نظری بر چرنوبیل

در ماه‌های اخیر سر و صدا پیرامون سریالی پنج قسمتی با عنوان چرنوبیل #chernobyl در فضای رسانه‌ای و مجازی کشورمان آن‌قدرها بالا گرفت که در همان روزهای اول، در فرصتی که فذاهم شد، آن را دیدم.

حساب کنید که سریالی کوچک یا به اصطلاح مینی سریالی، بالاتر از بسیاری از سریال‌های چند فصلی و معروف، صدرنشین فهرست IMDB بشود، آدم های هنری که هیچ، پای سیاسیون هم به اظهار نظر پیرامون آن باز شود و این اظهارنظرها به چالش های سیاسی و فرهنگی تبدیل شوند و در کمتر از چند روز، چند مدل دوبله فارسی از آن به بازار بیاید و این سو و آن سو، حرف این سریال یکی از موضوعات اولویت دار گعده های چند نفره بشود، شما هم جای من باشید، با خود خواهید گفت که لابد قرار است با یک شاهکار تصویری مواجه شوم. چرنوبیل را دیدم و البته جز سریالی با یک فیلمنامه قوی و البته بازی‌هایی خوب، چیز دیگری ندیدم.

 

سریال برگرفته از ماجرای واقعی انفجار نیروگاه هسته ای به نام چرنوبیل در شهر پریپیات اوکراین در ۲۶ آوریل ۱۹۸۶(ششم اردیبهشت ۱۳۶۵) است.

ادامه نوشته

در پایتخت فراموشی

به راستی عجیب سرزمینی است افغانستان و مناسبات حیرت آور و غیر قابل درکی دارند این مردم که به سادگی نمی شود سر از کارشان درآورد. صفحه ۱۱۲ 

"در پایتخت فراموشی" یادداشت های پراکنده ای است از سفر محمد حسین جعفریان به افغانستان که بهروز افخمی، کارگردان نام آشنای سینمای ایران و البته نماینده آن روزهای مجلس شورای اسلامی او را در این سفر همراهی می‌کند. این سفر در سال ۸۱ به دعوت رسمی دولت افغانستان جهت شرکت در مراسم سالگرد احمد شاه مسعود، یک سال پس از شهادتش انجام شده است.
"در پایتخت فراموشی" آن طور که بر جلد کتاب درج شده، حاشیه نویسی از سفری به کابل و پنجشیر است. 

جعفریان را همگان به سفرهای متعدد و زندگی سالیانش در افغانستان می‌شناسند. اگر بگویم خیلی از اهالی فرهنگ این مرز و بوم - و البته نه همه مردم ایران - افغانستان، - این پاره تن مان را - از منظر و نگاه جعفریان می‌شناسند، حرف گزافی نزده ام. 

ادامه نوشته

جندی مکلف یا حرص الخمینی

کتاب شامل گزیده ای از خاطرات متفاوت اسارت چهار سال و چند ماهه حسین اصغری است که از اوایل دهه ۶۰ مسئولیت محافظت از مسئولین رده بالای نظام را بر دوش داشته که به اهتمام محسن صالحی خواه به رشته تحریر در آمده است. 

نکته محوری داستان اهمیت جایگاه شغلی اصغری در پشت جبهه - حفاظت از مسئولین - است که سبب می شود وی تلاشی جدی برای مخفی نگه داشتن هویت اصلی اش از دشمن بعثی و حتی از دیگر اسرا از خود بروز دهد و لذا در اوج مجروحیت دست به ساخت هویتی جعلی برای خود میزند و خود را نه یک پاسدار (حرس الخمینی) که یک سرباز وظیفه (جندی مکلف) معرفی می کند و البته این هویت جعلی در تمام روزهای اسارت محفوظ می ماند. 

کتاب در بیان و روایت واقعی سختی‌های طاقت‌فرسای دوران اسارت موفق بوده و مخاطب را با گوشه ای از این سختی ها و البته صبوری های آزادگان آشنا می کند، نویسنده نیز به خوبی از عهده روایت بخش‌های مختلف آن، به خصوص در حاشیه پردازی و فضاسازی برآمده است. 

اما در کنار همه ویژگی‌های خوب کتاب به نظرم جا داشت که حتی به بخشی از خاطرات پس از آزادی اصغری و بازگشتش به ایران نیز پرداخته می‌شد، هر چند که شاید این استدلال که کتاب مربوط به برش ایام اسارت نامبرده است نیز  قابل پذیرش باشد.

جندی مکلف روایت صادقانه ای است از برهه ای از تلاش تاریخی جوانانی که در ساخت آرمانشهر انقلاب اسلامی از تمام وجود و سرمایه خود مایه گذاشتند تا مسیر تحقق این آرمان شهر هموار گردد؛ مسیری که همچنان در حال پیمودن آن هستیم.

متولد اورشلیم؛ سوژه ای جذاب و دیگر هیچ 

مدتی است از انتشار مستند متولد اورشلیم (born in Jerusalem)  کار جدید تیم آرمان مدیا با کارگردانی حسین شمقدری و روایت محمد دلاوری می‌گذرد.  در روزهای گذشته فرصتی دست داد که این مستند را ببینم. 


مستند اسمی جذاب دارد و البته جذاب تر از اسمش، تیزر و آنونس آن است که با برشی سوداگرانه!! هر مخاطبی را برای دیدن آن مجاب می‌کند؛ موضوعی که البته پس از دیدن مستند، ضربه بدی به اعتماد مخاطب میزند.

ادامه نوشته

بازگشت: پدران، پسران و سرزمین مابینشان

 

کتاب «بازگشت: پدران، پسران و سرزمین مابینشان» شرح حالی است که به قلم هشام مطر نویسنده معروف لیبیایی الاصل به نگارش در آمده است. هشام مطر که پیشتر با رمان معروف «در کشور مردان» در ایران شناخته شده است، این بار در کتاب «بازگشت: پدران، پسران و سرزمین مابینشان» در ورای جستجویی برای یافتن خبری و اثری از پدرش به معرفی سرزمینی می پردازد که در طول تاریخش همیشه آمیخته با جنگ و تجاوز و دیکتاتوری بوده است. 

ادامه نوشته