غرور تا سقوط یک دیکتاتور از نگاه یک انگلیسی
جاذبه ای که خواندن کتاب ماموریت در ایران، به قلم ویلیام سولیوان، سفیر سابق آمریکا در ایران برایم ایجاد کرد، سبب شد که اقدام به خواندن خاطرات سفیر سابق انگلیس در ایران کنم.
«غرور و سقوط» نام کتابی است که «سر آنتونی پارسونز» سفیر انگلستان در ایران نوشته است. وی به مدت 5 سال، از سال 1974 تا 1979 سفیر انگلستان در ایران بود و تنها چند روز قبل از خروج شاه از ایران، ایران را ترک کرد.
چاپ اول کتاب در 4000 نسخه، در تیرماه 1363 و در 228 صفحه منتشر شده است. کتاب نوشته ی یک انگلیسی واقعی با همه ی ویژگی های یک انگلیسی ـ البته ویژگی هایی که بیشتر منفی اند ـ است. پارسونز تلاش فراوانی دارد تا در قالب تحلیل هایی که ارائه می کند، رخدادهای واقعی را آن طور که خود می پسندد، لاپوشانی و پنهان کند و صدالبته تلاش همه جانبه اش در دور نگهداشتن دولت متبوعش از اتهام همکاری و همراهی با شاه و سهیم بودن در عملکرد او، بدجوری بی نتیجه مانده است.

نوشته پارسونز در مقایسه با کتاب خاطرات سفیر آمریکا، بسیار سخت خوان تر و البته تا حدودی حوصله بر است که شاید دلیلش، همان تحلیل های وقت و بی وقتی نویسنده در جای جای کتاب است.
کتاب، از منظری دیگر که البته کمتر در تریبون های رسمی ما از آن منظر به بزرگترین رخداد قرن اخیر نگاه می شود، به انقلاب اسلامی و حوادث پیرامونی آن پرداخته و در کل اطلاعات خوبی در اختیار خواننده می گذارد؛ هر چند که باید در جای جای کتاب این موضوع را مدنظر داشت که نویسنده آن، یک انگلیسی است.
پارسونز تلاش می کند که در پس خاطراتش چهره ای دموکراتیک و انسان دوست و مردم دوست از شاه ارائه کند، ضمن آنکه اصرار بیش از حدش در مخالفت شاه با سخت گیری و برخورد نظامی با مردم حاضر در خیابان، یادآور ضرب المثل قسم حضرت عباس و دم خروس است. بارها می گوید که شاه با برخورد نظامی مخالف بود و جایی دیگر سخن از تشکیل دولت ازهاری است.
ضمن آنکه به نظر می رسد که زیاد هم به صحت خاطراتش به ویژه آنجایی که به نکات ریز اشاره می کند، نمی توان اطمینان داشت. در چند حادثه مشترک بین نوشته های او و خاطرات نقل شده از همکار آمریکایی اش در کتاب ماموریت در ایران، تناقض دیده می شود که نمی دانم آن را باید به حساب انگلیسی بازی پارسونز گذاشت، یا به حساب آمریکایی بازی سولیوان.
خلاصه آنکه باید پذیرفت که به انقلاب اسلامی مان، پس از گذشت 35 سال از پیروزی اش آن طور که باید و شاید پرداخته نشده است و این انقلاب، هنوز، زوایای پنهان فراوانی در خود دارد که روشن شدنش بر ارزش و اهمیت آن خواهد افزود.
پارسونز در بخش های پایانی کتابش پیرامون اهمیت انقلاب اسلامی این چنین می نویسد:
«انقلاب ایران یک واقعه تاریخی است که آنرا از نظر عظمت می توان با انقلاب فرانسه و انقلاب روسیه مقایسه کرد. این واقعه یک تغییر معمولی رژیم در یک کشور جهان سوم، و تغییر سلطان ایکس به ژنرال ایگرگ از طریق یک کودتای نظامی، یا تغییر یک حکومت از طریق انتخابات و حتی سقوط یک دیکتاتور با اعمال خشونت بدون تغییری اساسی در سازمان حکومت نبود. انقلاب ایران، توامان فروریختن کامل اساس یک حکومت مقتدر و مستبد و مورد حمایت یک ارتش متحد و وفادار، و برخاستن ایرانی کاملا متفاوت از میان ویرانه های نظام سرنگون شده بود.»




باران عدل