وصیت نامه افشاگرانه


فردا، سال روز شهادت اسدالله لاجوردی به دست منافقین است. از شهید لاجوردی وصیت نامه افشاگرانه ای باقی مانده که دقت و تامل در برخی از جملات آن روشن کننده برخی از نکات مبهم تاریخ انقلاب به ویژه رخدادهای سالهای اولیه دهه 60 است.

بخشی از این وصیت نامه با اشاره به شهادت شهیدان رجایی و باهنر و با طعنه ای بسیار روشن، این چنین آمده است:


«خدایا تو شاهدی چندین بار به عناوین مختلف خطر منافقین انقلاب(!!) را، همانان که التقاط به گونه منافقین خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را پر کرده و همانان که ریاکارانه برای رسیدن به مقصودشان دستمال ابریشمی بسیار بزرگ به بزرگی مجمع الاضداد به دست گرفته اند، هم رجایی و باهنر را می کشند و هم به سوگشان می نشینند، هم با منافقین خلق پیوند تشکیلاتی و سپس ... ! برقرار می کنند، هم آنان را دستگیر می کنند و هم برای آزادیشان و اعطای مقام و مسئولیت بدانان تلاش می کنند و از افشای ماهیت کثیف آنان سخت بیمناک می شوند، هم در مبارزه علیه آنان و در حقیقت برای جلب رضایت مسئولین و نجات بنیادی آنان خود را در صف منافق کشان می زنند و هم در حوزه های علمیه به فقه و فقاهت روی می آورند تا مسیر فقه را عوض کنند، به مسئولین گوشزد کرده ام ولی نمی دانم چرا؟ گرچه نسبت به برخی تا اندازه ای می دانم چرا، ترتیب اثر نداده اند.

به مسئدولین بارها گفته ام که خطر اینان به مراتب زیادتر از خطر منافقین خلق است، چرا که علاوه بر همه شیوه های منافقانه منافقین، سالوسانه در صف حزب اللهیان قرار گرفته و کم کم آنان را در صفوف آخرین و سپس به صف قاعدین و بازنشستگان سوقشان داده و صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود درآورده اند، به گونه ای که عملا عقل و اراده منفصل برخی تصمیم گیرندگان قرار گرفتند و در عزل و نصب ها و حفظ و ابقاءها دست به تخریب می زنند و اعمال قدرت می کنند. ... »

...

خواندن همه وصیت نامه شهید لاجوردی را به همه دوستان توصیه می کنم.
یادش گرامی و روحش با امام شهدا محشور باد.

نتیجه شیرین حوادث تلخ این روزهای مصر

حوادث دو ماه اخیر مصر، به ویژه اتفاقات دردناک روزهای اخیر، در کنار رنجی که بر دل می نشاند، نکات فراوانی برای دقت و تامل دارد.

این روزها، تحلیل های فراوانی پیرامون چرایی اتفاقات اخیر مصر به ویژه عملکرد سراسر انتقاد «اخوان المسلمین» و آینده آن ارائه می شود؛ آیا فضای مصر به دوران مبارک باز می گردد؟ چه بر سر اخوان المسلمین خواهد آمد؟ چه آینده ای در انتظار حکومت های اخوانی کشورهای منطقه است و مباحث مختلف دیگری که در جای خود، قابل دقت و بررسی است.


اما آنچه که در این گیر و دارها برای من مهم جلوه کرده، ارتباط سقوط اخوان المسلمین در مصر و به زودی در دیگر کشورهای منطقه، حوادث روی داده در قطر و جابجایی قدرت از پدر به پسر و رابطه تنگاتنگ آن با آینده «حرکت المقاومه الاسلامیه» یا همان «حماس» است.

مُرسی این کاره نبود. این موضوعی است که در همان یکی، دو ماه اول نشستنش بر مسند ریاست جمهوری برای خیلی ها عیان شد.

حرکتِ اخوان المسلمین به سوی «سلفی گری افراطی» و عدول از مواضع و آرمان هایی که سالیان سال این گروه اسلامی به آنها شناخته می شد در کنار تسویه کامل نیروهای نزدیک به ایرانِ این تشکیلات ـ از جمله «محمدمهدی عاکف» مرشد عام سابق اخوان المسلمین که ارتباط و قرابت زیادی با ایران داشت ـ در کنار نزدیکی فراوان این تشکیلات به غرب، همه و همه، دست به دست هم دادند تا «اخوان المسلمین» که با در دست گرفتن قدرت، بارقه هایی را در دلهای معتقدان به آرمان فلسطین زنده کرده بود، در سراشیبی سقوط قرار گیرد و شد آنچه که همه می دانیم.

حماس پس از پیروزی مُرسی در مصر و آغاز جنگ در سوریه، در یک چرخش عجیب، ضمن نزدیک شدن به دولت اخوانی مصر و به تبع آن حکومت قطر! به ایجاد فاصله معناداری با ایران دست زد. موضع گیری های وقت و بی وقت برخی از سران حماس بر ضد ایران، به سردمداری «خالد مشعل» نیز موید این نکته است.

آش این موضع گیری ها آن قدر شور شد که حتی شاهد اعتراضات شدیدی از داخل غزه بر این شیوه بودیم. «محمود الزّهار» از موسسین حماس و از اعضای پرنفوذ آن و «مروان عیسی» فرمانده گردان های عزّالدین قسام ـ شاخه نظامی حماس ـ از جمله رهبران حماس بودند که ضمن اعتراض به عملکرد برخی از همراهانشان نسبت به سیاست دوری از ایران و نزدیکی به مصر و قطر هشدار دادند. حتی برخی از این اعتراضات جنبه عملی به خود گرفت و «مروان عیسی» چندی پیش به ایران آمد و با «حسن روحانی» رئیس جمهور ایران دیدار کرد.

آنچه که این روزها در مصر رخ داد، بیشتر از همه به ضرر حماس تمام شد. حماسی که بخش خارج از فلسطینش، به رهبری خالد مشعل، با نزدیک شدن به مصر و ایجاد فاصله با ایران، ضمن از دست دادن حمایت های همه جانبه ایران اعم از مالی، سیاسی و … ـ پس از موضع گیری های مشعل بر علیه ایران و همکاری های شاخه خارج از فلسطین این تشکل با شورشیان سوری و رساندن سلاح و تجهیزات به آنها، کمک های مالی ایران به این بخش از حماس به طور کامل قطع شد ـ شریک تازه یافته را نیز در چنگال نظامیان «حسنی مبارک» می بیند. بی شک ضرب المثل معروف «از اینجا مانده و از آنجا رانده» حال و روز برخی از سران حماس ـ به ویژه جناب خالد مشعل ـ است.

حوادث اخیر مصر و نیز تحرکات و تدابیر جدید رهبران حماس به ویژه رهبران مستقر در داخل فلسطین این تشکیلات، همه و همه، حاکی از خبرهای خوبی برای جریان مقاومت است؛ انحراف ایجاد شده در حماس اصلاح و «حرکت المقاومه الاسلامیه» به مسیر اصلی اش باز خواهد گشت. این خبر خوبی است که از تلخی حوادث مصر می کاهد.

حرکت مقاومت اسلامی برای رهایی قدس شریف، در روزهای آینده پرطنین تر از قبل به راه خود ادامه خواهد داد.

مباحث «علی و شهر بی آرمان» نیاز روزهای پیش رو


در ایام منتهی به شب های قدر و شهادت حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) کتاب علی و شهر بی آرمانِ رحیم پور را برای چندمین بار به دست گرفتم و در همان ایام دوبار خواندم.

«علی و شهر بی آرمان» اولین جلد از مجموعه ی «طرحی برای فردا»ست که حاصل گفتگویی تلویزیونی از «حسن رحیم پور ازغدی» است. این کتاب شامل متن 4 جلسه گفتگوی زنده ای است که در شب های 18 تا 21 ماه مبارک رمضان و در سال 1379 از سیما پخش شد.


«علی و شهر بی آرمان» بازخوانی اندیشه ها و ایده های حکومتی امیرالمومنین (علیه السلام) است که با زبانی شیوا ـ آن طور که مختص سخنرانی های رحیم پور است ـ و در 4 عنوان «حکومت آرمانی حکومت شکست خورده نیست»، «اقتصاد اسلامی، اقتصاد انسانی»، «انقلاب در حکومت، بازگشت به اصول» و «آزادی، قرائت ها، خودی و غیر خودی» بیان شده است.

در سالهای اخیر چندین چاپ از این کتاب به دستم رسید و البته همه را هم خواندم. به برخی از دوستان و حتی به برخی از کتابخانه ها هم نسخه ای از آن را هدیه کرده ام. بازخوانی مجدد این کتاب با توجه به فاصله 13 ساله ی ایراد آن، یک نکته را عیان تر از همیشه، جلوی چشم می آورد و آن اینکه این اندیشه ها کهنه شدنی نیست وانگار، هر چه جلوتر می رویم، نیازمان به آنها بیشتر می شود.

به نظرم در سالهای اخیر و به ویژه در روزهای پیش رو، تاکید بر آنچه که در این کتاب آمده، بیش از قبل، نیازمان خواهد شد.

دوستان را به خواندن ـ یا دوباره خواندن ـ این کتاب کم حجم اما پر محتوا دعوت می کنم.

متن این کتاب را در قالب pdf  و صوت این گفتگوها را می توانید از طریق لینک های زیر دریافت کنید:

  علی و شهر بی آرمان

دریافت صوت متن کتاب ( شماره های 6 تا 9 را دانلود کنید)

پایان ماه رمضان و استمرار سبک جدید زندگی


ماه رمضان در کنار همه ی برکات و خیرات بی شماری که برای روزه داران به ارمغان می آورد، عطیه ی ویژه ای نیز به همراه دارد که ناخواسته روزه دار را درگیر آن می کند. موضوعی که به خودی خود، حتی بر مبنای خواست فرد در ماه های دیگر سال، به راحتی حاصل نخواهد شد.


ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

باران، تناقض، چای و آن فرخنده شب رمضان الکریم


یکی از دغدغه های ذهنی چند مدت گذشته ام که این اواخر، خوره ی روح را می مانست، در تناقض آرزو و نفرت، بدجور دلم را آشوب کرده و در سراشیبی شک و تردید به قعود و نشستن وادارم کرده بود.

یکی از آن فرخنده شب های رمضان الکریم، تابِ دل طاق شد و خسته و ناآرام زدم بیرون.

مقصدم معلوم بود، آما آدمی بی هدف را می مانستم.

باران می بارید، چه باریدنی! خوش و دل نواز از سویی، و تند و غربت آور از سویی دیگر و این تناقض، باری دیگر بر تناقض های دل!


منتظرم نبود. مشغول خواندن و نوشتن بود؛ این بی همتاترین و زیباترین کار عالم! حالم را که دید، خندید. گفت: تو انگار درست شدنی نیستی! دلم گرفت. باری بر روی باری دیگر.

مرا مهمان استکانی از آن چای های معروفش کرد. چایی که با 3 دانه خرما تعارفت می کند و آن قدر به دل می نشیند که خرماها را می بلعی و چای را ذره ذره می نوشی.

من چای می خوردم و لذت می بردم و او نگاهم می کرد. از آن نگاه هایی که آرامت می کند و دردهایت را هر چقدر هم که باشند، همه را، بقچه می کند و می گذارد یک گوشه!

نگاهش کردم و بلند آهی کشیدم: آآآه! راحت شدم!
خندید. دست به قوری شد که چای دوم را بریزد. گفت:

پیرِ پیمانه کشِ من که روانش خوش باد
گفت: پرهیزکن از صحبتِ پیمان شکنان.
دامنِ دوست به دست آر و زِ دشمن بگسل!
مردِ یزدان شو، ایمن گُذر از اهرِمنان

...

چای دوم را، لذیذتر از اولی نوشیدم و راه افتادم.
باران می بارید، چه باریدنی، شدیدتر از قبل، اما دیگر تناقضی وجود نداشت!

لطفا مستند «حماسه توحیدی» را بدهید آقای روحانی ببینند


شنبه شب گذشته (12 مرداد 1392) شبکه سوم سیما پس از بخش خبری ساعت 22، مستند زیبا و تاثیرگذاری با عنوان «حماسه توحیدی» را به روی آنتن فرستاد.

این مستند، گزارشی کوتاه از تلاش جانباز شیمیایی، «شهید نقی توحیدی» برای حضور در انتخابات اخیر و دادن رای است که البته در عین کوتاهی، بسیار جالب بود.

shahid-touhidi-02-www-varamincity-com

شهید نقی توحیدی، جانباز شیمیایی جنگ تحمیلی بود که قریب یک هفته پیش به خیل یاران شهیدش پیوست.
شهید توحیدی علی رغم اینکه به علت وخیم شدن وضعیت جسمانی در خانه بستری بود، اما اصرار زیادی بر حضور در انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری داشت.

وقتی پیگیری دوستان و خانواده او برای حضور صندوق رأی سیار در منزل این جانباز شیمیایی به جایی نمی‌رسد و او از نیامدن صندوق سیار مطمئن می‌شود، به یکباره از جا بلند شده و هر جور هست خود را به حوزه رأی گیری رسانده و رأی خویش را درون صندوق می‌اندازد.

مستند «حماسه توحیدی» شرحی است بر حماسه‌آفرینی این جانباز شیمیایی ساکن ورامین در سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی.

«نقی توحیدی» قریب یک هفته پیش بر اثر شدت عوارض ناشی از تنفس گازهای شیمیایی در دوران دفاع مقدس، به خیل شهدا پیوست.

این مستند زمانی پخش شد که آقای حسن روحانی، رئیس جمهور محترم، تازه چند ساعتی از دریافت حکم تنفیذش می گذشت.


احتمالا به دلیل مهیا شدن ایشان برای حضور در جلسه تحلیف در روز یکشنبه، ایشان این مستند را ندیده اند.

بد نیست که مسئولین صدا و سیما یا دوستان و نزدیکان آقای روحانی، این مستند کوتاه را به دست ایشان برسانند و ایشان هم آن را ببینند.

قطعا اهمیت و ارزش آن بار سنگینی که در مراسم تنفیذ از آن سخن گفتند، بیشتر برایشان جلوه خواهد کرد.

«حماسه توحیدی» را می توانید به شکل آنلاین از اینجا مشاهده کنید .

و یا از طریق لینک های زیر دانلود نمائید:

گدا، جز از تو، از که بخواهد؟ / خوشا آنانکه مضطر تواند!


نظری بر دعای روز بیست و ششم ماه مبارک رمضان
همه تویی؛ نزدیک و شنوا و اجابت کننده
تو شنواترینی! قریب (نزدیک) هم هستی! مجیب (اجابت کننده) هم هستی و این یعنی نورٌ علی نور!
وقتی بدانم شنونده تویی و دل خوش باشم به اجابتت، شوقی دلم را لبریز می کند که وصف کردنی نیست. تلاش هایم را بپذیر و جز خودت از آن ها تقدیر مکن و گناهم را بیامرز و عملم را بپذیر و نقص و کمبود و عیبم را بپوشان، ای آنکه هم نزدیکی و هم شنونده ای و هم اجابت کننده!


ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

شیخ فضل الله و نتیجه استیلای غرب زدگی


بی شک یکی از مهمترین و تاثیر گذارترین وقایع تاریخ معاصر ایران که اثرات آن و تقابل های برخواسته از آن، تا هم اکنون نیز در فضای فکری، سیاسی و اجتماعی ایران دیده می شود، حادثه مشروطه و رخدادهای پیش و پس از آن است.

در این میان، نقش، حضور و اثرگذاری روحانیت اصیل معتقد به حضور موثر دین در مناسبات اجتماعی به وضوح دیده می شود. جریان اصیلی که در دوران مشروطه و به ویژه در رخدادهای پس از آن، توسط روحانیونی همچون آیت الله شیخ فضل الله نوری و آیت الله حاج ملا محمد خمامی نمایندگی و راهبری می شد.

نقش شیخ فضل الله نوری ـ چه در پیشبرد نهضت عدالتخانه و چه در تشخیص انحراف مشروطیت و حوادث پس از آن ـ از اهمیت به سزایی برخوردار است.


امروزی که از ما گذشت (11 مرداد) مصادف با سالروز شهادت مظلومانه این شیخ شهید است. حادثه ای که در روزهای اخیر و به ویژه در سالروز شهادت این شهید مظلوم، متاسفانه از کمترین بازخورد در رسانه های کشور برخوردار بوده و هست ـ حداقل پیگیری و جستجوی سطحی من، خبر از این موضوع می داد ـ چرایی اش را من نمی دانم، اما انگار مظلومیت، موضوعی جاودانه است.

از بعد از شهادت شیخ شهید، خط تحریفِ مشروطه، تلاش گسترده ای را برای کمرنگ نشان دادن نقش وی در حوادث منجر به مشروطه آغاز نمود که این خط تا هم اکنون نیز ادامه دارد. تلاشی که با همه ی گستردگی و هجمه، هرگز نتوانست آن طور که می خواست، این نقش را کمرنگ کند.

بی شک، شخص شیخ فضل الله نوری، بیشترین تاثیر را در پیروزی نهضت عدالتخانه و پس از آن، در پیروزی مشروطه داشت. همراهی وی با علمای تهران ـ طباطبایی و بهبهانی ـ در خروج از تهران و تحصن در قم، بیشترین اثر را در همراهی عموم مردم با این نهضت داشت، به نحوی که پس از همراهی شیخ فضل الله با علمای راهی تحصن، شاهد اوج گیری پیوستن مردمی به این نهضت بودیم.

شیخ فضل الله علاوه بر این همراهی، بخش اعظم هزینه های مربوط به تحصن علما را بر دوش می گیرد. بعدتر در نوشته های به جای مانده از او دیده می شود که اشاراتی به اخذ وام و گرفتن قرض جهت تامین هزینه های نهضت می کند.

نقش وی در پیش برد اهداف نهضت آن قدر پررنگ و دارای اهمیت است که مشروطه نگارانِ خطِ تحریفی همچون آقا خان کرمانی ازلی مسلک و کسروی نیز نتوانستند بر آن چشم بپوشند.

پس از تشکیل مجلس ملی، تلاش شیخ فضل الله و علمای همراه وی هرچند منجر به تصویب نظارت علما بر مصوبات مجلس شد، اما تا پایان دوره پهلوی، هیچ گاه شاهد اجرایی شدن این مصوبه نبودیم.

ریزبینی و نکته سنجی شیخ فضل الله و توانایی فهم و درک حرکت جریان های مختلف، سبب شد تا وی با تشخیص صحیح مسیر حرکت مدعیان مشروطه خواهی، تمام تلاش خود را برای جلوگیری از استقرار حکومتی لائیک در پوشش مشروطه به کار گیرد و البته جانش را هم در این راه فدا کرد.

 

شیخ فضل الله در 11 مرداد 1288 ه.ش مصادف با 13 رجب 1327 ه.ق به دستور دادگاه فاتحان تهران و با حکم روحانی فراماسونری چون زنجانی، به دار آویخته شد تا برای همیشه ی این مرز و بوم، ـ به قول آل احمد ـ نعشش بر بام سراي اين مملکت به عنوان نتیجه استیلای غرب زدگی برافراشته باشد.

در لحظه قبل از اجرای حکم، يکي از رجال وقت با عجله براي او پيغام آورد که شما اين مشروطه را امضا کنيد و خود را از کشتن برهانيد.

ايشان در جواب گفت: « ديشب رسول خدا را در خواب ديدم فرمودند: فردا شب مهمان مني» ... «من چنين امضايي نخواهم کرد».

اولین بار چه کسی پیشنهاد شرکت در انتخابات ریاست جمهوری را به روحانی داد؟


چه کسی برای اولین بار پیشنهاد نامزدی دکتر حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری را داد؟

برای اولین بار، پیشنهاد حضور حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری در چه سالی مطرح شد؟

کمی به این دو سوال دقت کنید.

مطمئنم پاسخ اکثر خوانندگان این دو سوال، شبیه به این مضمون باشد:

سوال اول: هاشمی رفسنجانی
سوال دوم: حداکثر در اواسط سال 1391.

ولی نکته جالب اینجاست که جواب همه کسانی که این طور به این دو سوال پاسخ دادند،، اشتباه است.

اولین کسی که پیشنهاد حضور حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری را مطرح کرد، نه هاشمی و نه هیچ یک از هم فکران او نبودند.

به تصویر زیر دقت کنید:


مجله گزارش شماره 201، مهر 1387

خلاصه قاسم روانبخش است دیگر!!

آسمان بارانی!!


آسمان!
مثل تو امشب دل من بارانی است ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امروز حال و هوای رشت عجیب بارانی بود. الان هم، آسمان، یک ریز، غم و غصه هایش را نازل کرده روی اهالی این حوالی.
این طور وقتها، آسمان، نازنین دوستِ هم دلی است.

فرمول ساده بهشتی شدن

نظری بر دعای روز نوزدهم ماه مبارک رمضان
راهنمایم باش ...

اگر راهنما تو باشی، هم بهره آدمی فراوان است و هم راه رسیدن آسان و هموار!
راهنمایم باش و محرومم نکن از پذیرش اعمال و حظّ و بهره ام را از برکاتت فراوان کن!


ادامه مطلب ...



ادامه نوشته

خودشناسی راه حل همه هراس هاست + صوت


دکتر ابوالقاسم حسینجانی، نویسنده، شاعر و نهج البلاغه پژوه معروف کشورمان است که یکی از آثار بسیار ارزشمند او در حوزه نهج البلاغه، ویرایش کتاب قرآن در نهج البلاغه، اثر حضرت آیت الله جوادی آملی است. دوستان خدا در نهج البلغه دکتر حسینجانی مدتی پیش برنامه ای کوتاه و در نوع خود جالب در رادیو فرهنگ داشت که در آن به بررسی مفاهیم و مباحث نهج البلاغه می پرداخت. حسینجانی در این برنامه که با عنوان «کلام جاودانه» از «رادیو فرهنگ» پخش می شد، از منظری نو و با تکیه بر تعریف ها و بازتعریف مفاهیم، کلمات و واژه ها به بررسی جملاتی از نهج البلاغه می پرداخت.


این برنامه که حداکثر، زمان اجرای آن ۷ دقیقه به طول می انجامید، با توجه به زیبایی کلام حضرت امیر (علیه السلام) و نیز دقت نظر حسینجانی، لحظاتی زیبا لبریز از تامل و اندیشه را به مخاطب عرضه می کرد.

فایل صوتی چند جلسه از این برنامه به دستم رسید که از این پس، هر از چندگاهی ـ تلاش می کنم به صورت هفتگی ـ متن پیاده شده این جلسات، در کنار فایل صوتی آن را به مخاطبین ارائه نمایم.

بی شک دقت در این متن های کوتاه، باب جدیدی از این کتاب عزیز و شریف را پیش روی مان خواهد گشود.

***

من نهج البلاغه را کتاب تعریف ها و باز تعریف ها می دانم.

در حکمت ۲۱ نهج البلاغه آمده است:

قُرِنَتِ الهَیبَهُ بِالخَیبَۀِ، وَالحَیاهُ بَالحِرمانِ، وَالفُرصَۀُ تَمُرَّ مَرَّ السَّحابِ، فَانتَهِزوُا فُرَصَ الخَیرِ.
ترس، با ناامیدی و شرم با محرومیت همراه است، و فرصت ها چون ابرها می گذرند، پس فرصت های نیک را غنیمت شمارید.

ترس داشتن و بابیم و هراس وارد کارها شدن، به ناامیدی ختم خواهد شد.  در این متن به همین بخش از این حکمت (قُرِنَتِ الهَیبَهُ بِالخَیبَۀِ) خواهیم پرداخت.

مفهوم اینکه ترس داشتن، قرین ناامیدی است، یعنی چه؟
باید دقت داشته باشیم که پروا نکن، پرواز کن. انسان، تمام ارزشش به سؤال و جستجوگری اوست. حتی قرآن را هم برای ثواب نخوانید. قرآن را برای جواب بخوانید. سؤال داشته باشیم و آنگاه به چیزی گوش بدهیم. به مشکلی برسیم و بعد به دنبال راه حل باشیم. پای صحبت قرآن هم که می نشینیم، طوری برخورد کنیم که هر کلمه و هر آیه اش پاسخ یک سؤالی برای ما باشد. منظور از هم نشینی و دل نشینی، همین است. با علی(علیه السلام) هم، هم اندیشی کنیم. سؤال طرح کنیم و در لا به لای کلمات حضرت، به دنبال پاسخ باشیم.

می گویند بر روی شاخه بلند یک درختی، گنجشک ها لانه درست کرده بودند و روزگار را به راحتی سپری می کردند. روزی این گنجشک ها می بینند که یک مار بسیار وحشت ناک از تنۀ درخت بالا می آید تا آن ها را لقمۀ طمع خود کند. گنجشک ها می ترسند و در لانۀ خودشان شروع به لرزیدن می کنند. تنها کمی مانده که این مار، این اژدها و این افعی، زهرش را در جان این گنجشک ها بریزد، یکی از این گنجشک ها به یاد می آورد که می تواند بپرد. این اژدها نمی تواند بپرد، اما گنجشک می تواند پرواز کند. تو در مواقع ترس از پروازت استفاده کن. (قُرِنَتِ الهَیبَهُ بِالخَیبَۀِ)، یعنی این. یعنی پروا نکن، پرواز کن. راه پرواز را که بر روی ما نبسته اند.

انسان، یعنی اینکه در بن بست قرار نگرفتن و هرکس در بن بست قرار بگیرد، هنوز به معنی واقعی انسان بودن خودش نرسیده است.

تمرکز، قدرت آفرینی است. اگر ما دوباره به خودمان برسیم و روی خودمان متمرکز بشویم و به خود بیائیم و بدانیم که چه می توانیم انجام دهیم، آن گاه به جهان و به زمان معنی خواهیم بخشید. یعنی خودشناسی راه حل همۀ هراس هاست. انسان هراسی را می توان با انسان شناسی درمان کرد. قُرِنَتِ الهَیبَهُ بِالخَیبَۀِ. ترس جز ناامیدی، جز کنار کشیدن و منزوی شدن، هیچ دستاورد دیگری نمی تواند داشته باشد.

آستین ها را بالا بزنیم و با علی (علیه السلام) به راه بیفتیم و مطمئن باشیم که می توان جلو رفت.

  دریافت فایل صوتی این جلسه


جلسه اول: ویژگی دوستان خدا از منظر امام علی (علیه السلام) + صوت

امام رأفت دوران بي مرامي ها


همه چیز و همه جا و همه لحظه های ماه رمضان شیرین و نمکی است، اما برای من، شب میلاد امام حسن (علیه السلام) چیز دیگری است.

همه ی رمضان یک سو و شب نیمه رمضان و روز و شام نیمه اش یک سو!

به قول رفیق شاعر و خوش صدای مان؛ یک پا برای خودش شب قدری است این نیمه رمضان!

دیشب هم یکی از آن بی نظیر شب های ماه رمضان بود که از قضا نیمه رمضان بود!

وقتی اول شب و بعد از افطار، سبحان، با آن شعر بالا و بلندش زمین گیرم کرد، فهمیدم که امشب، از آن فرخنده شب های بی نظیر عمر است.

وقتی خواند:
امام رأفت دوران بي مرامي ها

و یا گفت:
خوشا به حال گدايي كه چون شما دارد

امشب دنبال متن کامل شعر گشتم و اینجا یافتمش. شعری دلنشین و زیبا از وحید قاسمی:

امام رأفت دوران بي مرامي ها
نشسته اي سر يك سفره با جذامي ها
خيال كن كه منم يك جذامي ام آقا
نيازمند نگاه و سلامي ام آقا


مهدی عسکری عزیز هم پشت تلفن از کرامت امام مجتبا گفت و دعای شیرینی که برایم کرد و دلی که از من لرزید و لرزشش هنوز خوب نشده؛ در آرزوی استجابتش!

لحظه های اولیه بامداد نیمه رمضان بود که پیامک عزیز دیگری، دلنشین تر از همه به دستم رسید. عزیزی که افطار نیمه رمضان را میهمانِ فرزندِ امام مجتبا، رهبر عزیزمان بود.

به مناسبت میلاد امام کرم، نوشت:
زادروز امام حسن مجتبا ـ آن آسمان زخمی زمین، در این هوای خانگی مسموم ـ برای همه ی خداباوران جهان، با برکت باد!

و حال که نسیم خوش اولین ساعات بامداد 16 رمضان وزیدن گرفته، می بینم که این برکت، چه سراسر، باریدن گرفته!

گفتم باریدن و یاد عصر امروز افتادم. در این هُرم گرما، دست دلی از آستانی بیرون بیاید و چندین کیلومتر آن طرف تر، سر وعده نداشته حاضر شوی و باران ببارد، آن هم در این گرما!

انگار منتظرم بود. همین که رسیدم، بغضم ترکید و دلم بارانی شد، دلم! و نه چشمم! و آسمانی که نَم نَمَک چند دقیقه ای بارید.
گفتم دوسالی هست که ندیدمت نامرد!
خندید و گفت: دوسال نیست، زیاده حساب کردی، آخرین بار، یازده ماه پیش بود، یادت نیست؟

...
یاد آن شب نیمه رمضان رویایی افتادم. 

***

... هیچ چیز شیرین تر از مصلحت خدا برای آدمی نیست ... امروز این جمله را خیلی زیاد تکرار کردم. کاش که خودم هم به این یقین برسم.

عصری، رفتار دو دوست همراهم، خاطره داداش علی یه بنده خدایی را دوباره زنده کرد. خاطراتی که چون یک زخم کهنه دوباره نمک خورد و البته به مدد عبرت های بعدش آرام شد. عبرت های بعدی که خلاصه اش همین یک جمله است: هیچ چیز شیرین تر از مصلحت خدا برای آدمی نیست.

یادم باشد در روزهای آینده سری به داداش علی آن بنده خدا بزنم!