پایان ماه رمضان و استمرار سبک جدید زندگی


ماه رمضان در کنار همه ی برکات و خیرات بی شماری که برای روزه داران به ارمغان می آورد، عطیه ی ویژه ای نیز به همراه دارد که ناخواسته روزه دار را درگیر آن می کند. موضوعی که به خودی خود، حتی بر مبنای خواست فرد در ماه های دیگر سال، به راحتی حاصل نخواهد شد.


ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

گدا، جز از تو، از که بخواهد؟ / خوشا آنانکه مضطر تواند!


نظری بر دعای روز بیست و ششم ماه مبارک رمضان
همه تویی؛ نزدیک و شنوا و اجابت کننده
تو شنواترینی! قریب (نزدیک) هم هستی! مجیب (اجابت کننده) هم هستی و این یعنی نورٌ علی نور!
وقتی بدانم شنونده تویی و دل خوش باشم به اجابتت، شوقی دلم را لبریز می کند که وصف کردنی نیست. تلاش هایم را بپذیر و جز خودت از آن ها تقدیر مکن و گناهم را بیامرز و عملم را بپذیر و نقص و کمبود و عیبم را بپوشان، ای آنکه هم نزدیکی و هم شنونده ای و هم اجابت کننده!


ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

فرمول ساده بهشتی شدن

نظری بر دعای روز نوزدهم ماه مبارک رمضان
راهنمایم باش ...

اگر راهنما تو باشی، هم بهره آدمی فراوان است و هم راه رسیدن آسان و هموار!
راهنمایم باش و محرومم نکن از پذیرش اعمال و حظّ و بهره ام را از برکاتت فراوان کن!


ادامه مطلب ...



ادامه نوشته

امام رأفت دوران بي مرامي ها


همه چیز و همه جا و همه لحظه های ماه رمضان شیرین و نمکی است، اما برای من، شب میلاد امام حسن (علیه السلام) چیز دیگری است.

همه ی رمضان یک سو و شب نیمه رمضان و روز و شام نیمه اش یک سو!

به قول رفیق شاعر و خوش صدای مان؛ یک پا برای خودش شب قدری است این نیمه رمضان!

دیشب هم یکی از آن بی نظیر شب های ماه رمضان بود که از قضا نیمه رمضان بود!

وقتی اول شب و بعد از افطار، سبحان، با آن شعر بالا و بلندش زمین گیرم کرد، فهمیدم که امشب، از آن فرخنده شب های بی نظیر عمر است.

وقتی خواند:
امام رأفت دوران بي مرامي ها

و یا گفت:
خوشا به حال گدايي كه چون شما دارد

امشب دنبال متن کامل شعر گشتم و اینجا یافتمش. شعری دلنشین و زیبا از وحید قاسمی:

امام رأفت دوران بي مرامي ها
نشسته اي سر يك سفره با جذامي ها
خيال كن كه منم يك جذامي ام آقا
نيازمند نگاه و سلامي ام آقا


مهدی عسکری عزیز هم پشت تلفن از کرامت امام مجتبا گفت و دعای شیرینی که برایم کرد و دلی که از من لرزید و لرزشش هنوز خوب نشده؛ در آرزوی استجابتش!

لحظه های اولیه بامداد نیمه رمضان بود که پیامک عزیز دیگری، دلنشین تر از همه به دستم رسید. عزیزی که افطار نیمه رمضان را میهمانِ فرزندِ امام مجتبا، رهبر عزیزمان بود.

به مناسبت میلاد امام کرم، نوشت:
زادروز امام حسن مجتبا ـ آن آسمان زخمی زمین، در این هوای خانگی مسموم ـ برای همه ی خداباوران جهان، با برکت باد!

و حال که نسیم خوش اولین ساعات بامداد 16 رمضان وزیدن گرفته، می بینم که این برکت، چه سراسر، باریدن گرفته!

گفتم باریدن و یاد عصر امروز افتادم. در این هُرم گرما، دست دلی از آستانی بیرون بیاید و چندین کیلومتر آن طرف تر، سر وعده نداشته حاضر شوی و باران ببارد، آن هم در این گرما!

انگار منتظرم بود. همین که رسیدم، بغضم ترکید و دلم بارانی شد، دلم! و نه چشمم! و آسمانی که نَم نَمَک چند دقیقه ای بارید.
گفتم دوسالی هست که ندیدمت نامرد!
خندید و گفت: دوسال نیست، زیاده حساب کردی، آخرین بار، یازده ماه پیش بود، یادت نیست؟

...
یاد آن شب نیمه رمضان رویایی افتادم. 

***

... هیچ چیز شیرین تر از مصلحت خدا برای آدمی نیست ... امروز این جمله را خیلی زیاد تکرار کردم. کاش که خودم هم به این یقین برسم.

عصری، رفتار دو دوست همراهم، خاطره داداش علی یه بنده خدایی را دوباره زنده کرد. خاطراتی که چون یک زخم کهنه دوباره نمک خورد و البته به مدد عبرت های بعدش آرام شد. عبرت های بعدی که خلاصه اش همین یک جمله است: هیچ چیز شیرین تر از مصلحت خدا برای آدمی نیست.

یادم باشد در روزهای آینده سری به داداش علی آن بنده خدا بزنم!

چشم گیر می شوم...

نظری بر دعای روز دوازدهم ماه مبارک رمضان
چشم گیر می شوم...

زیباترین زینت ها، ستر و عفاف است و پوشاننده ترین لباس ها، کفاف و قناعت.
آنکه زینتش بهترین زینتها و لباسش پوشیده ترین جامه هاست، همیشه و همه وقت به چشم می آید و دیده می شود و خوش آن کس که در بارگاه تو دیده شود!
چشم گیرمان کن به زیورهایی که تو می پسندی و امنیت مان ده از هر آنچه که تو نمی پسندی!!

نظری بر دعای روز یازدهم ماه مبارک رمضان
حُب و بغض

دوری از خشم تو، حُب می خواهد و بغض!
و مگر نه آنکه همه دین جز حُب و بغض نیست. حب به احسان و نیکی و بغض به عصیان و نافرمانی.
در مسیر دوری از خشم تو یاری مان ده که از دست فسق و عصیان به فریاد آمده ایم، ای فریاد رس همه دادخواهان!


نظری بر دعای روز دهم ماه مبارک رمضان
مزد توکل

باز حرف از قرب و نزدیکی است، آن هم قرب به تو! و قرب به تو، جز به احسانت میسر نمی شود.
احسان و لطف و کرمت باشد، همه چیز هست. به قولی، چون که صد آمد، نود هم پیش ماست!
مقربین به تو، فائزین درگاهت هستند و اینان، همان کسانی اند که توکل کننده به تو بوده و هستند.
در این روزهای خوش بندگی، از توکل کننندگان به خودت قرارمان ده یا غایه الطالبین!

اگر شاهِ دلم باشی ...

نظری بر دعای روز نهم ماه مبارک رمضان
اگر شاهِ دلم باشی ...

آنان که مشتاق تو می شوند، نام و یادشان در دل غوغا به پا می کند، حتی آدمی که اهل این حوالی و این حرف ها هم نباشد را نیز مشتاق تو می کنند.
اینها که مشتاق تواند با دلها این می کنند، خودت، شاهِ دلی شوی چه می کنی؟
نصیبی از رحمت بی شمارت و هدایتی از روشنایی دلایلت، آمیخته با چاشنی محبتت روزی ام گردان که رسیدن به آنچه تو می خواهی و رضایت و خوشنودی تو در آن است، مشتاقم کرده است ای آرزوی همه مشتاقان!!


نظری بر دعای روزهشتم ماه مبارک رمضان
پناهگاه

پناه، حصن است و قوت قلب. و خوش آن کسی را که پناهش تو باشی!
رحمت به ایتام، ساکن کوی صلح و سلام بودن و هم نشینی با اهل کرامت، آدمی را به سوی قلعه مستحکم تو سیر می دهد، همان دژ محکمی که هرکس وارد آن شد از هر گزندی در امان است.
ما را قلعه نشین کرامتت کن یا ملجا الاملین!

ما رَه گم کردگانیم ...


نظری بر دعای روز هفتم ماه مبارک رمضان
ما رَه گم کردگانیم ...

شبِ تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل!
راه تنگ باشد و ناآشنا. شب تار باشد و ظلمانی! آدمی هم مرد این راه نباشد، گم شدگی حتمی است!
این داستان این روزها و همه روزهای ماست.
راه گم کرده ایم و در این گمراهی، راه بلدی و راه نمایی جز تو نمی شناسیم.
روزی مان کن ذکر مدامت را و یاری مان ده در قیام و صیام برای تو و دورمان کن از پرتگاه های سخط و مهیب که گمراهان ـماـ ، هادی و راه نمایی جز تو نمی شناسند.


نظری بر دعای روز ششم ماه مبارک رمضان
نتیجه رَستن

خذلان نهایت گناه است و گناه تعرض و جنایت. و در بارگاه تو که منتهای آرزوی مشتاقانی، این کلمات ـ تعرض، جنایت، گناه و ... ـ چه سخیف و مبتذلند.
آنان که راهی به بارگاه تو می یابند، به منّ و احسان تو و به فراوانی نعمت هایت، از وادی گناه و خواری می رهند و دور می شوند و ما چه مشتاق این رَستنیم.
ما را کبوتر بارگاه خودت کن ای آنکه مشتاقان، مشتاق تر از تو نمی یابند!


نظری بر دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان
حرکت همان رسیدن است

کاش دوست نزدیک تو بودم! و این کاش، چه حسرتی می آفریند و چه می سوزاند و خوش آن حسرت و سوختنی که حرکت بیافریند.
باید برخاست، خواست و آموزش دید و حرکت کرد. و این حرکت، خودِ رسیدن است.
استغفار را یادمان ده و همراه بندگان صالح و گوش به امرت کن و به مدد مهربانی و رحمت بی نظیرت، سوز حسرت دلهامان را آرامشی باش که انس در قرب است.
اللهم اجعلنی فیه من اولیائک المقربین، برافتک یا ارحم الراحمین.


نظری بر دعای روز چهارم ماه مبارک رمضان
قوت و توشه

به پا داشتن امر الهی، قوتی می خواهد و توشه ای. توشه ای از جنس شیرینیِ ذکر و مهیاییِ شکر و کرامتِ پرده پوشی.
و اینها، همه را باید در درگاه اویی یافت که بیناترین ناظران است.
قوت مان ده به کرامتت و جانمان را به حلاوت ذکرت شیرین کن و به کرامت شکرت، مهیا!

نظری بر دعای روز سوم ماه مبارک رمضان
خودآگاهی


اگر آدمی بخواهد جانش مهبط همه خیرات نزولی حضرت رب العالمین باشد، باید به خودآگاهی برسد و این خودآگاهی است که آدمی را از سفاهت و گمراهی رهایی می بخشد.
برای رسیدن به این عطیه بی نظیر، خودآگاهی، باید سراغش را از بخشنده ترین بخشندگان گرفت تا هر آنکه را خواهد، عطا کند؛ اللهم ارزقنی فیه الذهن و التنبیه، بجودک یا اجود الاجودین.

بارش آیه ها


نظری بر دعای روز دوم ماه مبارک رمضان:


آدمی که به دست رحمت تو بیدار شود، چیزی جز خودت آرام و راضی اش نمی کند. ( ونبّهنی فیه عن نومه الغافلین)

و برای این آرامش، باید به تو نزدیک شد و تو را در آغوش کشید.
راستی راه این نزدیک شدن چیست؟

رسول مهر و مهربانی راه را نشان مان می دهد: و وفّقنی فیه لقرائه آیاتک. آیاتت را باید قرائت کرد، نه خواندن که قرائت! و همین، راه نزدیکی به توست.

آیاتت چه نزدیک و چه زیادند! و این قرب و کثرت سختی کار و سختی راه را برای نزدیکی به تو کم می کند. نه فقط آیات کتابت، که همه آیاتت.

چشم که می چرخانم، آیاتت باریدن می گیرند: اقرأ باسم ربّک الذی خلق.


اگر بیدارمان نکنی ...


نظری بر دعای روز اول ماه مبارک رمضان

آن چه که آدمی را از خلیفه الهی به بَل هُم اَضلِّ مجرمیت می کشاند، غفلتی است که در ابتدا کوچک و نادیدنی، اما وقتی ادامه می یابد، آدمی را به وادی مجرمین می کشاند.

در اولین روز از بهار عبودیت، رسول مهربانی، بنده روزه دار خدا را به بیداری می خواند و راه فرار از غفلت را به او آموزش می دهد.

برای فرار از غفلت باید خواست و خواند. باید «او» را خواند و از «او» خواست. او را خواند و از او خواست که روزه را روزه واقعی و قیام و عبادت را قیام حقیقی قرار دهد تا بدین وسیله خواب غفلت از روح و جان آدمی رخت بربندد.

میهمانی که با خواب آلودگی به آدمی نمی چسبد. همین اولین روز ندایش در دهیم که از خواب غفلت بیدارمان کند.

 اگر بیدارمان نکنی، نمازمان که هیچ، روح و جان مان قضا می شود ...