب دو، سه روزه، می توان به جاودانگی رسید. هرچند که غل و زنجیرهای خود ساخته، پای رفتن مان را لنگ خود کرده است.

در ماسوله آتش را با تشت و شیلنگ خاموش می کنند!


نیمی از بازار تاریخی ماسوله در آتش سوخت؛
در آخرین روز سال ۹۱ و در لحظه های ابتدایی سال جدید، در خبرها آمد که بخشی از بازار سنتی شهرک تاریخی ماسوله در آتش سوخته و به کلی تخریب شد.

در خبری که روز چهارشنبه ۳۰ اسفند ۹۱، خبرگزاری ایلنا از ماسوله مخابره کردند، آمده است: «حدود ساعت پنج صبح امروز چهارشنبه، سه باب مغازه در دو نقطه از شهر تاریخی ماسوله و ثبت شده در آثار تاریخی کشور در آتش سوخت و خساراتی بر جای گذاشت. … گفتنی است حریق صورت گرفته به وسیله اهالی شهر تاریخی ماسوله و از طریق شیلنگ معمولی خاموش شده و میزان خسارات در دست بررسی است.
لطفا ادامه مطلب را ببینید


ادامه نوشته

سخنی با فعالین فضای مجازی استان گیلان؛ قهرمانی که هنوز غریب است


نهم فروردین ماه مصادف با سالروز شهادت قهرمان بی مثال جبهه ها، شهید حسین املاکی است.

شهید حسین املاکی فرمانده واحد اطلاعات و عمليات و جانشین لشکر 16 قدس و از سرداران و شهدای محوری استان گیلان است.

رهبر معظم انقلاب، حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) در سفر اردیبهشت سال 1380 خود به گیلان، با اشاره به ایثار و فداکاری بی نظیر شهید املاکی می فرمایند: «شهید املاکی شما، که توی میدان جنگ شیمیایی زدند، و خودش هم آنجا در معرض شیمیایی بود، بسیجی بغل دستش ماسک نداشت، شهید املاکی ماسک خودش را برداشت بست به صورت بسیجی همراهش! قهرمان یعنی این ... اینها از بین نمی روند... زنده اند؛ هم پیش خدا زنده اند، هم در دل ما زنده اند و هم در فضای زندگی و ذهنیت ما زنده اند»

در ایام شهادت این شهید عزیز، مراسم گرامیداشتی در لنگرود، مدفن شهید، برگزارشد، اما در بین رسانه های استان گیلان، از گرامی داشت یاد این شهید خبر چندانی نبود.

 

از میان نزدیک به صد سایت خبری فعال و نیمه فعال که پیگیر مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گیلان هستند، در ایام شهادت این شهید،  تنها 3 سایت، آن هم در حد انتشار یک زندگی نامه، یک دل نوشته و چندین بسته عکس و تصویر، یادی از این معنای واقعی قهرمان، نمودند.

شاید بد نباشد، از خودمان بپرسیم که مثلا اگر شهید املاکی، اصفهانی، تهرانی یا مشهدی بود، آیا تاکنون این طور ناشناخته و گمنام می ماند؟ یا اینکه سراسر کشور پر می شد از تصاویر او و کوچه ها و خیابانها و مدارس و مکان های عمومی ای که به نام او شده بودند؟ کتاب های زندگی نامه هم که بماند!

در ایامی که رسانه های مکتوب استانی در خواب بهاری بوده ـ درست مانند دیگر ایام سال ـ و صفحات دیگر رسانه های مجازی پر از اخبار ریز و درشت سیاسی بوده، املاکی و املاکی ها، نام و یادشان، آن قدرها هم که فکر می کنیم، جاگیر و بی مخاطب نیستند که از کنارشان به سادگی بگذریم.

قبول که غربت املاکی ها، ریشه در عهد ازلی با معبود بزرگشان دارد، اما، ما را چه شده است که این چنین فراموش شان کرده ایم.

باید بپذیریم، در روزهایی که می گذرانیم، بیش از همیشه و هر وقتی، به نام و یاد این آسمانی مردان خاکی پوش محتاج و نیازمندیم.

به قول راوی شقایق فام فتح، «پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند، اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند.»
 
باشد که از خاطر آلاله ها نرویم!