روز ناگریز


این روزها، روز ناگریز قیصر، بیشتر از هر وقتی به دلم می نشیند. هر وقت می خوانمش، به نیمه نرسیده، اشک جاری می شود و در زلال تصویرسازی های بی مثال قیصر، جانی و طراوتی دوباره می یابد.

روز ناگزیر ـ این یکی از شاهکارهای بی بدیل قیصر ـ در وصف آرمان شهر واقعی آدم ها، آن چنان صادق و صمیمی است که هر شنونده و هر خواننده ای را از عمق جان، در گیر می کند و آرزوهای بی نظیرش را، چون یک حسرت همیشگی  پیش روی چشمانش جان می دهد و غبطه ی رسیدن را در وجودش به جوشش می آورد.

روز ناگزیر، داستان توأمان از کجا آمدن و به کجا رفتن آدمی و مدینه فاضله ی ما بین این سیر ناگزیر است که در قفس چند روز ساخته ی عالم خاکی، نشانه های باغ ملکوت را روایت می کند.

روایتی که اشتیاق زیستن در این جغرافیای زمانی و مکانی بی مثال را در درون آدمی زنده و پویا می کند و البته، حسرت جانکاه نرسیدن را، دردآورتر از هر وقتی، پیش روی چشمانش جان می دهد. حسرتی که ترس وقوعش، دردی از دردهای واقعی ـ و نه مبتذل ـ زندگی است.

ای روز آمدن!
ای مثل روز، آمدنت روشن!
این روزها که می گذرد، هر روز
در انتظار آمدنت هستم!
اما
با من بگو که آیا، من نیز
در روزگار آمدنت هستم؟


سفر به سرزمین موعود-2


ظهور انسان کامل وبه تعبیر اسناد و کتب مسیحیت، فرزند انسان، و شیرینی های وعده داده شده بر هنگامه ی ظهور از سوی انسان های پاک سرشت، سبب شده که نزدیک شدن آن روزهای بی نظیر آرزوی قلوب همه آنهایی باشد که دل به حکومت حق و حقیقت داده اند. اما رسیدن به آن روزهای زیبا را گریزی نیست جز عبور از مسیر سیاه ظلم و تاریکی جهالت.
ابن عباس می گوید: در حجة الوداع با رسول خدا (صلی ا... علیه و آله) مشغول انجام مناسک حج بودیم که حضرت حلقه در کعبه را گرفته و رو به ما کردند و فرمودند: آیا می خواهید شما را از نشانه ها و حوادث پیش از ظهور خبر دار کنم؟ سلمان که از همه به ایشان نزدیکتر ایستاده بود، گفت: بلی یا رسول ا...!
ایشان فرمودند: از جمله آنها... تکریم و بزرگداشت ثروتمندان و مال پرستان و فروختن دین به قیمت دنیاست... (1)
یکی از این منجلاب های تاریکی و لحظات ظلمانی که نزدیک شدن دقایق زیبای ظهور را به تأخیر می افکند، تکریم و احترام پول داران و مال پرستان است، آفتی که اگر به دور از تعصبات و خودخواهی ها، کمی بیندیشیم، خواهیم دید که این روزها بد جوری به جانمان افتاده و سرمایه و محصولمان را به تاراج برده است.
در آموزه های بی نظیر و الهی رسول مهربانی، آموخته بودیم که «انما المؤمنون اخوه» (2) و نیز » « ان اکرمکم عند ا...اتقاکم» (3) شنیده بودیم که همه ی مؤمنین، چه فقیر و چه غنی،همه با هم برادرند و در این میان آن کس که خدا ترس تر باشد، در نزد خدای متعال از درجه و اعتبار بیشتری برخوردار خواهد بود. اما جهالت و غفلت آخر الزمان سبب شده که این روزها ثروتمندان و پول پرستان را به سبب داشتن سرمایه مورد اکرام و بزرگداشت بیشتر قرار دهیم و این یعنی غفلت از زیبایی های ظهور.
جهالت آخرالزمان سبب شده که ارزش ها متغیر شوند. در جمع های عمومی و در مجالس، احترامی که به یک فرد ثروتمند که معلوم نیست ثروتش را از کجا و از چه راهی گرد آورده است، می گزاریم خیلی بیشتر از یک فرد عادی و گاهاً فقیر است. بهترین مکان مجلس برای ثروتمندان است و این وسط اگر جایی باقی ماند از آن فقرا!
باید بپذیریم که برای نجات از مهلکه های جانکاه آخرالزمان در مسیر سفر به سرزمین موعود، دقت و توجه به جملات انسان های پاک سرشتی چون رسول خدا (صلی ا... علیه آله) بیش از هر چیز دیگری لازم و ضروری است.
کمی تأمل کنیم وبا تغییر در ملاک های امروزی و البته جاهلامه ارزش و اعتبار که برخواسته از جاهلیت مدرن آخرالزمان است، نزدیک شدن سپیده ی صبح ظهوررا سبب شویم.

 پاورقی ها

(1) الساده، مجتبی، شش ماه پایانی، ص 29.

(2) سوره یحجرات، آیه 10.

(3) سورهی حجرات، آیه 13.