ماموریت یک آمریکایی در ایران


چند روز پیش که به خاطر مشکل پمپ آب ساختمان، سر وقتش رفته بودم، در فاصله آبگیری منبع آب، چشمم به جعبه ای پر از کتاب و جزوه در کنار منبع آب خورد. در این فاصله به وارسی جعبه و کتاب های داخلش پرداختم. کتاب ها نمی دانم به چه علتی به آنجا منتقل شده بود. رطوبت محیط به اکثر کتاب ها آسیب رسانده بود. در این میان وجود چند جلد کتاب توجهم را به خود جلب کرد. برشان داشتم و با خود به خانه آوردم و بعد از گردگیری اولیه، به کمک گرمای بخاری، تقریبا رو به راهشان کردم. یکی از این کتاب ها خاطرات «ویلیام سولیوان»، آخرین سفیر آمریکا در ایران بود.

کتاب چاپ آذر 1361 بود که بر روی کاغذ کاهی و با فونتی شبیه فونت دستگاه تایپ دستی که البته فونت رسمی چاپ کتاب های آن سالها بود، در 195 صفحه و به فارسی تنظیم شده بود. 195 صفحه ای که اگر بر اساس مدل کتاب های امروزی چاپ شود، شاید بالغ به دو برابر قطع و اندازه ی این چاپ، حجم بگیرد.


وقت های خالی پنج شنبه و جمعه ام را به خواندنش اختصاص دادم و الان که تقریبا ساعت 3:35 بامداد شنبه است، ده دقیقه ای می شود که خواندنش را تمام کرده ام.

سولیوان به عنوان آخرین سفیر ایالات متحده در ایران، دو سال پایانی حکومت رژیم پهلوی را در ایران گذراند و مدتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران را ترک کرد.

خاطرات سولیوان در کل جالب و خواندنی بود و البته با نکات جالب و قابل تامل فراوان. یادداشت هایی برداشته ام که شاید بعدتر به کارم بیاید. نکته ای که به نظرم آمد، نقاط تاریک و روشن نشده فراوانی از پیروزی بزرگ ترین انقلاب قرن است که هنوز، با گذشت 35 سال از وقوع آن، روشن نشده و مورد بازخوانی قرار نگرفته است که این، البته، جای تاسف دارد. گفتنی در این زمینه زیاد است که البته، این نیمه ی شب، وقتش نیست؛ بماند برای بعد.

در میان کتاب های داخل جعبه، خاطرات سفیر انگلستان در دوران پیروزی انقلاب در ایران هم بود که تصمیم دارم آن را هم بخوانم. هرچند که این روزها مشغول دوباره خوانی آثار آل احمدم، ولی جذابیت نوشته و خاطرات سولیوان ـ سفیر آمریکا ـ به خواندن این کتاب تهییج و تشویقم کرده است.
 تا چه پیش آید.


باز نشر در:
خبرگزاری فارس / مرکز اسناد انقلاب اسلامی

آیا هانری کُربَن شیعه شده بود؟


ماهنامه معارف در هشتاد و هشتمین شماره خود، مقاله ای به قلم مرادعلی شمس با عنوان « گفتگوی شرق و غرب، گزارشی از دیدارهای علامه طباطبایی و پروفسور کربن» منتشر کرده است که در آن ضمن اشاره به ملاقات های این پروفسور فرانسوی با حضرت علامه طباطبایی (ره) به ذکر خاطراتی پیرامون هانری کاربَن ـ یا آن طور که در جامعه ما رایج شده، هانری کُربَن ـ پرداخته است.


برخی از نقل قولها و خاطرات به ویژه نقل های علامه(ره) از کُربَن جالب و خواندنی است. علامه(ره) معتقد بود که کُربَن به تشیع مومن شده است اما بنا بر مقتضیاتی موضوع را بیان نمی کند.

در ذیل، به برخی از این نقل قولها و خاطرات اشاره می کنم:

* مرحوم مهندس سید عبدالباقی طباطبایی - فرزند ارشد علامه - نقل نمود: "یک روز بدون این که ما از پدر سؤالی کرده باشیم، رو به ما کرد و با نشاط خاصی گفت: این پروفسور کربن به اسلام (تشیع) مؤمن شده ولی رویش نمی‌شود که ایمانش را بر زبان جاری کند. چند روزی از این فرموده پدر گذشت؛ یک روز کربن سخنرانی جنجالی کرد و در بارة حضرت مهدی(عج) سخنان پرشوری ایراد نمود و ضمن آن گفت که من به خاطر بحث در بارة اسلام و رسیدن به این حقایق نزدیک بود پست تحقیقی خود را از دست بدهم؛ یعنی کلیسا مرا از این پست خلع کند. پدر وقتی از این موضوع مطلع شد بسیار مسرور و مشعوف گردید و گفت: نگفتم این پروفسور کربن به اسلام (تشیع) مؤمن شده و رویش نمی‌شود که صریحاً اعتراف کند."

* دكتر سید حسین نصر در كتاب "در جستجوی امر قدسی"، به سفرهای زیارتی پروفسور کربن به قم و مسجد جمكران، و حالات روحانی او در آن مكان مقدس اشاره دارد.

* کربن در نظر علامه

مرحوم آیت‌الله سید محمد‌حسین حسینی تهرانی می‌نگارد: "این حقیر در روز جمعه 18شعبان المعظم 1399هـ ق که به خدمت استادم علامه در مشهد مقدس رسیدم و در آن روز راجع به کربن نیز مذاکراتی شد، فرمایشات ایشان را ضبط كردم و فعلاً برای خوانندگان گرامی در اینجا می‌آورم؛ علامه فرمودند: مسیو هانری کربن استاد شیعه‌شناس دانشگاه سوربن قریب یکی دو ماه است که فوت کرده و مجالس عدیده‌ای راجع به تحقیق مذهب شیعه با ما داشت. مرد سلیم‌النفس و منصفی بود، معتقد بود که در میان تمام مذاهب جهان، فقط مذهب شیعه پویا، متحرک و زنده است؛ و بقیه مذاهب بدون استثنا عمر خود را سپری کرده‌ و حالت ترقب و تکامل ندارند. کلیمیان و همچنین مسیحیان و زردشتیان قائل به امام و ولی زنده‌ای نیستند؛ و اتکاء به مبدأ حیاتی ندارند و به واسطه عمل به تورات و انجیل و زَند و اوستا اکتفا نموده و تکامل خود را فقط در این محدوده جستجو می‌کنند و همچنین تمام فرق اهل‌تسنن که فقط تکامل خود را در سایه قرآن و سنت نبوی می‌دانند. اما شیعه، دین حرکت و زندگی است؛ چون معتقد است که حتماً باید امام و رهبر امت زنده باشد؛ و تکامل انسان فقط با وصول به مقام مقدس او حاصل می‌شود؛ و لذا برای این منظور از هیچ حرکت و پویایی و عشق دریغ نمی‌کند.


می‌فرمودند: روزی به کربن گفتم: در دین مقدس اسلام تمام زمین‌ها و مکان‌ها، بدون استثنا محل عبادت است؛ اگر فردی بخواهد نماز یا قرآن بخواند؛ یا سجده کند، یا دعا کند در هر جا که هست می‌تواند این اعمال را انجام دهد؛ زیرا رسول‌الله(ص) فرموده است:"جُعِلَتْ‏ لِیَ‏ الْأَرْضُ‏ مَسْجِداً وَ طَهُوراً" ولی در دین مسیح چنین نیست، عبادت فقط باید در کلیسا و در موقع معین انجام گیرد، عبادت در غیر کلیسا باطل است. بنا بر این اگر فردی از مسیحیان در وقتی از اوقات مثلاً در نیمه شب در خوابگاه منزل خود حالی پیدا کرد و خواست خدا را بخواند، چه کند؟ او باید صبر کند تا روز یکشنبه، چون کلیسا را باز کنند بیاید و برای دعا در آنجا حضور به هم رساند؟! این معنی قطع رابطة بنده با خدا است. کربن در پاسخ گفت: بلی این اشکال در مذهب مسیح است؛ و الحمد‌لله دین اسلام در تمام ازمنه و امکنه و حالات؛ رابطه مخلوق را با خالق خود محفوظ داشته است. و [علامه] فرمودند: اگر در دین مقدس اسلام انسان حاجتمند، حالی پیدا کند؛ طبق همان حال و حاجت، خدا را می‌خواند؛ چون خدا اسماء حسنایی چون غفور و رحیم و رازق و منتقم و غیرها دارد و انسان طبق خواست و حاجت خود، هر یک از این اسماء را مناسب دید، خدا را به آن اسم و صفت یاد می‌کند؛ مثلاً اگر بخواهد خدا او را بیامرزد و از گناهانش در گذرد، باید از اسم غفور و غفار و غافرالذنب استفاده کند؛ اما در دین مسیح خدا اسماء حسنی ندارد؛ فقط لفظ خدا و اله و اب برای اوست. بنا بر این اگر شما مثلاً حالی پیدا کردید و خواستید خدا را بخوانید و مناجات کنید و او را با اسماء و صفاتش یاد کنید و با اسم خاصی از او حاجت بطلبید، چه خواهید کرد؟! [پروفسور كربن] در پاسخ گفت: من در مناجات‌های خود صحیفه مهدویه را می‌خوانم. علامه می‌فرمودند: کربن کراراً صحیفة سجادیه را می‌خواند و گریه می‌کرد."

ذی الحجه و ابراهیم و موسای تازه متولد شده


موسم دلنشین ماه ذی الحجه وزیدن گرفته و حاجیان امساله پای در سرزمین وحی نهاده اند و در روزهای پیش رو برای اندیشه ای دوباره، مقیم مشعر الحرام می شوند و بر عرفات و منا گام خواهند نهاد و در مطاف، پروانه وار به گرد خانه حق می گردند و در تلاش و عرق ریزان سعی و در قربانی و در ... به دنبال رسیدن به مقام قبولی حج هستند و ما جامانده های از همراهی با کاروان حاجیان دل خوش می کنیم به دو رکعت نماز مستحبی که بین فریضه مغرب و عشاء اقامه می شود. نمازی که در روایت آمده است؛ اقامه کننده اش در ثواب حاجیان آن سال شریک است.

ادامه نوشته

السلام علیک یا حضرت باران


امام جواد علیه‌السلام مظهر مبارزه‌ى با باطل بود، او كوششگر براى حكومت الله بود. ۱۳۷۶/۶/۱۷‌ او نمودار و نشانه‌ى مقاومت است. انسان بزرگى كه تمام دوران كوتاه زندگيش با قدرت مُزَور و رياكار خليفه‌ى عباسى -مأمون- مقابله و معارضه كرد و هرگز قدمى عقب‌نشينى نكرد و تمام شرايط دشوار را تحمل ‌كرد و با همه‌ى شيوه‌هاى مبارزه‌ى ممكن، مبارزه كرد. ۱۳۶۰/۲/۲۵



دل من را اسیر تو کرده
جلوه هایی که دم به دم داری
حضرت عشق! حضرت باران!
در دل خسته ام حرم داری


ادامه نوشته

کاش کسی این کتاب را دوباره چاپ کند!


«شهید دکتر سید محمد پاک نژاد» یکی از شهدای انفجار هفت تیر دفتر حزب جمهوری اسلامی است که در این انفجار به شهادت رسید.

شهید پاک نژاد با توجه به تحصیلاتش در رشته پزشکی و نیز تحصیلات پایه ای دینی، در سالهای پیش از انقلاب اسلامی، دست به نگارش مجموعه کتبی با عنوان «اولین دانشگاه و آخرین پیامبر» زد که به گفته خودش «انبساطی از تمام برنامه های پزشکی در اسلام» بود.


قدیمی ترها و به ویژه کتاب خوان های متدین سن و سال دار، شهید پاک نژاد را بیشتر از آنکه به وجه سیاست مداری و عضو حزب جمهوری و نماینده مجلس بودنش بشناسند، با وجه پزشک متدینی که قوانین و احکام دینی بیان شده در اسلام را از منظر آموزه های پزشکی به اثبات می رسانده می شناسند.

مجموعه «اولین دانشگاه و آخرین پیامبر» از قرار معلوم، بخشی از پایان نامه دکترای شهید پاک نژاد است که در 110 جلد نوشته شده که تاکنون تنها 40 جلد از آنها منتشر شده است.

« اولین دانشگاه و آخرین پیامبر» با موضوعات مختلف، رابطه قابل دفاعی بین دین و علم برقرار می کند. شهید پاک نژاد، در این آثار، احکام علم را با اثبات علمی به مردم ارائه می کند و به آنان یادآور می شود که علما و بزرگان دین احکام خداوند را از منظر علمی و عقلانی نگریسته اند. البته این به آن مفهوم نیست که تمام احکام را باید ـ یا می توان ـ بنا به دلایل علمی توصیف کرد.  چرا که در این احکام، مواردی وجود دارد که یا علم هنوز توان اثبات آن ها را ندارد یا صرفا به مفهوم تسلیم در برابر فرامین الهی است و لزومی برای اثبات به مفهوم و روش علمی برای آن ها حس می شود.

این اثر شهید پاک نژاد، ضمن آنکه در نوع خود اولین است، متاسفانه تاکنون تنهاترین نیز هست. بررسی علمی احکام الهی آن هم با زبانی ساده و همه فهم و البته مستند، ویژگی منحصر بفردی است که کمتر نوشته ای با این ویژگی ها دیده شده است.


اما نکته تاسف آور درباره مجموعه «اولین دانشگاه و آخرین پیامبر» در دسترس نبودن آن به ویژه برای نسل جوان جامعه است. چندی پیش مشغول مطالعه پیرامون موضوعی بودم که نیاز به خواندن یکی از مجلدات این مجموعه پیدا کردم. تلاش برای خرید کتابی که سالهاست چاپ نشده بیهوده بود. از دانلود و خواندن فایلهای PdF هم چیزی عایدم نشد. نهایتا با کمک یکی از اساتید، جلدی از این کتاب که چاپ کتابفروشی اسلامیه در سال 1361 بود را در کتابخانه بلااستفاده یک مجموعه دولتی یافتم. کتابی که پاره پاره و البته نصف و نیمه بود.

بی شک چاپ مجدد این مجموعه به ویژه در سالهای اخیری که احکام الهی در زیر تهاجم همه جانبه قرار گرفته، بسیار موثر و صدالبته لازم است.

در ضمن با توجه به گذشت بیش از 30 سال از ایام شهادت این شهید عزیز، مشکل خاصی پیرامون انتشار مجدد آثار این شهید از سوی انتشاراتی های مختلف و گوناگون وجود ندارد.

ای کاش یک عزیزی همتی کند و آستینی بالا بزند و این مجموعه را با شکل و ویرایشی مناسب برای نسل جوان و جویای حق امروز کشورمان منتشر کند که قطعا از آن کارهای مهم بر زممین مانده و لازم است.
ترجمه اش هم که صدالبته لازم است و مفید، پیش کش همه متولیان پرمدعا!!

به امید تحقق این آرزو! ...