استاد علی صفایی حائری (ره):

حجاب؛ يعنى‏...دقّت در برخورد، كه آلوده نشوى و آلوده نسازى؛ كه اسير نشوى و اسير ننمايى. حجاب، فقط اين نيست كه زن خود را بپوشاند؛ كه زن و مرد، هر دو بايد در اين دنيايى كه راه است و ميدان حركت است و كلاس و كوره است؛ سنگ راه نباشند و ديگران را در خود اسير نسازند و چشم‏ها و دل‏ها را نگه ندارند و در دنيا نمانند.[1]

حجاب تنها مخصوص زن نيست كه مردها هم بايد حساب شده حركت كنند و گرد و خاك بالا نياورند و دل‏ها را به خود گره نزنند، كه هر كس در سر راه دل‏ها بنشيند، او راهزن است و طاغوت. و اين مسأله در آن وسعت مطرح مى ‏شود كه حتى زن و شوهر را هم مى‏ گيرد، كه هيچيك نبايد بر ديگرى حكومت كنند و هيچكدام نبايد صاحب دل اين و آن باشند، كه دلدار ديگرى است. و هر كس خلق را در خود نگه دارد و باتلاق استعدادهاى عظيم او شود او هم طاغوت است. مقدار حجاب و پوشش، با در دست داشتن اين بينش و اين ملاك، روشن مى ‏شود كه هميشه يك شكل و يك مقدار ندارد. تو در برابر آتش سوزانى كه حتى كفش‏ها و دمپايى‏ها تحريكش مى‏ كنند و تمام وجودش را مى ‏سوزانند، وضعى خواهى داشت كه در برابر سلمان و يا وجود سازمان گرفته ‏ى ديگر ندارى. در برابر آنها كه در دلشان مرض‏ها و آتش‏هاست، حتى صداى تو و رفت و آمد تو كنترل مى‏ شود و پوشيده مى‏ گردد.[2]


[1] . نامه‌هاى بلوغ ص : 133

[2] . روابط متكامل زن و مرد، ص:45