کشمیر، پیشنهاد یک فعال فرهنگی و ترس از متولیان فرهنگی


شماره چهارم «حلقه وصل»، چند مدتی، دمِ دستم بود، اما فرصت خواندن دست نمی داد. دیروز نظری بر آن انداختم.

در این شماره از حلقه وصل، مصاحبه ای با «سلیم غفوری»، مستند ساز خوب کشورمان، پیرامون وضعیت فرهنگی منطقه کشمیر منتشر شده است.


غفوری به دلیل ساخت مستندی درباره کشمیر، مدتی را در آن منطقه گذرانده است. مصاحبه خوبی است و اطلاعات خوبی از وضعیت فرهنگی این منطقه مسلمان نشین ِ هند به خواننده می دهد.

غفوری از عدم حضور نهادهای فرهنگی در این منطقه بسیارعلاقمند به فرهنگ شیعی و ایرانی گله می کند و البته پیشنهادات خوبی برای کار فرهنگی در این منطقه ارائه می دهد.

وی در میان پیشنهادات مختلفش می گوید: « فضای آنجا، هم زیبا و هم توریستی است و می توان با ملاحظاتی، این همه توریستی که سالانه از ایران به دوبی یا لبنان یا جاهای دیگر می روند را به آنجا فرستاد تا ارتباط فرهنگی و اجتماعی برقرار شود.»

راستش کمی ترسیدم.
با توجه به شناختی که از متولیان فرهنگی دارم، فکر می کنم حضرات از بین آن همه پیشنهادات خوب آقای غفوری بچسبند به همین پیشنهادش! و آن را بدون توجه به آن ملاحظاتی که مصاحبه شونده در صحبت هایش اشاره کرده، عملی کنند.
البته اگر همین هم رخ بدهد، باید کلی هورا بکشیم که بالاخره پیشنهاد یک فعال فرهنگی به چشم حضرات آمد!
حالا فکرش را بکنید که این پیشنهاد، زیر دندان و زبان دوستان مزه کند و آن وقت  سیل توریست های بسیار بسیار فرهنگی!! ای را که تا دیروز عازم دوبی و آنتالیا و لبنان و جاهای دیگر می شدند را روانه کشمیر پاک و زیبا کرده و اهالی مسلمان و انقلابی این منطقه را با دیدن این جنابان توریست روانه کمای ذهنی کنند ...
خدا به خیر کند!!

آقا به من اجازه ي پرواز مي دهي!؟

مرحوم علی صفایی حائری(ره): 

من گاهی شده در قم اگر یک پنجشنبه، جمعه فرصتی باشد و یکی از دوستان ماشین داشته باشد و بگوید بیا برویم مشهد،حتّی اگر یک هفته قبلش مشهد بوده ام، رویم نمی شود بگویم که نمی آیم. عصر چهارشنبه از قم حرکت میکردیم و می آمدیم تهران، ده- دوازده ساعته، با چه بدبختی از آن جاده می آمدیم (با داستان ها و وضعیت هایی که بماند !)حتّی شده در شب گیر میکردیم، راه می افتادیم و می آمدیم. می رسیدیم مشهد. دو تا زیارت نکرده، دوباره غروب راه می افتادیم بر می گشتیم.

چرا آدم این طور می شود؟ ما، دربدری های دیگر را ندیده ایم. ما سالها دربدری سلمان را هنوز نفهمیده ایم. این است که برای مان سخت است که دو روز در بیابان ها برویم.

 با هرم دستهاي تو گرما گرفته است
عشقت عجيب در دل من جا گرفته است

آرامشي شبيه به صحن و سراي تو
چشمان شوق را به تماشا گرفته است

از صحن جامع رضوي تا به انقلاب
يک چشمه نور تا به ثريا گرفته است

جان من است! اين که شبيه کبوتري
يک گوشه در کنار تو ماوا گرفته است

آقا به من اجازه ي پرواز مي دهي!؟
بالم زبس نشسته ام اينجا گرفته است

اينجا هزار پنجه ي خورشيد پشت ابر
در انتهاي غربت دريا گرفته است

هرکس که حاجتي زتو درخواست مي کند
با چشمهاي خيس تمنا گرفته است

ديدم کنار پنجره فولاد مادري
دستش تمام روزنه ها را گرفته است

"طفلي مريض دارم و دستم به دامنت!
آقا! ... دلم ز مردم دنيا گرفته است"

هر گوشه اي که مي نگرم دل شکسته اي
با تو زبان به شکوه و نجوا گرفته است

معلوم نيست سيطره ي مهرباني ات
از اين حريم تا به کجاها گرفته است

هر صحن و هر رواق تو هرجا به هر زبان
جمعيتي به ذکر شما پا گرفته است

هر چند عشق ناب تو آقا چو کيمياست
بازار عشق بازي ات اما گرفته است

شک نيست هر که زائر شش گوشه مي شود
از آستان لطف تو امضا گرفته است

هر کس هواي کوي ابالفضل مي کند
از تو برات کرب و بلا را گرفته است

دست مرا بگير ... مرا تا حرم ببر
کار دلم بدون تو بالا گرفته است...!

باري به دوش دارم و آهي به سينه ام
اين سينه از براي تو آقا گرفته است


ای کاش «فرشتگان قصاب» را آمریکایی ها ساخته بودند + دانلود فیلم


شب گذشته، شبکه اول سیما، در برنامه سینما یک و برای اولین بار اقدام به پخش فیلم سینمایی «فرشتگان قصاب» نمود.

«فرشتگان قصاب» اولین ساخته «سهیل سلیمی» است، که نام «دکتر حسن عباسی» را به عنوان مشاور فیلمنامه در تیتراژ خود می بیند.


«فرشتگان قصاب» فیلم پرحاشیه ی جشنواره سی و یکم فجر بود که نهایتا با کج سلیقگی و تا حدی غرض ورزی مدیران سینمایی از جشنواره سی و یکم فجر حذف شد. اما نکته جالب آنکه در حاشیه همان جشنواره، «جایزه ویژه جبهه فرهنگی انقلاب» یعنی «ققنوس» را از آن خود کرد.

جایزه ای که کارگردان فیلم پس از دریافت آن گفت: برای من افتخار است که جایزه گفتمان انقلاب اسلامی را برای تفکر ارایه می‌دهند، نه برای باندبازی‌های سینمایی، به عقیده من یک ققنوس به از صد سیمرغ  است. من راهی را انتخاب کردم که با بی‌مهری‌ها مواجه شدم، اما  باز هم همین راه را ادامه خواهم داد.

«فرشتگان قصاب» یک فیلم تماما ضد آمریکایی و ضد صهیونیستی است و اینها در حالی است که توانسته با دوری از شعار زدگی، یک اثر قابل قبول، چه در محتوا و چه در تکنیک را به تماشاچی عرضه کند. اما در کنار همه نقاط قوت و ضعف فیلم، آنچه که جالب و صدالبته تاسف آور است، داستانی است که بر سر فیلم، چه در حضور در جشنواره فیلم فجر و چه در اکران آمده است.

ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

این مصاحبه خواندنی را از دست ندهید


چند روز پیش، سالروز رحلت یکی از بزرگترین افتخارات تاریخ این مرز و بوم، یعنی پروفسور محمود حسابی بود.


سال گذشته یکی از هفته نامه های کشور در مصاحبه ای با فرزند ایشان، دکتر ایرج حسابی خاطراتی از ایشان را منتشر نمود.

این مصاحبه آن قدر خواندنی و زیبا هست که مطمئنا کمتر کسی به یکبار خواندنش اکتفاء خواهد کرد.

پیشنهاد می کنم این مصاحبه بسیار خواندنی را از لینک زیر مطالعه بفرمائید:

کریمه ترین مریم کویر




از انجماد زمین می رهانی ام بانو!
به سمت آینه ها می کشانی ام بانو!

دلم به پنجره هایت دخیل می بندد
شبی که منتظر مهربانی ام بانو!

مگر برای دلم عارفانه می خوانی!
که روبه روی خدا می نشانی ام بانو!

تمام خانه ات از عطر یاس لبریز است
به مرز عشق و جنون می رسانی ام بانو!

شما کریمه ترین مریم کویر قمی
سروش لحظه بی هم زبانی ام! بانو!

حسن رحیم پور ازغدی: انقلاب تمام شده است، اگر ...


وقتی انسان خودسازی دینی نکند طبیعی است، وقتی وارد عرصه قدرت و شهرت می‌شود چون نمی‌تواند نظرات درست را تشخیص دهد، سرگردان می‌شود و هویت انقلابی او مخدوش می‌شود بعد خود را با جو غالب تطبیق می‌دهد.

اگر می‌خواهید به طور حرفه‌ای در این قسمت کار کنید خودتان را قوی کنید و آثار مولفان اسلامی مثل شهید مطهری، آقای مصباح، آقای جوادی، علامه طباطبایی و علامه جعفری را بخوانید.

برنامه‌ریزی کنید هفته‌ای یک کتاب از آثار این بزرگان را بخوانید. بعد از چهار سال بیش از دویست کتاب خوانده‌اید.



به لحاظ نظری باید کتاب‌های اسلامی را بخوانید و به لحاظ عملی باید التزام به ارزش‌ها داشته باشید و جان خود را برای این‌ها بدهید. اگر یک لحظه خودمان به خودمان استراحت بدهیم انقلاب تمام شده است. من کار روتینم را انجام دادم، کلاسم تمام شد اگر اینگونه باشد باختیم. انقلابی کسی است که شب و روز نشناسد. کسانی بودند که در جبهه‌ها سرپا می‌خوابیدند و کسانی که یک نفری نظر یک دانشگاه را عوض می‌کردند منتها با مطالعه.

خدا می‌فرماید «فاذا فرغت فنصب» از هر مرحله‌ای از این جنگ خلاص شدی آماده مرحله بعدی شو. اگر یک لحظه غفلت کنید و این انقلاب به دست نا‌اهلان بیفتد باید جواب خون چند هزار شهید را بدهید.

باید آشنایی دائمی با معارف اسلامی داشته باشیم. باید بیست- سی سال کار کرد. یک شبه نمی‌توان ملا شد.

آیا می‌توان گفت من شخص دینی‌ام ولی تفکر در دین ندارم؟ امام علی علیه السلام می‌فرمایند «ایها الناس لاخیر فی دین لا تفقه فیه» تفقه یعنی درک درست از مسائل. دو نوع تفسیر می‌توان کرد: یکی اینکه خیری در دینداری بدون تفقه وجود ندارد و یکی اینکه در آن دینی که قابلیت تفقه در آن وجود ندارد خیری نیست. برای پیامبر هم مهم‌ترین چیز عقل بود. ایمان بدون عقل هم فایده‌ای ندارد.

فرمودند در مسیر حق از کمی تعداد وحشت نکنید. امیرالمومنین می‌فرمایند: اگر تمام عرب یک طرف بایستند و من یک طرف، نمی‌ترسم و یک قدم عقب نمی‌روم.

ایدئولوژی‌های بشری مثل مارکسیسم و کمونیسم و… پس از مدتی کهنه می‌شوند و حرفی از آن‌ها در بین ما نیست. اما دین الهی هیچ وقت کهنه نمی‌شود. سنت ما در برابر مدرنیته نیست بلکه دائما نو شونده است.


پی نوشت:
 داشتم یک دستی به سر و روی هارد رایانه می کشیدم و به قولی گردگیری می کردم که چشمم خورد به این مطلب از استاد رحیم پور.
متن فوق خلاصه ای از سخنان استاد رحیم پور است که از قرار معلوم در مرداد 1390 و دربین دانشجویان حاضر در طرح ضیافت اندیشه در شهر مقدس مشهد ایراد شده است. 
به نظرم مباحث طرح شده، پاسخ و راه کار همیشگی و همه وقتِ سوالات و دردهای داشته و نداشته ماست.

تشکر از ابراز هم دردی دوستان


انا لله و انا الیه راجعون. 

اوست که همیشه و همه وقت خودنمایی می کند. می درخشد و بودن همیشگی اش را به رخ می کشاند و راه ماندگاری و جاودانگی را نشان مان می دهد. و این درخشش در لحظات رفتن یک عزیز دوست داشتنی، بیشتر از هر وقتی به چشم می آید.


در چنین مواقعی کریمه «کل نفس ذائقه الموت» شیرین تر از همیشه بر روح و جان می نشیند و آرامشی می شود برای بی قراری ها و دل تنگی های مرگ!

بر خود فرض دانستم که از همه دوستان و آشنایانی که در طول روزهای گذشته نسبت به مصیبت وارد آمده به بنده و خانواده ام ابراز هم دردی کردند، تشکر کنم و آرزومندم که رفتگانِ همه دوستان، مشمول رحمت و غفران الهی قرار گیرند.