مربع‌های قرمز؛ صحیفه ی حاج حسینی که میشناختم نبود!

مربع های قرمز؛ کتاب خاطرات شفاهی رزمنده‌ای که نامش در دوران پس از جنگ، معروف تر از دوران حضورش در دفاع مقدس بوده و همین مشهوریت،برگ برنده کتابی است که دو نام جذاب در صفحه جلدش قرار گرفته؛ اولی نام راوی کتاب، حاج حسین یکتا و دومی نام خود کتاب، مربع های قرمز.

نام حسین یکتا به ویژه در سال‌های دهه ۸۰ به بعد، گره خورده با راهیان نور و مجالس یاد شهداء بوده و البته جذابیت رفتار و کلامش در همه این سال‌ها محبوبیت فراوانی به خصوص در بین جوان‌ترها برایش به همراه داشته است.

نام کتاب هم الحق جذاب انتخاب شده؛ خودم تا پیش از خواندن فصل مربوطه حدس نمی زدم که چه مفهومی پشت نام کتاب نهفته است.

 

چه نام کتاب و چه نام راوی کتاب، در کنار رونمایی پر سر و صدا و تا حدودی تازه آن که از سعید حدادیانِ مداح، تا سهراب ام جیِ خواننده زیرزمینی رپ و از حمید استیلیِ فوتبالیست، تا محمود رضویِ تهیه کننده در آن حضور داشتند، همگی موضوعاتی هستند که ذوق خواندن کتاب خاطرات رزمنده ی دوست داشتنی دوران دفاع مقدس و البته سردارِ پرتلاش دوران جنگ نرم را به دل هر دوستدار کتابی می اندازد.

من هم مشتاقانه کتاب را در دست گرفتم و چند شبی را مشغول خواندنش بودم.

 

 

ادامه نوشته

گمشده امروز ما در رسول مولتان

 رسول مولتان. ساعاتی از آخرین روز سال ۹۷ و اولین روز از سال ۹۸ را مهمان روایت مریم قاسمی زهد، از زندگی مشترک ۱۸ ساله اش با شهید سیدمحمدعلی رحیمی بودم که سوره مهر آن را به قلم زینب عرفانیان منتشر کرده است.

کتاب، روایت هجرت و زندگی مجاهدانه و فرهنگی شهید رحیمی در دوران پیش و ابتدای انقلاب در ایران و سپس حضور ۸ ساله در هندوستان، سفرهای کوتاه به افریقا و افغانستان، حضور نزدیک به دو ساله در پاکستان و نهایت، شهادت مظلومانه او از زبان همسرش است.

 

فصل های ابتدایی کتاب به شدت خسته کننده بوده و اگر تاکید چند تن از دوستان نبود، شاید آن را نیمه کاره رها می کردم؛ خستگی ای که تجربه اش را در مربع های قرمز که حاصل قلم نویسنده همین کتاب بوده نیز داشته ام. توصیفات فراوان و اکثراً بی دلیل که ثمره‌ ای جز خسته کردن مخاطب و گاه حتی عصبانی کردنش ندارد. 

اما بی شک اوج کتاب، چه از نظر نوع روایت و نیز از منظر شیوه نگارش، به فصل روایت شهادت شهید رحیمی باز می گردد.

ادامه نوشته