آخر پاییز شد…

آخر پاییز شد…

همه دم می‌زنند از شمردن جوجه‌ها!

بشمار تعداد دلهایی که بدست آوردی!

بشمار تعداد لبخندهایی که بر لب دوستانت نشاندی!

بشمار تعداد اشک‌هایی که از سر شوق و غم ریختی!

فصل زردی بود

تو چهقدر سبز بودی؟

جوجه‌ها را بعداً با هم می‌شماریم…!


بوی دست های مادر

نان،
خوش ترین ترانه را سرود.

کودکان،
به رقص درآمدند.

بوی دست های مادر می آمد
که در تنور می سوخت.