محرمیه

این دو سه روز اخیر را مشغول این #پژوهش کم نظیر #دکتر_محمدرضا_سنگری پیرامون واقعه #عاشورا هستم و به مدد این #کتاب در این روزها و شب های کم نظیر دل و جانم را هم افق #عاشورائیان می کنم.
#آینه_در_کربلاست، الحق مانند دیگر آثار این #عاشورا_پژوه دلسوخته، اثری متقن، کامل و البته کم نظیر در بازشناسی حادثه عاشوراست.
این روزها بیشتر از هر وقتی معتقدم که بهره ای که از #کربلا و #قیام_امام_حسین می بریم به دلیل محرومیتی که در خود از منظر شیوه نگرش به این #انقلاب ایجاد کرده ایم، بهره ای بسیار کم و ناچیز است.
عاشورا گنجینه ای بی نظیر است که متاسفانه نگاه محدود ما سبب شده از درک مفاهیم بلندش محروم بمانیم.
این کتاب سترگ #دکتر_سنگری فرصتی را فراهم می آورد که از منظری دیگر به نظاره این تابلوی بی مانند بنشینیم.

#محرم
#کربلا_جاری_است

telegram.me/barane_adl

***

در زیارت اربعین می خوانیم:
و بذل مهجته لیستنقذ عبادک من الجهاله وحیره الضلاله

امام حسین (علیه السلام) کسی است که برای نجات بشریت از گمراهی وجهالت، جانش را فدا نمود.
 
حال بهره ما از این سفینه نجات چه بوده و چه هست؟
آیا تنها عزاداری و تنها بر سینه و سر زدن کافی است؟ آیا خواندن و شنیدن روضه های سنگین، مکشوف و گاه شبهه دار ما را هم راستا و هم افق عاشورائیان می کند؟
در شام غریبان سید الشهداء و یاران شیدایش، کمی بیشتر اندیشه کنیم.
امام حسین (علیه السلام) پس از گذشت بیش از 1400 سال از عاشورای سال 61 هجری، همچنان در غربت و تنهایی به سر می برد؛ اما این بار در غربت و مظلومیتی مضاعف!!

#محرم
#کربلا_جاری_است

telegram.me/barane_adl

باورم شد که زائرت شده ام ...

دم در خادمت مرا می گشت / بعد از آن گفت: التماس دعا

باورم شد که زائرت شده ام / نزد تو اعتبار دارم و بس


در باب الجواد، اذن دخول / بوسه ای روی سنگفرش حرم

خاک کفش مرا تبرک کرد.. / شرمی از کفشدار دارم و بس


می رسم تا کنار پایین پا / السلام علیک می گویم

و علیک تو هم گرو باشد.. / من، سلامی ز یار دارم و بس


در فشارم ولی حواسم نیست / دست هایم پی تو می گردند

به ضریحت بگو که ناز کند / من فقط با تو کار دارم و بس


بین جمعیتی که گرد تو اند / صلوات و سلام همهمه ها

جیغ یک زن بلند می آید: / حاجتی واگذار دارم و بس


من که خسته نمی شوم اینجا / تو انیس النفوس و من مأنوس

کس و کارم فقط تویی آقا! / با تو تنها قرار دارم و بس


می نشینم فقط نگاه کنم / اشک هم که خود شما دادی

یاد دادی چگونه گریه کنم / روضه ای را نثار دارم و بس:


زینب خسته صبح یازدهم / آمد و بهت زد: أ أنت أخی؟

روی گونه غبار داری و خون / روی گونه غبار دارم و بس.


آقا به من اجازه پرواز می دهی ...


نگاهی تاریخی به چرایی قیام سید الشهداء

هلال غمگین ماه در غروب شب سوم محرم الحرام 1435 ـ گیلان، رشت، شهر سنگر


هر ساله در آغازین روزهای سال قمری ، همه دوستداران خاندان پیامبر اکرم ( صلی ا… علیه و آله) ، در عزای حضرت حضرت سیدالشهدا (علیه السلام ) به سوگ می نشینند و با برپایی مراسم عزاداری،نام آن امام بزرگوار را زنده تر از هر وقتی بر ماذنه های رفیع دل خود فریاد می زنند.

اما متاسفانه آن چیزی که در این بین گاهی به فراموشی سپرده می شود و یا اینکه کمتر مورد توجه قرار می گیرد، مسائل و مباحث معرفتی و معرفت شناختی پیرامون وجود مقدس حضرت سید الشهدا (علیه السلام ) و نهضت پربار و پر ثمر آن حضرت است. ما گاهی در عزاداری های خود فراموش می کنیم که معرفت حسین (علیه السلام ) ما را بالا می برد و ما را آزاد مرد می کند و آدمی را اهل حق و حقیقت و عدالت میکند.


لطفا ادامه مطلب را ببینید. 



ادامه نوشته

حسین آباد ...


 و جهان «حسین آباد» می شود ...


غروب شب اول محرم الحرام 1435 ـ گیلان، رشت، شهر سنگر
اگر فرصت کردید، ببینید:
1
2

السلام علیک یا حضرت باران


امام جواد علیه‌السلام مظهر مبارزه‌ى با باطل بود، او كوششگر براى حكومت الله بود. ۱۳۷۶/۶/۱۷‌ او نمودار و نشانه‌ى مقاومت است. انسان بزرگى كه تمام دوران كوتاه زندگيش با قدرت مُزَور و رياكار خليفه‌ى عباسى -مأمون- مقابله و معارضه كرد و هرگز قدمى عقب‌نشينى نكرد و تمام شرايط دشوار را تحمل ‌كرد و با همه‌ى شيوه‌هاى مبارزه‌ى ممكن، مبارزه كرد. ۱۳۶۰/۲/۲۵



دل من را اسیر تو کرده
جلوه هایی که دم به دم داری
حضرت عشق! حضرت باران!
در دل خسته ام حرم داری


ادامه نوشته

آقا به من اجازه ي پرواز مي دهي!؟

مرحوم علی صفایی حائری(ره): 

من گاهی شده در قم اگر یک پنجشنبه، جمعه فرصتی باشد و یکی از دوستان ماشین داشته باشد و بگوید بیا برویم مشهد،حتّی اگر یک هفته قبلش مشهد بوده ام، رویم نمی شود بگویم که نمی آیم. عصر چهارشنبه از قم حرکت میکردیم و می آمدیم تهران، ده- دوازده ساعته، با چه بدبختی از آن جاده می آمدیم (با داستان ها و وضعیت هایی که بماند !)حتّی شده در شب گیر میکردیم، راه می افتادیم و می آمدیم. می رسیدیم مشهد. دو تا زیارت نکرده، دوباره غروب راه می افتادیم بر می گشتیم.

چرا آدم این طور می شود؟ ما، دربدری های دیگر را ندیده ایم. ما سالها دربدری سلمان را هنوز نفهمیده ایم. این است که برای مان سخت است که دو روز در بیابان ها برویم.

 با هرم دستهاي تو گرما گرفته است
عشقت عجيب در دل من جا گرفته است

آرامشي شبيه به صحن و سراي تو
چشمان شوق را به تماشا گرفته است

از صحن جامع رضوي تا به انقلاب
يک چشمه نور تا به ثريا گرفته است

جان من است! اين که شبيه کبوتري
يک گوشه در کنار تو ماوا گرفته است

آقا به من اجازه ي پرواز مي دهي!؟
بالم زبس نشسته ام اينجا گرفته است

اينجا هزار پنجه ي خورشيد پشت ابر
در انتهاي غربت دريا گرفته است

هرکس که حاجتي زتو درخواست مي کند
با چشمهاي خيس تمنا گرفته است

ديدم کنار پنجره فولاد مادري
دستش تمام روزنه ها را گرفته است

"طفلي مريض دارم و دستم به دامنت!
آقا! ... دلم ز مردم دنيا گرفته است"

هر گوشه اي که مي نگرم دل شکسته اي
با تو زبان به شکوه و نجوا گرفته است

معلوم نيست سيطره ي مهرباني ات
از اين حريم تا به کجاها گرفته است

هر صحن و هر رواق تو هرجا به هر زبان
جمعيتي به ذکر شما پا گرفته است

هر چند عشق ناب تو آقا چو کيمياست
بازار عشق بازي ات اما گرفته است

شک نيست هر که زائر شش گوشه مي شود
از آستان لطف تو امضا گرفته است

هر کس هواي کوي ابالفضل مي کند
از تو برات کرب و بلا را گرفته است

دست مرا بگير ... مرا تا حرم ببر
کار دلم بدون تو بالا گرفته است...!

باري به دوش دارم و آهي به سينه ام
اين سينه از براي تو آقا گرفته است


کریمه ترین مریم کویر




از انجماد زمین می رهانی ام بانو!
به سمت آینه ها می کشانی ام بانو!

دلم به پنجره هایت دخیل می بندد
شبی که منتظر مهربانی ام بانو!

مگر برای دلم عارفانه می خوانی!
که روبه روی خدا می نشانی ام بانو!

تمام خانه ات از عطر یاس لبریز است
به مرز عشق و جنون می رسانی ام بانو!

شما کریمه ترین مریم کویر قمی
سروش لحظه بی هم زبانی ام! بانو!

مباحث «علی و شهر بی آرمان» نیاز روزهای پیش رو


در ایام منتهی به شب های قدر و شهادت حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) کتاب علی و شهر بی آرمانِ رحیم پور را برای چندمین بار به دست گرفتم و در همان ایام دوبار خواندم.

«علی و شهر بی آرمان» اولین جلد از مجموعه ی «طرحی برای فردا»ست که حاصل گفتگویی تلویزیونی از «حسن رحیم پور ازغدی» است. این کتاب شامل متن 4 جلسه گفتگوی زنده ای است که در شب های 18 تا 21 ماه مبارک رمضان و در سال 1379 از سیما پخش شد.


«علی و شهر بی آرمان» بازخوانی اندیشه ها و ایده های حکومتی امیرالمومنین (علیه السلام) است که با زبانی شیوا ـ آن طور که مختص سخنرانی های رحیم پور است ـ و در 4 عنوان «حکومت آرمانی حکومت شکست خورده نیست»، «اقتصاد اسلامی، اقتصاد انسانی»، «انقلاب در حکومت، بازگشت به اصول» و «آزادی، قرائت ها، خودی و غیر خودی» بیان شده است.

در سالهای اخیر چندین چاپ از این کتاب به دستم رسید و البته همه را هم خواندم. به برخی از دوستان و حتی به برخی از کتابخانه ها هم نسخه ای از آن را هدیه کرده ام. بازخوانی مجدد این کتاب با توجه به فاصله 13 ساله ی ایراد آن، یک نکته را عیان تر از همیشه، جلوی چشم می آورد و آن اینکه این اندیشه ها کهنه شدنی نیست وانگار، هر چه جلوتر می رویم، نیازمان به آنها بیشتر می شود.

به نظرم در سالهای اخیر و به ویژه در روزهای پیش رو، تاکید بر آنچه که در این کتاب آمده، بیش از قبل، نیازمان خواهد شد.

دوستان را به خواندن ـ یا دوباره خواندن ـ این کتاب کم حجم اما پر محتوا دعوت می کنم.

متن این کتاب را در قالب pdf  و صوت این گفتگوها را می توانید از طریق لینک های زیر دریافت کنید:

  علی و شهر بی آرمان

دریافت صوت متن کتاب ( شماره های 6 تا 9 را دانلود کنید)

توصيه هاي امام رضا (ع) در روزهاي آخر ماه شعبان


در كتاب شريف المراقبات تاليف عارف كامل ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي قدس سره كه يك برنامه كامل خودسازي است در بخش ايام پاياني ماه شعبان يك حديث زيبا از امام رضا عليه آلاف التحية و الثنا نقل مي كنند كه بحث از آمادگي براي ماه مبارك رمضان است همان ماهي كه بنا بر گفته امام مجتبي  (ع) يك مسابقه بزرگ الهي است كه يك عده پس از آن پيروز و يك عده شرمنده اند؛وارد شدن در همچنين مسابقه و امتحان بزرگي مطمئنا نياز به كسب آمادگي دارد كه اين كلام زيباي امام هشتم به ما مي آموزد كه در اين چند روز باقيمانده تا ماه رمضان براي آمادگي بيشتر چه كنيم؟


اباصلت نقل كرده است كه در آخرين جمعه از ماه شعبان بر ابالحسن علي بن موسي الرضا عليه السلام وارد شدم ،ايشان به من فرمود:

اي ابا صلت! بيشتر از شعبان گذشت و اين آخرين جمعه آن است ، در اين باقيمانده  ماه تقصير هاي گذشته ات را تدارك كن و بر آنچه به كارت مي آيد اقبال نما و بسيار در دعا و استغفار و تلاوت قرآن بكوش و از گناهان خويش به سوي خدا توبه كن تا ماه رمضان كه فرا مي رسد تو براي خداي عزوجل مخلص باشي،

امانتي كه برگردن داري ادا ساز،هر كينه اي در قلبت از برادران مومنت مي باشد آن را بر انداز و هر گناهي بر تو مانده كه مرتكب آن شده باشي آن را از دل ريشه كن ساز و از خدا بپرهيز و در آشكارا و پنهان بر او توكل نماي؛چه آنكه خود او فرمود " و من يتوكل علي الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لكل شيء قدرا" يعني آنكس كه بر خداي توكل كند خدا او را بس است كه خدا امر خود را به انجام مي رساند و براي هر چيزي اندازه اي قرار داده است.

و در مابقي اين ماه زياد بخوان : "اللهم اِن لم يكُن غفرت لنا في ما مضي من شعبان فاغفر لنا فيما بقي منه"

زيرا خداي تعالي در اين ماه به احترام ماه رمضان گردن هايي را از آتش جهنم آزاد مي سازد.

 

عرض تقصير به آستان آن نازنين مكتب نرفته

  به نام حضرت دوست.

تقديم به آستان آن نازنين مكتب نرفته

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجّل فرجهم

  مهربان من!


 
عرض تقصير به درگاهت آورده ام. اينك با دستاني خالي و صورتي سياه برخواسته از گرد جهالت و شرمسار از آنچه كه بايد باشم و نيستم، و از آنچه كه نبايد باشم و هستم، در پيشگاه با عظمت تو ايستاده ام.


در پيشگاه با عظمت تو سروركائنات، تو پيشواي خوبي و خوبي ها، تو امام مهرباني ها و تو رسول مهر و محبت، و چه بي مقدارم در برابر عظمت تو، كه در اين بي مقداري محض، نيز بي ارزش تر از هر ذره اي ام، اما اينك دل خوشم به اوج مهرباني و لطف تو و مگر نه آنكه در پيشگاه عظمت اقيانوس كرامت، شايسته آن است كه بي تكلف تر از هر وقتي خويشتن خويش را در دامان مهر و كرامتش، غوطه ور سازيم. 

مي دانم، همه را مي دانم. مي دانم كه تو رسول اخلاق بودي و من فاصله ام با بهشت اخلاق فرسنگ هاست. مي دانم تو پيامبر خوبي ها بودي و من كجا و خوبي كجا! مي دانم، آمده بودي تا من و امثال من اينگونه كه هستيم، نباشيم. مي دانم آمدي تا از ميان مزبله هاي عفن و لجن زارهاي بدبوي جهالت و تغافل، دري به سوي آبي بيكران آرزوها بگشايي و ما را از اين مرداب دنائت نجات بخشي، اما امروزه من، به سان سبزه لجن زار، غوطه ور اين مرداب پستي و دنائتم.

مي دانم، آمدي با پيامي سرشار از  مهر و محبت، پيام دوست داشتن و لطف كردن، آئين دوست داشتن و مهر ورزيدن، اصلا تو رسول عشق بودي و هستي و واي بر امروز من كه هوس را به جاي عشق راهنماي خود كرده ام و واي از اين كوره راه كه در آن ره مي سپارم و واي بر من از تيرگي اين مسير جهالت!


ببخش! مرا ببخش! اي مهربان دل من! اي عطوفت محض! اي كرامت تمام و اي لطف سرشار! اي نازنين دل من! اي خوب، اي ماه، اي خورشيد، اي اقيانوس، اي كهكشان و اي آرزوي سپيده دمان من!


مرا ببخش! كه بر جبين تو عرق شرم مي نشانم، و ننگي ام برتو در ميان امتت! مرا ببخش اي رسول مهرباني كه جام مهر تو را چشيده  و پيمانه به ضرب جهالت شكسته ام! بگذر از من كه تو خورشيدي و من كمتر از ذره ام و راستي كه خورشيد را بود و نبود ذره اي چه بيفزايد و يا چه بكاهد؟! و اين ذره است كه در اوج بي مقداري خود، محتاج گوشه اي از اشعه زندگي بخش خورشيد است و اينك اين منم، ذره اي بي مقدار تر از مقدار، از ميان پيروان تو، از جمع امت تو، نيازمند تر از هر وقتي به اشعه گوشه نگاهت، به مهر و محبتت، به لطف و كرامتت و مگر نه اينكه هميشه و همه وقت شناور درياي لطف توايم!


مرا ببخش، تو را بهعطوفتت، تو را به بازي مهربانانه ات با كودكان مدينه، تو را به لبخندي كه هميشه بر گوشه لبانت، خورشيد چهره ات را ديدني تر از هر وقتي مي كرد، تو را به گوشه جگر و پاره دلت، ببخش!


مي دانم، تو مي خواستي من، اينجا نباشم، اما نشد. تو مي خواستي كه من اينگونه نباشم، اما نشد. شرمسارم. دل شكسته ام. و خود از حال زارم شكايت دارم و كدامين شانه است كه شكوه ام را به محبتي پذيرا باشد و لطافت كدامين دستان است، كه اشك ديدگانم را فرو بنشاند.


نگار من! نازنين مكتب نرفته ام! ساقي من! تشنه ام امشب، تشنه تر از هر وقتي! به جرعه اي ميهمانم كن كه تشنه و تشنه ام. آخر من ...

اين دردهاي ناگفته را بگذارم براي دلم كه تو همه را ناگفته و نا ننوشته مي داني!


محتاجم! محتاج گوشه نگاه عفو و بخششت!!

يا رسول الله!!

اما ...


این بیت یک پیش زمینه حدودا یک ساله دارد که گذشتم از نوشتنش که در این دنیای .... باید همه چیز را گذاشت و گذشت.

(پیش ترها می گفتم که باید خیلی چیزها را گذاشت و گذشت و الان می گویم از همه چیز. خب این هم یک مدل، شدن است دیگر.)

دعوت نکردی به کربلا مرا، اما

تو را به خدا زیر لب دعایم کن ...

مرقدت ضرب‌المثل‌های مرا تغییر داد


خانه‌های آن كسانی می‌خورد در ، بیشتر
كه به سائل می‌دهند از هرچه بهتر بیشتر

عرض حاجت می‌كنم آن‌جا كه صاحب‌خانه‌اش
پاسخ یک می‌دهد با ده برابر بیشتر

گاه‌گاهی كه به درگاه كریمی می‌روم
راه می‌پویم نه با پا ، بلكه با سر بیشتر

زیر دین چارده معصومم اما گردنم
زیر دین حضرت موسی‌بن‌جعفر بیشتر

گردنم در زیر دیِن آن امامی هست كه
داده در ایران ما طوبای او بر ، بیشتر


آن امامی كه "فداک" گفتنش رو به قم است
با سلامش می‌كند قم را معطر بیشتر

قم همان شهری كه هم یك ماه دارد بر زمین
همچنین از آسمان دارد چل اختر بیشتر

قصد این بار قصیده از برادر گفتن است
ورنه می‌گفتم از این معصومه‌ خواهر بیشتر

من برایش مصرعی می‌گویم و رد می‌شوم
لطف باباهاست معمولا به دختر بیشتر

عازم مشهد شدم تا با تو درد دل كنم
بودنم را می‌كنم این‌گونه باور بیشتر

مرقدت ضرب‌المثل‌های مرا تغییر داد
هركه بامش بیش، برفش... نه! كبوتر ، بیشتر

چار فصل مشهد از عطر گلاب آكنده است
این چنین یعنی سه فصل از شهر قمصر بیشتر

پیش تو شاه و گدا یكسان‌ترند از هر كجا
این حرم دیگر ندارد حرف كمتر ، بیشتر

ای كه راه انداختی امروز و فردای مرا
چشم‌ بر راه تو هستم روز آخر بیشتر


از غلامان شما هم می‌شود دنیا گرفت
من نیازت دارم آقا روز محشر بیشتر

بر تمام اهل بیت خویش حساسی ولی
جان زهرا(س) چون شنیدم كه به مادر بیشتر...

                                                                                            حسین رستمی



بوی محرمت میاد ...




روز زیارتی حضرت رضا (ع)


اِنَّهُ یُستَحَبُّ اَن یُزارَ مَولینَا الرِّضا یَومَ ثالِثٍ وَ عِشرینَ مِن ذِی القَعدَةِ
23 ذی القعده روز مخصوص زیارت حضرت رضا (علیه السلام)

از شهر سناباد برایم کفن آرید
امید که با نام تو سر برکنم از گور


. . .



سحر کرشمه ی چشمت به خواب می دیدم . . .



نگار من ...

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

به غمزه، مسئله آموز صد مدرس شد


* * * 

مبعث پیامبر خوبی ها مبارک


ای زینب!

ای زینب! ای زبان علی در كام! با ملت خویش حرف بزن.

ای زن! ای كه مردانگی در ركاب تو جوانمردی آموخت! زنان ملت ما، اینان كه نام تو آتش عشق و درد بر جانشان می افكند، به تو محتاج اند. بیش از همه وقت.

دریافت متن کامل و فایل صوتی در ادامه مطلب


ادامه نوشته

بانو

بانو !
نمي يابيمت.
اما كنار تو
گريه مرسوم است.
مگر مي توان پهلوي تو بود و
شكسته نبود ؟


دل رميده ي من

سالروز شهادت شمس الشموس، انیس النفوس، حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) تسلیت باد.

 
اگر چه پاك نبودم، مرا جواب نكرد
گرفت دست مرا از من اجتناب نكرد

به دست خود عطشم را به دست آب سپرد
مرا فريفته ي وعده ي سراب نكرد

به آن ديار سفر كردم آبرو بر كف
فداي معرفتي كه مرا خراب نكرد

و هيچكس چون او يك غريبه را با خود
چنين يگانه نديد، آشنا حساب نكرد

و پيش از او كسي آنگونه مهربانانه
نكرده ايم تقاضا كه مستجاب نكرد

دل رميده ي من بود و بيم صيادان
و آن پناه كه هرگز مرا جواب نكرد

از دیگران ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـ ویژه نامه حضرت رضا (علیه السلام) 

ـ ویژه نامه شهادت حضرت رضا (علیه السلام)

ـ پیام زندگی امام رضا (علیه السلام)

ـ اجتماع 100 هزار نفري عزاداران حضرت رضا(ع) در صحن جامع رضوي

ـ عزاداری شهادت حضرت رضا در صحن جامع رضوی 

ـ اقامه نماز عید فطر امام رضا (علیه السلام) به روایت رهبر انقلاب



جنون؛ شرط عشق


مختار: ببار کیان .. ببار .. بر کشته دشت نینوا باید خون گریست نه اشک..ببار. تو چرا از قافله عشق جا ماندی؟
کیان: راه گم کردم ابو اسحاق
مختار: راه‌بلدی چون تو که راه را گم کند، نا بلدان را چه گناه‌؟
کیان: راه را بسته بودند از بیراهه رفتم، هر چه تاختم مقصد را نیافتم، وقتی به نینوا رسیدم خورشید بر نیزه بود.
مختار: شرط عشق جنون است ما که ماندیم‌، مجنون نبودیم.

بهشت همین جاست

 بهشت همین جاست:

صحن آزادی

صحن آزادی حرم مطهر رضوی ـ نوروز ۱۳۸۷، دقایقی بعد از اذان صبح

+

با نوی سپید آب

ای در حرم عفاف مستور
معصوم ترین فرشته نور
فرزند فروغ و آفتابی
از نسل بهار و ماهتابی
آئینه ابو تراب هستی
بانوی سپید آب هستی

یا کریمه اهل بیت

عکس بالا را در شام شهادت حضرت معصومه حول و حوش ساعت ۲ بامداد گرفته ام. عصر روز شهادت توفیق شد زیارت بی بی و امروز، روز ولادت خانم است و چه می شود که دوباره قسمت شود زیارت بانوی سپید آب، کریمه اهل بیت، حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)

زیر سایه خورشید


استقبال بی نظیر مردم شهر سنگر از کاروان خدام و پرچم متبرک گنبد منور حضرت رضا (علیه السلام)
در طول ۱۰ سال اخیر و حتی در برنامه و راهپیمایی های رسمی و انقلابی نیز سنگر این جمعت را یکجا در خود ندیده بود .

دوشنبه ۲۷ مهر ۸۸

زیر سایه خورشید

زیر سایه خورشید

عکس های بیشتر در اینجا

بهشت همین جاست

این روزها
نه تنها عکس های ارسالی تلسکوپ هابل
و نه تنهابهشت همین جاست
یافته های علمی دانشمندان ناسا
که دل رمیده ی آن آهوی تنها نیز
 خبر از این می دهد:
           کهکشان راه شیری
           گوشه ای کوچک
           از صحن جامع توست.

* * * 
 خورشید،
هر روز قبل از طلوع
به خاک بوسی
آستان تو می آید
 تا از کبوتران حرمت
 اذن تابش بگیرد.
 همان کبوترانی که
 نظم گردش جهان
 با صدای بق بقوشان
 تنظیم می شود.

* * *
من مانده ام که کدام عظیم ترند:
 موج دریاهای خروشان
یا
موج دستانی که سو به ضریحت در حرکتند
 و راستی که چه حقیرند دریاها
 پیش کاسه های طلایی
سقاخانه ات
 همان سقاخانه ای
 که سرچشمه ی زلال همه ی
 رودهای عالم است.

* * *
هرجا خوبی هست
تو هستی
که نه،
هر جا تو هستی
خوبی همان جاست.

...
این کشف تازه ای نیست:
بهشت همین جاست
گوشه ای از کهکشان حرم تو

                      ۳-۷-۱۳۸۷

* * * *

پی توشت:
محمد عزیز هم پای همین پست برایم نوشت که: 
 
دانشمندان ناسا حقیر تر از آن هستند
که کهکشان تو را کشف کنند.
تو را تنها قلب های عاشق رصد می کنند

 

 

 

قصه ای بر اساس واقعیت

به خاطر وارطان

متن زیر را چند سال پیش در یکی از نشریات که البته یادم نیست کدام نشریه بوده دیدم.

برای شرکت در مراسم عزاداری (فاطمیه اول ) راهی مسجد ارک شدم. از خانه چند قدمی دور شده بودم که احساس کردم چیزی را جا گذاشته ام پیراهن مشکی ام را . برگشتم .رفتم سر کمد. پیدایش کردم اما دیدم نیاز به اطو دارد . نوشتم «اطو» اطوی خانه از چند روز پیش خراب شده بود. پیراهن مشکی را دست گرفته راهی اطوشویی محل شدم . رسیدم .اما چه فایده که « اصغر آقا » درآمد که: « تابستان است و به خاطر گرمای هوا دو ساعتی است که ماشین اطو را خاموش کرده ام. » ناچار رفتم سراغ اطوشویی دیگر که خب دو سه چهار راهی با محل ما فاصله دارد. چیزی حدود ده دقیقه تازه آن هم اگر هروله کنان بروی ... نمی دانم. نوشتم یا نه که صاحب این اطوشویی «ارمنی » است .
این بار هم خستگی راه به تنم ماند «آقا آرمناک » هم همان حرف اصغر آقا را تکرار کرد . حالا ببین من چقدر ناراحت شده بودم که ایشان از چهره مضطربم همه چیز را خوانده: اشتباه نکنم می خواهی بروی مراسم عزاداری با این لباس سیاه ؟» گفتم : وقتی دستگاه شما خاموش است به حال شما چه فرقی می کند ؟ گفت : «برای دستگاه ضرر دارد بخواهم دوباره آن را روشن کنم اما دو دقیقه دندان روی جگر بگذارد ببینم چی کار می شود کرد »،.... و بعد از آن یکی در اتوشویی که به منزل باز می شد رفت و نرفته با یک اتوی خانگی برگشت و با همان شروع کرد به اتو زدن .
اتوی پیراهنم تمام شده بود آقا آرمناک پیراهنم را دستم داد و پرسید : « می خواهی بروی عزاداری «فاطمه » ؟ جواب دادم :محض ریا بله !این بار گفت : یک وقت فکر نکنی که فاطمه فقط مادر شماست !؟
نزدیک بود فراموش کنم .آقا آرمناک پدر یک شهید است :«وارطان».

 

فرهنگ سازی شادی های دهه رضوی

السّلامُ عَلیکَ یا عَلِی ابنِ مُوسَی الرِّضا (علیه السلام)

 اول تا دهم محرم ، دهه حسینی است و عاشقان خاندان عصمت و طهارت را می توان در هر کوی و برزنی دید که هر یک به نحوی عشق و محبت خویش را نثار این خاندان به ویژه حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) می کنند . دهه صفر و دهه فاطمیه نیز به سوگ رحلت رسول خدا(ص) و داغ مظلومیت مادر سادات می نشینیم.

یا امام رضا

از سویی دیگر از معصومین ( علیهم السلام) روایت شده که شیعه ما در غم ما محزون است و در شادی ما مسرور و شادمان (1) و این در حالی است که به دلیل تلاش ها و مبارزات اهل بیت ( علیهم السلام) و نیز سختی ها و مصیبت هایی که در این راه تحمل کرده و نهایتا در راه خدا مظلومانه به شهادت رسیدند، در میان ما شیعیان یاد این ستارگان بی بدیل هدایت بیشتر با ذکر مصیبت آنان و عزاداری های گاها طولانی مدت همراه بوده و این امر متاسفانه دین را در دید بسیاری از نوجوانان و جوانان کشورمان به نمادی از غم و عزا تبدیل نموده است.
انحرافاتی هم که در سالهای اخیر در برخی از محافل مذهبی دیده شد، خود بر شدت این امر افزوده است به نحوی که در بسیاری از مراسمات ولادت و شادی مربوط به اهل بیت شاهد آن بوده ایم که در انتها، به ذکر روضه و حتی سینه زنی ختم می شدند.
به حول و قوه الهی مراسمات عزاداری اهل بیت به جزء لاینفکی از فرهنگ دینی ـ ملی کشورمان تبدیل شده است و حال جا دارد که نخبگان فرهنگ و اندیشه و اصحاب رسانه در تلاشی پر برکت، در راه فرهنگ سازی مراسمات شادی مربوط به اهل بیت، گام برداشته تا بخش دیگر کلام معصوم نیز تحقق یابد. ( یفرحون لفرحنا)
علی الخصوص توجه به این نکته خالی از لطف نیست که در کلام نورانی معصوم، تاکید به شادی قبل از حزن و اندوه آمده که البته خود این موضوع نیز می تواند، اشاره دیگری به کم کاری ما در این زمینه باشد.
نام زیبای امام رضا (علیه السلام) در همیشه تاریخ بر تارک کشورمان چون نگینی درخشان می درخشد و قم مقدس نیز به برکت وجود کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (سلام ا... علیها) مرکز جهانی علم تشیع است .
 اول ذی القعده مصادف است با سالروز میلاد مبارک حضرت معصومه(س) و یازدهم ذی القعده خجسته میلاد امام رضا(ع) است و فاصله این دو میلاد به دون در نظر گرفتن سال تولد این دو معصوم گرامی، به فاصله ده روز است . و چه زیباست که نام این دهه را دهه رضوی بنامیم.
تلاش برای تبدیل این دهه به فرهنگی همیشگی در میان محبّان اهل بیت (علیهم السلام) ضمن آنکه می تواند، از رنگ غم و عزای همیشگی که البته خود، ناخواسته بر چهره زیبای دین حنیف زده ایم، بکاهد، فرصت خوبی را برای بازخوانی و بازآموزی اندیشه های ناب آل ا... به ویژه عالم آل محمّد، حضرت رضا (علیه السلام) فراهم خواهد آورد.
امید است که با تلاش همه دلسوزان عرصه فرهنگ و اندیشه، شادی های دهه  رضوی به سان عزاداری های دهه های حسینی، فاطمی و... به فرهنگی همیشگی در میان محبان اهل بیت (علیهم السلام) تبدیل شود.

 ***

دهه رضوی (از ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها تا ولادت حضرت امام رضا (علیه السلام) گرامی باد .

 پی نوشت:
1ـ  قال امیر المومنین:
 انَّ الله تبارک و تعالی اِطّلَعَ اُلی الارضِ فَاختارَنا واختارَ لَنا شیعَه یَنصُرونَنا و یفرَحونَ بِفَرَحنا. و یَحزَنوُنَ لِحُزنِنا و یَبذَلونَ اموالَهُم وَ انفُسَهَم فینا اولئک مِنّا و اِلینا. 
بحار الانوار، ج 65، ص 18 ـ آثارالصادقین، ج10، ص 212

سیب خوشبو


« اَنتَ تُفّاحَتی وَ اَنتَ حَبیبی وَ مَهجَةُ قَلبی »
تو سیب خوشبوی من هستی، تو محبوب من و برگزیده ی خالص قلبم هستی»
به نقل از حُذیفة بن یمان، یکی از اصحاب گرانقدر پیامبر (صلی الله علیه و آله)

* * *

یا کریم اهل بیت

امشب زمین میزبان کرامت و مهربانی هاست.
میلاد امام کرامت، امام مهربانی، امام سکوت و صبر، امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک باد.

اينجاست طبيبي ...

 

   شايد، روز به روز كه مي گذرد از تو دورتر مي شوم اما دل خوشم به ريسمان محبتي كه يك سرش بسته به مشبك هاي ضريح تو!!!

اينجاست طبيبي كه ندارد نوبت ...

...

یا فاطمه ( سلام الله علیها)

 

السلام علیک یا فاطمه الزهرا

 

* * *

غروبی، هلال ماه بدجوری با دلم بازی می کرد. هر چند که این روزها اصلا حال و حوصله ندارم و به قولی بدجوری دُز معنویت نداشته ام، پائین آمده، اما با این همه، همان هلالِ کوچک و قد خمیده، حال خوشی داد به دلم.

 

* * *

فاطمه (سلام الله علیها)!

این نام، شما را به یادِ چه چیزی می اندازد؟ با عرض معذرت از محضر ساحت قدسی مادر عالمین، مجبورم بگویم که ما بچه شیعه ها با شنیدن نام حضرت (سلام الله علیها)، جز به یاد دَر و دیوار و ... نمی افتیم.

درست همان بلایی را که سر امام سجاد(علیه السلام) آوردیم (احتمالا همه ی شما به یاد امام سجادِ بیمار افتادید!!!!)، سر حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم آورده ایم و اینها همه و همه یعنی ظلم به حضرت و همه اینها یعنی بی معرفتی، یعنی قدر ناشناسی، یعنی محرومیت، یعنی عقب ماندن!!!

و فاطمیه فرصتی است برای کسب معرفت !!!  

 

* * *

این روزها که بعضا توفیق حضور در روضه ای نصیب می شود، گاها دلم بدجوری قصد دعوا و بگیر و بزن می کند!!! دلم می خواهد، یک بلایی بر سر بعضی از این مداح ها و منبری ها بیاورم که در تاریخ بنویسند! ولی حیف و صد حیف و صد افسوس که خیلی خیلی ترسوایم آقا!!!

 

* * *

مادر! شرمنده ایم که هنوز قدر ناشناسیم و بی معرفت!

 

* * *

نمی یابمت

اما کنار تو گریه مرسوم است

مگر می توان پهلوی تو بود

و شکسته نبود؟! (1)

 

 

-------------------------------------------

پی نوشت:

1- حمیدرضا شکارسری

 

 

 

محشر

نهم ربيع الاول

كه مي شود،

بهار، خود به خود

مي آيد!

مانده ام

آن روز كه بيايي

چه خواهد شد؟!

 

***

دلم مي گويد:

         محشر

 

حج فقرا

فقيريم

و عشق است فقيري

كه تو

حج فقرايي

 

 

 

سیب خوشبو

شب سه شنبه،نیمه ی رمضان سال 2 یا 3 هجری قمری بود.همه ی اهل خانه در انتظار اتفاقی بزرگ و خجسته بودند.قرار بود فردی به خانواده ی زیبای فاطمه ی زهرا(س)و علی(ع) اضافه گردد. سلمی،دخترعمیس پیش فاطمه(س) بود و با همراهی با او سعی می کرد در این لحظات وی را یاری دهد.

 

ادامه نوشته

جایگاه والای حضرت معصومه

 
بسم رب الحسين
الهم
ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .

 

سالروز وفات حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليه رو خدمت همه دوستان تسليت عرض مي كنم

لقب معصومه را امام رضا (علیه السلام) به خواهر خود عطا فرمود . آن حضرت در روايتي فرمود : « مَنْ زارَ مَعْصومِه بِقم كَمَن زارَني » « هركس در قم معصومه(س) را زيارت كند مانند آن است كه مرا زيارت نموده است .اين لقب كه از سوي امام معصوم به اين بانوي بزرگوار داده شده ، گوياي جايگاه والاي ايشان است . در روايتي ديگر ، امام رضا ( ع) مي فرمايند : « هركس نتواند به زيارت من بيايد ، برادرم را در ري ، يا خواهرم را در قم زيارت كند ، همان ثواب زيارت مرا در مي يابد . »

 

 

 

امام صادق (عليه السلام ) سالها قبل از آنكه حضرت فاطمه معصومه به دنيا آيد ، مي فرمايد : « آگاه باشيد كه براي خداوند حرمي است وآن مكه است ، براي پيامبر خـدا نيز حرمي است و آن مدينـه است و براي امير المؤمنان حرمي است و آن كوفـه است ، آگاه باشيد كه حرم من و فرزندان بعد از من ، قم است …آگاه باشيد كه براي بهشت هشت در است كه سه تاي آن به سمت قم است . در قم بانويي از فرزندان من جان مي دهد كه اسمش فاطمه دختر موسي است ، به شفاعت وي همه پيروانم وارد بهشت مي شوند

« شيخ صدوق به سند صحيح از سعد بن سعد روايت كـرده كه : از حضـرت امـام  رضا ( عليه السلام ) سؤال نمود از فاطمه بنت موسي بن جعفر ( عليهم السلام ) فرمود: هركه اورا زيارت كند از براي اوست بهشت وبه سند معتبر ديگر از فرزند آن حضرت امام محمد تقي( عليه السلام) منقول است : هر كه عمه مرا در قم زيارت كند ، پس از براي اوست بهشت .

علامه مجلسي (عليه الرحمه ) از بعضي از كتب زيارت نقل كرده است كه علي ابن ابراهيم از پدرش ، از امام رضا (عليه السلام ) روايت كرده كه آن حضرت فرمود : اي سعد نزد شما قبري هست از ما ، سعد گفت : گفتم ،فداي تو شوم ، قبر فاطمه دختر امام موسي (عليهما السلام ) را مي فرمايي . فرمود : بلي مَن زارَها عارِفاً بِحَقّها فَلَه الْجَنَّه  هركه اورا زيارت كند وحق او را بشناسد از براي اوست بهشت».

 

***

لینکدونی:

پايگاه اطلاع رساني آستانه مقدس حضرت فاطمه معصومه (سلام الله عليها)

سايت انديشه

 

مبارك باد ورودش

بنام او

اين روزها اين قدر درگير برخي از اجرائيات شده ام كه حساب روزها هم از دستم در رفته.

دم ظهر بود كه داشتم تند تند لباس مي پوشيدم، براي رفتن به جلسه اي. تلويزيون هم روشن بود و ديدم كه نماز ظهر را به طور زنده از حرم حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله عليها ) پخش مي كنند. دوربين روي پرده اي كه داخل رواق نصب شده بود، زوم كرد و شروع به حركت كرد:  23 ربيع الاول ...

نا خودآگاه گفتم واي امروز 23 ربيع الاوله. سالروز ورود حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها به قم.

يادش بخير . چند سال پيش چنين روزي را، زائر كريمه اهل بيت بودم . و چه برنامه زيبايي دارند اين قمي ها. با پاي پياده و شاخه هاي گل به دست، از گوشه و كنار قم حركت مي كنند و به حرم مي ايند و حرم را گل باران مي كنند و بعد چه دلنشين روضه ورود حضرت زينب  سلام الله عليه را به شام و كوفه مي خوانند.

راستش، آن روز را هيچ وقت فراموش نمي كنم. 23 ربيع الاول چند سال پيش را. آن روز را كه زائر و ميهمان خواهر امام رضا عليه السلام بودم و قمي ها را مي ديدم كه گل به دست به پيشواز ميهمان گران قدر شان مي روند ...

امروز كه گذشت روز خجسته اي بود. مباركمان باد.

 

 

عرض تقصير به آستان آن نازنين مكتب نرفته

 

به نام حضرت دوست.

تقديم به آستان آن نازنين مكتب نرفته

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجّل فرجهم

 

 مهربان من!

 عرض تقصير به درگاهت آورده ام. اينك با دستاني خالي و صورتي سياه برخواسته از گرد جهالت و شرمسار از آنچه كه بايد باشم و نيستم، و از آنچه كه نبايد باشم و هستم، در پيشگاه با عظمت تو ايستاده ام.

در پيشگاه با عظمت تو سروركائنات، تو پيشواي خوبي و خوبي ها، تو امام مهرباني ها و تو رسول مهر و محبت، و چه بي مقدارم در برابر عظمت تو، كه در اين بي مقداري محض، نيز بي ارزش تر از هر ذره اي ام، اما اينك دل خوشم به اوج مهرباني و لطف تو و مگر نه آنكه در پيشگاه عظمت اقيانوس كرامت، شايسته آن است كه بي تكلف تر از هر وقتي خويشتن خويش را در دامان مهر و كرامتش، غوطه ور سازيم. 

مي دانم، همه را مي دانم. مي دانم كه تو رسول اخلاق بودي و من فاصله ام با بهشت اخلاق فرسنگ هاست. مي دانم تو پيامبر خوبي ها بودي و من كجا و خوبي كجا! مي دانم، آمده بودي تا من و امثال من اينگونه كه هستيم، نباشيم. مي دانم آمدي تا از ميان مزبله هاي عفن و لجن زارهاي بدبوي جهالت و تغافل، دري به سوي آبي بيكران آرزوها بگشايي و ما را از اين مرداب دنائت نجات بخشي، اما امروزه من، به سان سبزه لجن زار، غوطه ور اين مرداب پستي و دنائتم.

 مي دانم، آمدي با پيامي سرشار از  مهر و محبت، پيام دوست داشتن و لطف كردن، آئين دوست داشتن و مهر ورزيدن، اصلا تو رسول عشق بودي و هستي و واي بر امروز من كه هوس را به جاي عشق راهنماي خود كرده ام و واي از اين كوره راه كه در آن ره مي سپارم و واي بر من از تيرگي اين مسير جهالت!

ببخش! مرا ببخش! اي مهربان دل من! اي عطوفت محض! اي كرامت تمام و اي لطف سرشار! اي نازنين دل من! اي خوب، اي ماه، اي خورشيد، اي اقيانوس، اي كهكشان و اي آرزوي سپيده دمان من!

مرا ببخش! كه بر جبين تو عرق شرم مي نشانم، و ننگي ام برتو در ميان امتت! مرا ببخش اي رسول مهرباني كه جام مهر تو را چشيده  و پيمانه به ضرب جهالت شكسته ام! بگذر از من كه تو خورشيدي و من كمتر از ذره ام و راستي كه خورشيد را بود و نبود ذره اي چه بيفزايد و يا چه بكاهد؟! و اين ذره است كه در اوج بي مقداري خود، محتاج گوشه اي از اشعه زندگي بخش خورشيد است و اينك اين منم، ذره اي بي مقدار تر از مقدار، از ميان پيروان تو، از جمع امت تو، نيازمند تر از هر وقتي به اشعه گوشه نگاهت، به مهر و محبتت، به لطف و كرامتت و مگر نه اينكه هميشه و همه وقت شناور درياي لطف توايم!

مرا ببخش، تو را بهعطوفتت، تو را به بازي مهربانانه ات با كودكان مدينه، تو را به لبخندي كه هميشه بر گوشه لبانت، خورشيد چهره ات را ديدني تر از هر وقتي مي كرد، تو را به گوشه جگر و پاره دلت، ببخش!

مي دانم، تو مي خواستي من، اينجا نباشم، اما نشد. تو مي خواستي كه من اينگونه نباشم، اما نشد. شرمسارم. دل شكسته ام. و خود از حال زارم شكايت دارم و كدامين شانه است كه شكوه ام را به محبتي پذيرا باشد و لطافت كدامين دستان است، كه اشك ديدگانم را فرو بنشاند.

نگار من! نازنين مكتب نرفته ام! ساقي من! تشنه ام امشب، تشنه تر از هر وقتي! به جرعه اي ميهمانم كن كه تشنه و تشنه ام. آخر من ...

اين دردهاي ناگفته را بگذارم براي دلم كه تو همه را ناگفته و نا ننوشته مي داني!

محتاجم! محتاج گوشه نگاه عفو و بخششت!!

يا رسول الله!!

 

 

قاصدک انتظار

 

جمعه روز جهانی توست در تقویم
که ما برای تو تعطیل کرده ایم آقا
امام جمعه دنیا، تو را خدا دیگر
بیا تمام کن این انتظار را

 

***

من ذخیره خدا در روی زمين و انتقام گيرنده از دشمنان او هستم .(تفسير نور الثقلين ، ج 2 ، ص 392 ) من آخرين جانشين پيامبر هستم ، و به وسيله من است که خداوند بال را از خاندان و شيعيانم دور می سازد. (بحار الأنوار ، ج 52، ص 30 ) من و تمامی پدرانم ... بندگان خداوند عز و جل هستيم. (بحار الأنوار ، ج 25، ص 267) من باقيمانده از آدم و ذخيره نوح و برگزيده از ابراهيم و خلاصه محمد ( درود خد بر همگی آنان باد) هستم. (بحار الأنوار ، ج 52، ص 238 ) وجود من برای اهل زمين سبب امان و آسايش است ، همچنان که ستارگان سبب امان اهل آسمانند. (بحار الأنوار ، ج 78، ص 380 ) من صاحب حقم ... (بحار الأنوار ، ج 51، ص 320 ) من مهدی هستم ، منم قيام گر زمان ، منم آنکه زمين را آکنده از عدل می سازد ، آنچنان که از ستم پر شده بود. (بحار الأنوار ، ج 52، ص 2)  نفع بردن از من در زمان غيبتم مانند نفع بردن از خورشيد هنگام پنهان شدنش درپشت ابرهاست و همانا من ايمنی بخش اهل زمين هستم، همچنانکه ستارگان ايمنی  بخش اهل آسمانند. (بحار الأنوار ، ج 53، ص 181)

 

اگر شيعيان ما - که خداوند آنها را به طاعت و بندگی خويش موفق بدارد - در وفاي به عهد و پيمان الهی اتحاد و اتفاق می داشتند و عهد و پيمان را محترم می شمردند ، سعادت ديدار ما به تأخير نمی افتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل می شدند. (الإحتجاج للطبرسی، ج 2، ص 499) ما در رعايت حال شما کوتاهی  نمی کنيم و ياد شما را از خطر نبرده ايم ، که اگر جز اين بود گرفتاريها به شما روی می آورد و دشمنان شما را ريشه کن می کردند . پس از خدا بترسيد و ما را پشتيبانی کنيد. (بحار الأنوار، ج 53، ص 175) هر يک از شما بايد به آنچه که او را به محبت ما نزديک می سازد عمل کند ، و از آنچه که مورد پسند ما نيست و ما را خشمناک می سازد دوری جويد. (الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 324 ) برای زود فرارسيدن فرج ( و ظهور ما ) زياد دعا کنيد ، که آن همان فرج و گشايش شماست. (کمال الدين للصدوق ، ج 2 ، ص 485) و اما در پيشامدها و مسايل جديد به راويان حديث ما مراجعه کنيد ، زيرا که آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان هستم.(بحار الأنوار، ج 53، ص 181 ) خداوندا ! وعده ای را که به من داداه ای ، برآورده کن و امر قيام مرا تمام فرما . قدمهايم را ثابت بدار و در سايه قيام من ، جهان را پر از عدل و داد کن. (بحار الأنوار ، ج 51، ص 13 )

 

***

امشب یکی از دوستان برایم پیغام فرستاد که:

قاصدک بهار 86 هم آمد، ولی خبری از یاور دل های منتظر نیاورد.

به امید آنکه در یکی از برگ های تقویم 86 نوشته شود: تعطیل، ظهور مهدی موعود (عج الله تعالی فرجه الشریف)

 

***

آغاز امامت و ولایت ذخیره الهی، بهار آفرینش، تنها حاضر عالم، حضرت بقیت الله الاعظم، صاحب العصر و الزمان امام مهدی (عج الله تعالی فرجه) بر همه منتظران و موعود خواهان عالم مبارک...

 

 

فرهنگ سازی شادی های دهه رضوی

 

السّلامُ عَلیکَ یا عَلِی ابنِ مُوسَی الرِّضا (علیه السلام)

 

اول تا دهم محرم ، دهه حسینی است و عاشقان خاندان عصمت و طهارت را می توان در هر کوی و برزنی دید که هر یک به نحوی عشق و محبت خویش را نثار این خاندان به ویژه حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) می کنند . دهه صفر و دهه فاطمیه نیز به سوگ رحلت رسول خدا(ص) و داغ مظلومیت مادر سادات می نشینیم.

از سویی دیگر از معصومین ( علیهم السلام) روایت شده که شیعه ما در غم ما محزون است و در شادی ما مسرور و شادمان (1) و این در حالی است که به دلیل تلاش ها و مبارزات اهل بیت ( علیهم السلام) و نیز سختی ها و مصیبت هایی که در این راه تحمل کرده و نهایتا در راه خدا مظلومانه به شهادت رسیدند، در میان ما شیعیان یاد این ستارگان بی بدیل هدایت بیشتر با ذکر مصیبت آنان و عزاداری های گاها طولانی مدت همراه بوده و این امر متاسفانه دین را در دید بسیاری از نوجوانان و جوانان کشورمان به نمادی از غم و عزا تبدیل نموده است.

انحرافاتی هم که در سالهای اخیر در برخی از محافل مذهبی دیده شد، خود بر شدت این امر افزوده است به نحوی که در بسیاری از مراسمات ولادت و شادی مربوط به اهل بیت شاهد آن بوده ایم که در انتها، به ذکر روضه و حتی سینه زنی ختم می شدند.

به حول و قوه الهی مراسمات عزاداری اهل بیت به جزء لاینفکی از فرهنگ دینی ـ ملی کشورمان تبدیل شده است و حال جا دارد که نخبگان فرهنگ و اندیشه و اصحاب رسانه در تلاشی پر برکت، در راه فرهنگ سازی مراسمات شادی مربوط به اهل بیت، گام برداشته تا بخش دیگر کلام معصوم نیز تحقق یابد. ( یفرحون لفرحنا)

علی الخصوص توجه به این نکته خالی از لطف نیست که در کلام نورانی معصوم، تاکید به شادی قبل از حزن و اندوه آمده که البته خود این موضوع نیز می تواند، اشاره دیگری به کم کاری ما در این زمینه باشد.

نام زیبای امام رضا (علیه السلام) در همیشه تاریخ بر تارک کشورمان چون نگینی درخشان می درخشد و قم مقدس نیز به برکت وجود کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (سلام ا... علیها) مرکز جهانی علم تشیع است .

 اول ذی القعده مصادف است با سالروز میلاد مبارک حضرت معصومه(س) و یازدهم ذی القعده خجسته میلاد امام رضا(ع) است و فاصله این دو میلاد به دون در نظر گرفتن سال تولد این دو معصوم گرامی، به فاصله ده روز است . و چه زیباست که نام این دهه را دهه رضوی بنامیم.

تلاش برای تبدیل این دهه به فرهنگی همیشگی در میان محبّان اهل بیت (علیهم السلام) ضمن آنکه می تواند، از رنگ غم و عزای همیشگی که البته خود، ناخواسته بر چهره زیبای دین حنیف زده ایم، بکاهد، فرصت خوبی را برای بازخوانی و بازآموزی اندیشه های ناب آل ا... به ویژه عالم آل محمّد، حضرت رضا (علیه السلام) فراهم خواهد آورد.

امید است که با تلاش همه دلسوزان عرصه فرهنگ و اندیشه، شادی های دهه  رضوی به سان عزاداری های دهه های حسینی، فاطمی و... به فرهنگی همیشگی در میان محبان اهل بیت (علیهم السلام) تبدیل شود.

 

***

دهه رضوی (از ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها تا ولادت حضرت امام رضا (علیه السلام) گرامی باد .

 

 

پی نوشت:

  قال امیر المومنین:

 انَّ الله تبارک و تعالی اِطّلَعَ اُلی الارضِ فَاختارَنا واختارَ لَنا شیعَه یَنصُرونَنا و یفرَحونَ بِفَرَحنا. و یَحزَنوُنَ لِحُزنِنا و یَبذَلونَ اموالَهُم وَ انفُسَهَم فینا اولئک مِنّا و اِلینا. 

                                         بحار الانوار، ج 65، ص 18 ـ آثارالصادقین، ج10، ص 212

 

 

 

 

سيرى در سيره امام صادق عليه السلام

 

السلام علیک یا اهل بیت النبوه

جلوه‏هاى صدق اهل‏ بيت‏عليهم السلام در صادق‏ اين خاندان به صورت ويژه بروز يافته است. اين جلوه‏ها را در رفتار آن حضرت بهترمى‏توان درك كرد. آنچه بيشتر رواج يافته، ذكر« قال الصادق‏»هاست كه به حق زيرساخت ‏فكرى، فقهى و كلامى شيعه را تشكيل داده ‏است اما در كنار توجه به گفته‏هاى آن‏ حضرت، فصلى ‏براى تامل و توجه در رفتارهاى آن امام ‏عليه السلام و بهره ‏گيرى عملى از اين رفتارها فصل ديگرى را هم بايد گشود .

آنچه در اين نوشتار مى‏آيد، بخشى از كردارهاى امام صادق‏ عليه السلام را منعكس مى‏سازد.

 

1- رسيدگي به محرومان

هشام بن سالم مى‏گويد: امام صادق‏ عليه السلام ‏هنگامى كه تاريكى شب فرا مى‏رسيد، کيسه اي ‏از نان و گوشت و پول را بر مى‏داشت و بردوش‏ مى‏نهاد و به سوى نيازمندان شهر مدينه ‏مى‏شتافت و آنها را ميانشان تقسيم مى‏كرد. آنها او را نمى‏شناختند. زمانى كه امام ‏صادق‏عليه السلام رحلت كرد و آن انفاق‏هاى شبانه ‏ادامه پيدا نكرد، نيازمندان فهميدند كه چه‏ كسى هر شب به آنها غذا و پول مى‏داد. (1)

معلى بن خنيس مى‏گويد: امام صادق‏عليه السلام با انبانى (کيسه) از نان بيرون آمد و من همراه او بودم. به ‏اقامتگاه بنى ساعده رسيديم. در آن جا گروهى خوابيده بودند. آن حضرت يك يا دو نان بر بالين هر كدام نهاد. به آخرين فرد كه ‏رسيد، برگشتيم. پرسيدم: من به فدايت! آيا اينها حق را مى‏شناسند ( يعنى شيعه ‏هستند)؟ از پاسخ امام‏ برمي آيد که آنان شيعه نبودند ولي نسبت به آنها نيز رافت داشتند. (2)

در روايتى آمده است:

 

ادامه نوشته

فاطمه فاطمه است

بسم رب الحسين

الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم . 

 

سلام دوباره به دنیای وبلاگ و وبلاگ نویسی و از همه مهمتر به همه دوستان خوبم در این دنیای هزار رنگ!  راستش رو بخواید داشتم ترک اعتیاد می کردم.  معتاد شده بودیم به این دنیای مجازی! الان هم که دارم می نویسم تا حدودی ترک عهد کردم ـ که من در ترک میخانه سری پیمان شکن دارم ـ

هاردمو هم عوض نکردم و خلاصه فعلا باید همین طور سر کنم.

ایام شهادت عصمت الله الاعظم حضرت زهرا سلام الله علیه است . دوباره وبلاگ نویسی رو شروع می کنم با بخش هایی از " فاطمه فاطمه است" مرحوم شریعتی.

فعلا تا بعد.

***

 

فاطمه در همه‌ي ابعاد گوناگون « زن بودن » نمونه شده بود.

مظهر يك «دختر »، در برابر پدرش.

مظهر يك « همسر » در برابر شويش.

مظهر يك « مادر » در برابر فرزندانش.

مظهر يك « زن مبارز و مسؤول » در برابر زمانش و سرنوشت جامعه‌اش.

وي خود يك  « امام » است، يك “اسوه”، يك “شاهد” براي هر زني كه مي‌خواهد  « شدن خويش » را خود انتخاب كند.

... نمي‌دانم چه بگويم؟ بسيار گفتم و بسيار ناگفته ماند.

در ميان همه جلوه‌هاي خيره كننده‌ روح بزرگ فاطمه، آنچه بيشتر از همه براي من شگفت‌انگيز است اين است كه فاطمه همسفر و همگام و هم‌پرواز روح عظيم علي است.

او در كنار علي تنها يك همسر نبود، كه علي پس از او همسراني ديگر نيز داشت. علي در او به ديده يك دوست، يك آشناي دردها و آرمان‌هاي بزرگش مي‌نگريست و انيس خلوت بيكرانه و اسرارآميزش و همدم تنهايي‌هايش.

اين است كه علي هم او را به گونه‌ ديگري مي‌نگرد و هم فرزندان او را.

نمي‌دانم از او چه بگويم؟ چگونه بگويم؟

خواستم بگويم، فاطمه دختر خديجه ‌ي بزرگ است. ديدم فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه دختر محمد است. ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه همسر علي است. ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه مادر حسين است. ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه مادر زينب است. باز ديدم كه فاطمه نيست.

نه، اين‌ها همه هست و اين همه فاطمه نيست.

                                         «فاطمه، فاطمه است»

 

***

اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!

تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)

جايگاه والاي حضرت فاطمه معصومه (سلام ا…عليها )

بسم رب الحسين
الهم
ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .

 

سالروز وفات حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليه رو خدمت همه دوستان تسليت عرض مي كنم

لقب معصومه را امام رضا (علیه السلام) به خواهر خود عطا فرمود . آن حضرت در روايتي فرمود : « مَنْ زارَ مَعْصومِه بِقم كَمَن زارَني » « هركس در قم معصومه(س) را زيارت كند مانند آن است كه مرا زيارت نموده است .اين لقب كه از سوي امام معصوم به اين بانوي بزرگوار داده شده ، گوياي جايگاه والاي ايشان است . در روايتي ديگر ، امام رضا ( ع) مي فرمايند : « هركس نتواند به زيارت من بيايد ، برادرم را در ري ، يا خواهرم را در قم زيارت كند ، همان ثواب زيارت مرا در مي يابد . »

 

امام صادق (عليه السلام ) سالها قبل از آنكه حضرت فاطمه معصومه به دنيا آيد ، مي فرمايد : « آگاه باشيد كه براي خداوند حرمي است وآن مكه است ، براي پيامبر خـدا نيز حرمي است و آن مدينـه است و براي امير المؤمنان حرمي است و آن كوفـه است ، آگاه باشيد كه حرم من و فرزندان بعد از من ، قم است …آگاه باشيد كه براي بهشت هشت در است كه سه تاي آن به سمت قم است . در قم بانويي از فرزندان من جان مي دهد كه اسمش فاطمه دختر موسي است ، به شفاعت وي همه پيروانم وارد بهشت مي شوند

« شيخ صدوق به سند صحيح از سعد بن سعد روايت كـرده كه : از حضـرت امـام  رضا ( عليه السلام ) سؤال نمود از فاطمه بنت موسي بن جعفر ( عليهم السلام ) فرمود: هركه اورا زيارت كند از براي اوست بهشت وبه سند معتبر ديگر از فرزند آن حضرت امام محمد تقي( عليه السلام) منقول است : هر كه عمه مرا در قم زيارت كند ، پس از براي اوست بهشت .

علامه مجلسي (عليه الرحمه ) از بعضي از كتب زيارت نقل كرده است كه علي ابن ابراهيم از پدرش ، از امام رضا (عليه السلام ) روايت كرده كه آن حضرت فرمود : اي سعد نزد شما قبري هست از ما ، سعد گفت : گفتم ،فداي تو شوم ، قبر فاطمه دختر امام موسي (عليهما السلام ) را مي فرمايي . فرمود : بلي مَن زارَها عارِفاً بِحَقّها فَلَه الْجَنَّه  هركه اورا زيارت كند وحق او را بشناسد از براي اوست بهشت».

 

***

لینکدونی:

پايگاه اطلاع رساني آستانه مقدس حضرت فاطمه معصومه (سلام الله عليها)

سايت انديشه قم

***

اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)

سلام بر نگار خط ننوشته و مکتب نرفته ام!

بسم رب الحسين

الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .

...

در برابر كسانى كه با وى به مشاجره برمی خاستند وى تنها به خواندن آياتى از قرآن اكتفا می كرد و يا عقيده خويش را با سبكى ساده و طبيعى بيان می كرد و به جدل نمی پرداخت.

زندگی اش، پارسايان و زاهدان را به ياد می آورد.

گرسنگى را بسيار دوست می داشت و شكيباييش را بر آن می آزمود.

گاه خود را چندان گرسنه می داشت كه بر شكمش سنگ می بست تا آزارِ آن را اندكى تخفيف دهد.

در برابر كسانى كه او را می آزردند چنان گذشت می كرد و بدى را به مِهر پاسخ می داد كه آنان را شرمنده می ساخت.

هر روز، از كنار كوچه اى كه می گذشت، يهودی اى طشت خاكسترى گرم از بام خانه بر سرش می ريخت و او بی آنكه خشمگين شود، به آرامى رد می شد و گوشه اى می ايستاد و پس از پاك كردن سر و رو و لباسش به راه می افتاد.روز ديگر با آنكه می دانست باز اين كار تكرار خواهد شد مسير خود را عوض نمی كرد.

يك روز كه از آنجا می گذشت با كمال تعجّب از طشت خاكستر خبرى نشد! محمّد با لبخند بزرگوارانه اى گفت: رفيق ما امروز به سراغ ما نيامد! گفتند: بيمار است. گفت: بايد به عيادتش رفت.

 چنان متواضع بود كه عرب خودخواه و مغرور و متكبّر را به اعجاب وامی داشت.

زندگی اش، رفتارش و خصوصيّات اخلاقی اش محبّت، قدرت، خلوص، استقامت و بلندى انديشه و زيبايى روح را الهام می داد.

سادگى رفتارش و نرمخويى و فروتنی اش از صلابت شخصيّت و جذبه معنويتش نمی كاست.

هر دلى در برابرش به خضوع می نشست و هر غرورى از شكستن در پاى عظمتِ زيبا و خوبِ او سيراب می شد.

در هر جمعى برترى او بر همه نمايان بود.

به پاكيزگى علاقه فراوان داشت و در نظافت بدن و لباس بى نظير بود.

علاوه بر آداب وضو، اغلب روزها خود را شستشو می داد و اين هر دو را از عبادات می دانست.

در ميان جمع، بشّاش و گشاده رو و در تنهايى، سيمايى محزون و متفكّر داشت.

هرگز به روى كسى خيره نگاه نمی كرد و بيشتر اوقات چشمهايش را به زمين می دوخت.

اغلب دو زانو می نشست و پاى خود را جلوى هيچ كس دراز نمی كرد.

در سلام كردن به همه، حتّى بردگان و كودكان، پيشدستى می كرد و هر گاه به مجلسى وارد می شد نزديكترين جاى را اختيار می نمود.

اجازه نمی داد كسى جلوى پايش بايستد و يا جا برايش خالى كند.

سخن همنشين خود را قطع نمی كرد و با او طورى رفتار می كرد كه تصوّر می شد هيچ كس نزد رسول خدا از او گرامی تر نيست.

بيش ا ز حدِّ لزوم سخن نمی گفت، آرام و شمرده سخن می گفت و هيچ گاه زبانش را به دشنام و ناسزا آلوده نمی ساخت.

در حيا و شرمِ حضور، بى مانند بود.

هر گاه از رفتار كسى آزرده می گشت ناراحتى در سيمايش نمايان می شد، ولى كلمه گِله و اعتراض بر زبان نمی آورد.

از بيماران عيادت می نمود و در تشييع جنازه حضور می یافت.

جز در مقام داد خواهى، اجازه نمی داد كسى در حضور او عليه ديگرى سخن بگويد و يا به كسى دشنام بدهد و يا بدگويى نمايد.

 

***

سلامی بر او به بلندای بلندترین ماذنه های تاریخ که قرن هاست همه افتخارشان در سر دادن نام بلند و نامیرای اوست ... السلام علیک یا رسول الله یا محمد بن عبدالله...

.....

***

همیشه از اینکه چنین پیامبری داشته و دارم بر خود بالیده ام، اما راستش، همیشه از اینکه چنین پیروی برای او بوده ام، سر خجلت و شرمساری بر زمین دوخته ام ... کاش ...

 

***

اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!

تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)

 

هرکه ماموم تو نیست مامون است

بسم رب الحسين

الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم . 

 

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) :

 پاره تن من در خراسان دفن خواهد شد، هيچ گرفتار و گنه‏كارى او را زيارت نكند جز اين كه خداوند گرفتارى او را برطرف سازد وگناهانش را ببخشايد. (1)

 

درود بر تو/اى هشتمين سپيده/- اگر از سايه ساران درود مى پذيرى-/باران نيز به اِزاى تو پاك نيست./ و بر ما درود/اگر فاصله خويشتن تا تو را ،تنها بتوانيم ديد-/اى آفتاب،/   ما آن سوى ذرّه مانده ايم!

 

* * * *

امام رضا (علیه السلام ) :

 هر امام و رهبرى، عهد و ميثاقى بر پيروان و دوستدارانش دارد و همانا يكى از اعمالى كه نمايانگر وفادارى و اداى ميثاق است، زيارت آرامگاه آنان است. (2)

 

من آن پرنده مهاجرم/كه هزار سال پريده است/اما هنوز،/سواد گنبدت/پيدا نيست./ آوخ كه بال كبوتران حَرَمت/از چه تيرهاى زهرآگين خسته است/شكسته است./

 

* * * *

امام رضا (علیه السلام ) :

كسى كه با دورى راه مزار مرا را زيارت كند، روز قيامت در سه جا [براى کمک نمودن] نزد او خواهم آمد و او را از بيم وگرفتارى آن موقفها رهايى خواهم بخشيد: هنگامى كه نامه‏ها [ى‏اعمال] به راست و چپ پراكنده شود، کنارصراط وهنگام‏ سنجش اعمال. (3)

 

 اى عرش !/ اى خون هشتم !/ نيرويى ديگر در پرم نه !/ كه ما را هزار سال/نه رهتوشه اى بر پشت بود/و نه شمشيرى در دست !/ و مگر در سينه ،/عشق مى افروخت/مى سوخت ،/كه چراغ تو ،/روشن ماند./

 

* * * *

امام رضا (علیه السلام ) :

هر كه مرا زيارت كند در حالى كه حق و طاعت مرا كه خدا بر او واجب كرده بشناسد، من و پدرانم در روز قيامت ‏شفيع او هستيم و هر كه ما شفيع وى باشيم نجات يابد. (4)

 

گل مُهره هاى ضريحت/دلهاى بيرون تپيده ما/تبلور فلزى ايمان است./ چنان گسترده اى/كه جز از حلقه ضريحت نمى توان ديد !/ تو را بايد تقسيم كرد/آن گاه به تماشا نشست/خاك تو ، گستره همه كائنات/و پولاد ضريحت/قفسى ست/كه ما/يارايى خود را/در آن به دام انداخته ايم/تو سرپوش نمى پذيرى/طلاى گنبدَت/روى زردى ماست/از ناتوانى ادراكمان از تو/كه بر چهره مى داريم

 

* * * *

امام رضا (علیه السلام ) :

من به زودى مظلومانه با سم به قتل خواهم رسيد. پس هركه با شناخت‏ زيارتم كند خداوند گناهان گذشته و آينده او را ببخشايد. (5)

 

رشته اى از زيلوى حَرمت/ زنجير گردن عاشقان/و سلسله وحدت است/و خطى كه روستاها را به هم می پیوندد.                                                                                        

 

* * * *

امام رضا (علیه السلام ) :

اين بارگاه بوستانى از بوستان‏هاى بهشت است، و محل آمد و شد فرشتگان آسمان، و همواره گروهى از ملائكه فرود مى‏آيند و گروهى ‏بالا مى‏روند تا وقتى كه در صور دميده شود. (6) 

 

كاش ( ايستاده) بوديم !/تو ايستاده زيستى/هر چند/با ميوه درختى گوژ و نشسته/مسمومت كردند/.اما ،/شهادت/ تو را ايستاده ، درود گفت./ و اينك جايى كه تو خوابيده اى/همه كائنات به احترام ايستاده است./

 

چون مورچه/بر كاغذ راه افتاده است/اى بلند !/سليمان وار/ پيشِ روى رفتار من/درنگ كن !/ سپاه مهرت را بگو/نيم نگاهى به جاى مورچگان بيفكند./

 

تو امامى !/هستى با تو قيام مى كند/درختان به تو اقتدا مى كنند/كائنات به نماز تو ايستاده/و مهربانى/تكبيرگوى توست/عشق/به نماز تو/قامت بسته است/و در اين نماز/هر كس مأموم تو نيست/(مأمون) است !/درست نيست/

شكسته است./ تاريخ چون به تو مى رسد/طواف مى كند./

 

يا كلمة الله !/عرفان در ايستگاه حَرمت/پياده مى شود/و كلمه/چون به تو مى رسد/به دربانى درگاهت/به پاسدارى مى ايستد !/ شعر من نيز/كه هزار سال راه پيموده/هنوز ،/بيرون بارگاه تومانده است./ (7)

 

 

پی نوشت :

------------------------------------

1)عيون اخبارالرضا، ج‏2، ص‏257.

2) بحارالانوار، ج‏100، ص‏116.

3)وسائل الشيعه، ج‏10، ص‏433.

4) همان، ج‏5، ص‏436.

5) همان، ج‏10، ص‏438.

6) بحارالانوار، ج‏102، ص‏44.

7) شعر از : استاد علی موسوی گرمارودی

 

 

***

 

اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!

تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)

 

نوروز در کلام اهل بیت

بسم رب الحسين

الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .

 

عيد نوروز يكى از سنتهاى ملى و اعياد ايرانيان است كه از ديرباز مورد توجه بوده و قوم ايرانى ارزش و اهميت ‏خاصى براى اين عيد قائل بوده است.در كنار اين مسئله دين مبين اسلام نيز با ديدي جامع و پويا به موضوع عيد نوروز مي نگرد .

در كتاب شريف بحارالانوار مرحوم مجلسى رحمه الله پيرامون عيد نوروز روايات متعددى نقل شده به طورى‏كه در جلد 59 بيش از 45 صفحه به اين موضوع اختصاص يافته است.

در اين مختصر، به بخش‏هايى از آن مباحث اشاره مى‏شود:

« معلى بن خنيس » نقل كرده است كه روز نوروز بر امام جعفر صادق عليه السلام وارد شدم، امام عليه السلام خطاب به من فرمود: آيا اين روز را مى‏شناسى؟ عرض كردم، قربانت‏شوم، اين روزى است كه ايرانى‏ها آن را بزرگ و نيكو مى‏شمارند و به همديگر هديه مى‏دهند. پس امام فرمودند: علت اين امر را كه بسى ديرينه است ‏برايت تشريح خواهم كرد. عرض كردم اگر اين موضوع را از ناحيه شما فرا گيرم بهتر از آن است كه گذشتگانم زنده شوند و دشمنانم نابود گردند!

پس فرمودند: اى معلى! همانا نوروز روزى است كه پروردگار جهان از بندگانش پيمان گرفت كه او را پرستش كنند و به او شرك نورزند و به پيامبران و امامان عليهم السلام ايمان بياورند. نوروز اولين روزى است كه خورشيد در آن طلوع كرد و بادهاى ناگهانى وزيدن گرفت و ستاره زمين در چنين روزى ايجاد شد ... نوروز روزى است كه على عليه السلام در نهروان خوارج را هلاك كرد، گل‏هاى زمين در آن روز خلق شد،  در چنين روزى بود كه كشتى حضرت نوح عليه السلام بر كوه جودى نشست، همان روزى است كه جبرئيل بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد ، همان روزى است كه ابراهيم عليه السلام بت‏ها را شكست، در همين روز حضرت « محمد صلى الله عليه و آله» على عليه السلام را بر دوش خود حمل كرد تا بت‏هاى قريش را سرنگون كند... در چنين روزى حضرت مهدى عليه السلام ظهور مى‏فرمايد و ما انتظار فرج آن حضرت را در چنين روزى داريم، براى اين‏كه نوروز از ما و شيعيان ماست. نوروز براى مسافرت خوب و براى زراعت و طلب حوايج ‏بسيار نيكوست، عقد نكاح و ازدواج در چنين روزى بسيار شايسته است. (1) همچنين در روز نوروز به اميرالمؤمنين عليه السلام گفته شد: اليوم النيروز.(امروز نوروز است ) حضرت فرمودند: اصنعوا كل يوم نيروزا  هر روز را نوروز كنيد. (2)

همچنين روايت‏شده كه احمد بن فهد الحلى رحمه الله در كتاب مهذب البارع فرموده است كه: نوروز، روز عزيز و بلند مرتبه‏اى است. (3) مرحوم سيد مرتضى علامه بهاءالدين على بن حميد با استناد به فرمايش معلى بن خنيس از امام صادق عليه السلام روايت كرده است كه: نوروز روزى است كه در آن روز، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در آن روز براى امير المؤمنين على عليه السلام در غدير خم پيمان گرفت و آن حضرت را به امامت ‏بعد از خودشان منصوب فرمود... و نوروزى بر ما نمى‏گذرد الا اين‏كه ما در آن روز منتظر ظهور فرج قائم آل محمد صلى الله عليه و آله هستيم. و نوروز از روزهاى ما مى‏باشد. (4)

 

***

در سال جدید آرزوی سلامتی و موفقیت برای همه دوستان دارم . موفق و موید باشید!

 

***

اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!

تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)

 

-----------------------------------------------

پي نوشتها :

1- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 59، ص 91، باب 22

2- كتاب من لايحضره الفقيه، ج 3 ، ص 300.

4و3- همان، ص 116;117.

یا رقیه مددی، عمه سه ساله مددی

بسم رب الحسين

الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم . 

 

السلام علیک یا بنت الحسین یا رقیه

 

خواستم تا که شب پروازم

دست در گردن تو اندازم

دیدم این خواسته ام ممکن نیست

چون که سر هست ولی گردن نیست

 

 

 

یا رقیه مددی، عمه سه ساله مددی

 

 

***

 اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!

تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)

 

صدای سیب سرخی هست تا موعود

بسم رب الحسين

الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم . 

 

به بهانه جنایت جدید دشمنان همیشگی انسان و انسانیت به ویژه جنایت بزرگ تخریب حرم مطهر حضرت امام هادی (علیه السلام) :

تمام خاک از عطر حضور دست تو پر بود

و من یکریز می گفتم تویی تنهاترین موعود

کجایی؟ ای فراتر از زمان، از باد، از توفان

کجایی؟ ای دلیل من، تمام پیکرم فرسود

در این پس کوچه ها در زیر توفانی که می تازد

به دنبال تو می گردند این پاهای خاک آلود

به دنبال تو می آیم ز زخم تشنه ترسی نیست

زمین پوچ است و خاکستر، به دنبال تو باید بود

خودم را با تمام دردها بر دوش می گیرم

چه باید کرد؟ با این روح خسته، قلب ناخشنود

تمام خاک را گشتم و گشتن غرق گفتن شد

ولی کس ـ هیچکس ـ بر من ـ من عاشق ـ دری نگشود

بگو با من در این ژرفا که پشت جاده توفان

صدا، آری صدای سیب سرخی هست تا موعود

 

 

آجرک الله یا صاحب الزمان (عج الله تعالی فرجه الشریف)

 

***

اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!

تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)

 

 

عبــــــــاس يعني آب را شرمنـــــــده كردن

بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .  

 

 

وقتي عطـــــش در كربلا غـــــــوغا بپـا كرد

سقا نگاهي شرمگين بر خيمه هـــــا كرد

برداشت مشكي را كه لبريز از وفـــــــا بود

مشكي كه خود از تشنگان كـــربـــــلا بود

شاهين عشق آماده پـــــــــــــــرواز ميشد

لبهاي مشك از شوق دريـــــــــا باز ميشد

بر كشتـــــگان بـدر روز انتقــــــــــــام است

مهريه زهـــــرا به فرزندش حـــــــــرام است

وقت است تا شيرين شود كام ابوالفضــــل

وقت است از خون پر شود جام ابوالفضـــل

برخاست عـــــــزم آب در دشت بـــــــلا كرد

قلب سيـــــــــــاه كفر بند از بنــــــــد وا كرد

عبــاس يعني تشنــــــــه در دريا نشستن

عبــــــــاس يعني بغض مولا را شــكـستن

عبــــــــاس يعني نفس را هم، بنده كردن

عبــــــــاس يعني آب را شرمنـــــــده كردن

عبــــــــاس يعني تا قيامت مـــــــــرد بودن

عبــــــــاس يعني با خدا همــــــــدرد بودن

به به چه نيـــــكو آمد اين اقبال عبــــــــاس

آمـــــــــــد هزاران تير استقبال عبــــــــاس

وقتــــي كه روي مـــــــــاه از آيينه برگشـت

آواي ادرك يا اخـــــــا پيچيـــــــــد در دشـت

زلف شقـــــايق در كمند يـــــــــــاس افتــاد

ســـــــالار دين بر پيــــــكر عبــــــــاس افتاد

وقتي كه پيكان، مشك را بر حلق او دوخت

حتي گلوي آب هم از تشنگي ســــــوخت

اينك فـــــــــراتي مانده لبـــــــريز از نـــدامت

شرمنــــــــده از عبــــــــــاس تا روز قيـــامت

 

***

 اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!

تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)

 

تک درخت شاداب هستی

 بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم . 

 

تو

تك درخت شاداب هستي

ريشه دوانده در هر كجا

ودست هاي نوازشت

                         - سايه ات -

كشيده

بر سر هر كه بگويد:

سلم لمن سالمكم

                       و حتي اگر نگويد.

 

هر كجا غمي بر دلي مي نشيند

سبزي برگهايت

لطافت آن وادي است

و هركجا اشكي مي ريزد

سايه مهرت

نوازش آن چشمهاست.

 

         * * *

تو

تك درخت رشيد آفرينش

و ميوه هايت

واژه هاي ناب عشق!

 

هر حسينيه اي

         نهال تناوري از درخت تو

و هر هيئتي

         ميوه ناب تري

از نهال عشق تو

 هردلي عاشق تو

و تو

عاشق

      هر كه عاشق توست.

 

هر كه با تو باشد

جاودانه است .

 

السلام عليك يا ابا عبدلله  الحسین

محرم الحرام 1424

***

 اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!

تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)

 

 

بوی امام رضا میاد !

بسم رب الحسين

الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم . 

 

                                             کلبه ویران دل شد کاخ اهل آسمان

                                         چون که دارد حب و نامت یا رضا بر آستان

 

                                                                

***

اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)

دهه رضوی

بسم رب الحسين

الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم . 

 

اول از همه سلام . خلاصه کلام هم اینکه :

 اول تا دهم محرم ، دهه حسینی است و عاشقان خاندان عصمت و طهارت را می توان در هر کوی و برزنی دید که هر یک به نحوی عشق و محبت خویش را نثار این خاندان به ویژه حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) می کنند . دهه صفر و دهه فاطمیه نیز به سوگ رحلت رسول خدا(ص) و داغ مظلومیت مادر سادات می نشینیم.

و اما دهه رضوی : نام زیبای امام رضا(علیه السلام) در همیشه تاریخ بر تارک کشورمان چون نگینی درخشان می درخشد و قم مقدس نیز به برکت وجود کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (سلام ا... علیها) مرکز جهانی علم تشیع است .

 اول ذی القعده مصادف است با سالروز میلاد خجسته حضرت معصومه(س) و 11 ذی القعده خجسته میلاد امام رضا(ع) است. و فاصله این دو میلاد به دون در نظر گرفتن سال تولد این دو معصوم گرامی به فاصله ده روز است . و چه زیباست که نام این دهه را دهه رضوی بنامیم.

از معصومین روایت شده که شیعه ما در غم ما محزون است و در شادی ما مسرور و شادمان . و حال در آغازین روزهای این دهه سراسر نور و شادی دست می افشانیم و به شادی و سرور می نشینیم . باشد که شادی های دهه رضوی به سان عزاداری های دهه های حسینی و فاطمی و ... به فرهنگی همیشگی در بین علاقمندان و محبان اهل بیت(علیهم السلام) تبدیل شود.

***

اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!

تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)

 

جايگاه والاي حضرت  فاطمه معصومه  (سلام ا…عليها )

 بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .

 

لقب معصومه را امام رضا (علیه السلام) به خواهر خود عطا فرمود . آن حضرت در روايتي فرمود : « مَنْ زارَ مَعْصومِه بِقم كَمَن زارَني » « هركس در قم معصومه(س) را زيارت كند مانند آن است كه مرا زيارت نموده است .اين لقب كه از سوي امام معصوم به اين بانوي بزرگوار داده شده ، گوياي جايگاه والاي ايشان است . در روايتي ديگر ، امام رضا ( ع) مي فرمايند : « هركس نتواند به زيارت من بيايد ، برادرم را در ري ، يا خواهرم را در قم زيارت كند ، همان ثواب زيارت مرا در مي يابد . »

 

امام صادق (عليه السلام ) سالها قبل از آنكه حضرت فاطمه معصومه به دنيا آيد ، مي فرمايد : « آگاه باشيد كه براي خداوند حرمي است وآن مكه است ، براي پيامبر خـدا نيز حرمي است و آن مدينـه است و براي امير المؤمنان حرمي است و آن كوفـه است ، آگاه باشيد كه حرم من و فرزندان بعد از من ، قم است …آگاه باشيد كه براي بهشت هشت در است كه سه تاي آن به سمت قم است . در قم بانويي از فرزندان من جان مي دهد كه اسمش فاطمه دختر موسي است ، به شفاعت وي همه پيروانم وارد بهشت مي شوند

« شيخ صدوق به سند صحيح از سعد بن سعد روايت كـرده كه : از حضـرت امـام  رضا ( عليه السلام ) سؤال نمود از فاطمه بنت موسي بن جعفر ( عليهم السلام ) فرمود: هركه اورا زيارت كند از براي اوست بهشت وبه سند معتبر ديگر از فرزند آن حضرت امام محمد تقي( عليه السلام) منقول است : هر كه عمه مرا در قم زيارت كند ، پس از براي اوست بهشت .

علامه مجلسي (عليه الرحمه ) از بعضي از كتب زيارت نقل كرده است كه علي ابن ابراهيم از پدرش ، از امام رضا (عليه السلام ) روايت كرده كه آن حضرت فرمود : اي سعد نزد شما قبري هست از ما ، سعد گفت : گفتم ،فداي تو شوم ، قبر فاطمه دختر امام موسي (عليهما السلام ) را مي فرمايي . فرمود : بلي مَن زارَها عارِفاً بِحَقّها فَلَه الْجَنَّه  هركه اورا زيارت كند وحق او را بشناسد از براي اوست بهشت

 

***

اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)

 

آخرین وصیت

بسم رب الحسين

الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم . 

 

لباس قيراندود شب، مدينه را در برگرفته و سكوتى مبهم بر شهر سايه افكنده است. در آن شب زنى تنها، نگران و شتابان در كوچه پس‏ كوچه‏هاى ‏شهر به پيش مى‏رود. بر در چند خانه مى‏كوبد و پس از لختى درنگ و رساندن پيام خويش دوباره با همان حال راهش را در پيش مى‏گيرد.

اينك او ماموريتش را به پايان رسانده ‏و شتابان ‏به ‏خانه‏ برمى‏گردد، خانه‏اى كه از در و ديوار آن غبار غم مى‏بارد.

 

 

در سايه روشن اتاقى محقر بسترى به چشم مى‏خورد. آه خداى من! او جعفربن محمد (ع) است كه اين چنين در بستر افتاده است. در تبى شديد مى‏سوزد و چهره‏اش به زردى گراييده است. آن زن به اتاق وارد مى‏شود و به ‏بالين ‏همسر خويش مى‏رود. اشك ‏در چشمانش حلقه ‏زده است. با صدايى بغض‏آلود رو به همسرش كرده مى‏گويد: مولاى من همه آنان را كه فرموده بوديد از پيغام شما آگاه كردم.

چند دقيقه بعد فرزندان و نزديكترين ياران امام بر گرد بستر او جمع مى‏شوند، لحظات به سختى مى‏گذرند و آرامشى تلخ و جانكاه بر آن محفل حكمفرماست. در اين هنگام ‏امام ‏چشمان‏ تب دارش‏ را به سختى مى‏گشايد و آخرين ‏نگاهش را متوجه جمع مى‏سازد. همه منتظرند كه آخرين وصاياى امامشان را بشنوند، لبان حضرتش آرام ‏آرام گشوده مى‏شوند و با آخرين توانى كه برايشان مانده است اين كلام را به زبان جارى مى‏سازند:

«آنان ‏كه ‏نماز را كوچك مى‏شمارند، به شفاعت ما نخواهند رسيد.»

و اين آخرين سخنى بود كه از آن امام شنيده شد.

 

***

اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!

تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)

 

آسمان اينگونه سلامت مي گويد :

بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم . 

لب تيغش به زهر كينه تر كرد
علي را غوطه ور در خون سر كرد
شگفتا هيچكس اين راز نگشود
چگونه كافري شق القمر كرد

 اولش اينكه :
يکي از علما نقل مي کرد : شاعري به نام حاجب در مسئله شفاعت گرفتار اشتباهات عوام شده و اين شعر را در مورد شفاعت سرود:

حاجب اگر معامله محشر با علي است             من ضامنم که هر چه بخواهي گناه کن

شب در عالم خواب اميرمومنان را ديد که خشمگين بود و به او فرمود:« شعر خوبي نگفتي».شعرت را اينگونه تصحيح کن:
حاجب اگر معامله محشر با علي است       شرم از رخ علي کن و کمتر گناه کن

و بعدش :

((السلام عليك يا امير  المومنين ))
آسمان اينگونه سلامت مي گويد
ما هم ؛ تا عاشق تر شويم و آسماني تر ببينيم
سالها تمناي (( كعبه )) كرديم
تو كه بودي و چه بودي كه ، كعبه تمناي (( تو))  كرد !
اي خا نزاد خدا و اي كعبه دلها !
وجودت نور و خلق و خويت نور
اي نور علي نور !
نور بارانمان نمي كني ؟!
اي حكمت محض !
نهج البلاغه ات كتاب نيست
رمز و راز (( چگونه زيستن )) است
و چگونه (( عاشق مردن ))
اي قسيم جنت و نار !
(( غدير خم )) ايمن از آتش توست ،
اي (( سيد العابدين )) !
سجاد (ع) و سجاده حيران عبادت توست ،
اي (( اصبر الصابرين )) !
بلندترين (( فرياد ها )) در (( سكوت )) توست
اي حلم ابراهيم و علم آدم !
اي بحجت سليمان و حكمت نور
(( آنچه خوبان همه دارند ، تو تنها داري ))
يا علي (ع) !
با خدا چه كردي كه قدر تو را مي داند
اي شب قدر خدا !
با يتيمان چه كردي كه يتيمي آرزو كرديم اي يتيم نواز !
يا علي (ع) !
كجاي عالم را سراغ داري كه (( مرغابي )) عاشق آدم شود
و دشمن حيران شفقت !
اي عاشق ملائك و محراب !
يا علي (ع) !
با رفتن تو عرش و فرش عدالت و خلافت
ستاره و سپيد و سخاوت
شمشيرو شهامت و شجاعت
داغ يتيمي تورا به دل دارد
مولاي من !
تورفتي ، اما
نام ، ياد و راه تو
خلافت سبز تو
عدالت سرخ تو
ماندني است
شور و شعور و شيعه ات
آفتاب نهج البلاغه ات
ماندني است
و ختم كلام
ولي خد ا  ماندني است .

----------------------------------------------

ضميمه :
حتما ببينيد و بخوانيدش :

«  پدرِ من حجار بود، سنگ‌تراش. كارهايش را مي‌فروخت به دهاتِ اطراف و روزي‌اش از اين راه مي‌گذشت. اما سنگي را در خانه نگه داشته بود و دو سال روي آن كار مي‌كرد. بعد كه كارش تمام شد آن را به سر درِ خانه‌مان آويخت.
حساس شده‌ايم تا بدانيم چه چيزي به سرِ درِ خانه‌ي اين خانواده‌ي مسيحي در دهِ مسيحي‌نشين مرجعيون نصب شده بوده است. از استاد مي‌پرسيم روي آن سنگ چه نوشته شده بود؟
استاد مي‌خندد و مي‌گويد: "لا فتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار‍!" »
متن فوق بخشي از دست نوشته" رضا امير خاني"   " سردبير سايت لوح "با عنوان خانه‌ي عاشقانِ اميرالمؤمنين (ديدار با جرج جرداق) است كه چندي پيش در اين سايت منتشر شد. متن بسيار جالبي است . براي ديدن متن كامل آن بر روي لينك زير كليك كنيد :

http://www.louh.com/sarlouheh/000024.asp


***

اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)

 

ويژگي هاي منتظران راستين

بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .
تحقق انقلاب عظيم حضرت مهدي (عج) بزرگترين تحولي است كه بشر در تاريخ حيات خود خواهد ديد. اين واقعه بزرگ بر پايه هايي استوار است كه از مهمترين آنها فراهم آمدن ياران، همرهان و همرزماني است كه تا پاي جان براي اجراي اهداف والاي آن حضرت و تحقق حكومت عدل، تلاش كرده و از پاي نخواهند نشست.
اما اين ياران و اين همرهان و همگامان انقلاب جهاني حضرت مهدي (عج) چه ويژگي هايي دارند؟
برخي از ويژگي هاي ياران آن موعود آسماني كه در كلام ائمه معصومين (عليهم السلام ) بدانها اشاراتي شده، چنين است :
1- شناخت پروردگار :
ياران امام مهدي (عج) از جمله كساني هستند كه خداوند را آن گونه كه شايسته است مي شناسند . حضرت علي (ع) اين شناخت والاي خداوند را در ايشان اينگونه وصف فرموده است : « مرداني مومن كه خدا را آنچنان كه شايسته است، شناخته اند ؤ انان، ياران مهدي(عج) در آخر الزمانند.» (1)
امام صادق (عليه السلام )نيز قلبهاي آنان را به سان پولاد دانسته و مي فرمايند : « آنان مرداني اند كه دلهايشان گويا پاره هاي آهن است. هيچ ترديدي نسبت به خداوند قلبهايشان را نيالايد.» (2)

2- شناخت امام زمان (عج) :
ياران امام مهدي (عليه السلام ) امام خويش را به بهترين وجه مي شناسند و اين شناخت آگاهانه در تمامي وجودشان رسوخ كرده است. بنابر اين يار «او» شدن بدون شناخت آن بزرگوار امكان پذير نخواهد بود. در روايات فراواني آمده است كه : « هركه بميرد و امام زمان خويش را نشناسد به مرگ جاهلي خواهد مرد» (3)
اگر معرفت به آن حضرت نباشد، ديدن ظاهري ايشان نيز سودي در برنخواهد داشت. كم نبودند كساني كه همواره جمال دلنشين پيامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) را زيارت مي كردند، ولي بهره هاي چنداني از آن اسوه هاي اخلاق و نيكي نبردند. امام صادق (عليه السلام) فرمود : هر آن كس كه امامش را شناخت و قبل از قيام امام زمان از دنيا رفت، به سان كسي است كه در سپاه آن حضرت، خدمتگزاري خواهد كرد، نه، بلكه مانند كسي است كه زير پرچم آن حضرت است. (4)
و آيا بي شناخت او ، مي توان هم رزم و هم ركاب او شد !؟

3- احترام خالصانه :
از آنجايي كه امام حق بزرگي بر گردن پيروان دارد، خداوند متعال احترام او را بر مردم واجب فرموده است . از اين رو هر آنچه كه مايه بزرگداشت او مي شوداز سوي ياران آن حضرت، انجام مي گيرد. ايشان اين روحيه را در زمان غيبت در خود ايجاد نموده اند تا در زمان ظهور نيز همواره در تمامي امور، احترام آن حضرت را پاس دارند. به راستي كسي كه از احترام اندكي به صورت برخواستن به هنگام شنيدن نام آن حضرت كوتاهي مي كند، چگونه مي تواند در عصر ظهوربه تكريم آن حضرت بپردازدو از جان خود بگذرد!؟
از امام صادق (عليه السلام ) سوال شد: چرا به هنگام شنيدن نام « قائم» لازم است برخيزيم! آن حضرت فرمود: آن حضرت غيبت طولاني دارد و اين لقب يادآور دولت حقه آن حضرت و ابراز تاسف بر غربت اوست و لذا آن حضرت از شدت محبت و مرحمتي كه به دوستانش دارد به هر كس كه حضرتش را به اين لقب ياد كند، نگاه محبت آميز مي كند. از تجليل و تعظيم آن حضرت است كه هر بنده خاضعي در مقابل صاحب عصر خود هنگامي كه مولاي بزرگوارش به سوي او بنگرد، از جا برخيزد، پس بايد برخيزد و تعجيل و فرج امر مولايش را از خداوند مسئلت نمايد. (5)

4- انتظار راستين فرج :
انتظار راستين كه اساس شخصيت ياران امام مهدي (عج) را شكل مي دهد، پيشينه اي بس دراز و طولاني در تاريخ شيعه دارد. آخرين فرستاده الهي، انسانها را به روزگاري سراسر نور و روشني نويد داده و فرموده است : دنيا به پايان نرسد مگر اينكه امت مرا مردي از اهل بيت من رهبري كند كه به او مهدي گفته مي شود. (6)
اميد .و آرزوي تحقق اين نويد كلي جهاني و انساني، در زبان روايات اسلامي، انتظار فرج خوانده شده و ازجمله عبادات، بلكه برترين آنها شمرده شده است. از همين رو علماي بزرگ، انتظار ظهور منجي را يكي از وظايف مهم مردم در عصر غيبت و عنصري اساسي در زمينه سازي و حفظ روحيه مناسب براي درك زمان ظهور ذكر كرده اند. رسول گرامي اسلام(ص) در باب انتظار فرج و اهميت آن فرموده است: برترين كارهاي امت من انتظار فرج از خداي عزيز و جليل است. (7)
به دون هيچ توضيحي توجه خواننده عزيز را به كلمه «كارها» در متن روايت جلب مي نمايم كه آن حضرت، انتظار را عمل و كار دانسته اند و نه سكون و بي كاري.

5- خودسازي :
يكي از ويژگي هاي ياران امام مهدي (عج) در عصر غيبت، خودسازي و مواظبت بر رفتار خويش است كه در پي آن، جامعه و ديگرا نيز به اين جهت متمايل خماهند شد. شكي نيست كه دين داري در عصر غيبت حضرت مهدي (عج) از هر زمان ديگري مشكل تر و طاقت فرساتر است . حضرت امام صادق (عليه السلام) سختي اين دوران را اينگونه تصوير نموده اند : صاحب امر غيبتي دارد كه در آن هر كس كه از دين خود دست بر نداردهمانند كسي است كه با كشيدن دستهاي خود به ساقه بوته اي تيغ  و خاردار، خارهاي آنرا بكند. پس كدام يك از شما با دستهاي خود تيغ ها را نگه مي دارد؟ سپس آن حضرت مدتي سر به زير افكنده و فرمودند : صاحب امر داراي غيبتي است، پس بنده خدا بايد پرهيزكاري و تقوا پيشه كند و به دين خود تمسك جويد. (8)
اگرچه آزمايش هاي ديني براي همه ايمان آورندگان در همه زمانها، قانون الهي است،اما در عصر غيبت تمامي عوامل دست به دست هم داده اين آزمايش را به كمال خود رسانده است.در اين دوران حفظ و نگه داشتن دين، بسيار دشوار بوده و بيشتر مردم به انگيزه هاي گوناگون ايمان خويش را در زندگي از دست مي دهند. آنان كه در اين گرداب هاي ترسناك دين خود را حفظ كنند از شان و رتبه اي بس رفيع برخوردار خواهند بود.

مطالب اشاره شده در اين متن تنها اشاره به گوشه اي از نشانه ها و خصوصيات ياران  امام مهدي (عج) دارد كه بي شك با گل گشتي در گلستان خوش بوي كلمات و روايات ائمه اطهار (عليهم السلام) نشانه هاي فراوان ديگري نيزخواهيد يافت .
باشد كه دلهامان را به عشق مهدي همه اعصار و قرون، آسماني و الهي كنيم و تلاش خود را معطوف به مهدوي شدن كنيم تا رنگ و بوي مهدي فاطمه(س)  را به خود گيريم كه ياران و دوستارانش، همگي عطر خوش مهدي را به خود دارند .

****

اين هم عيدي روز ميلاد حضرت بقيت الله الاعظم ( روحي له الفدا) :

رهبر انقلاب اسلامي در بيان شيفتگي ولايت حضرت ولي عصر (عج ) و دلتنگي زيارت جمال آن نور الهي قطعه شعري سروده اند که تقديم مي شود:

دلم قرار نمي گيرد از فغان ، بي تو
سپند وار زکف عنان داده ام ، بي تو
زتلخکامي دوران دلم نشد فارغ
زجام عيش لبي تر نکرد جان ، بي تو
چون آسمان مه آلوده ام ز تنگدلي
پر است سينه ام از انده گران ، بي تو
نسيم صبح نمي آورد ترانه شوق
سربهار ندارند بلبلان ، بي تو
لب از حکايت شب هاي تار مي بندم
اگر امان دهد چشم خونفشان ، بي تو
چو شمع کشته ندارم شراره اي به زبان
نمي زند سخنم آتشي به جان ، بي تو
زبيدلي و خموشي چو نقش تصويرم
نمي گشايدم از بي خودي زبان ، بي تو
از آن زمان که فروزان شدم ز پرتو عشق
چو ذره ام به تکاپوي جاودان ، بي تو
عقيق صبر به زير زبان تشنه نهم
چو يادم آيد از آن شکرين دهان ، بي تو
گزاره غم دل را مگر کنم چو امين
جدا ز خلق به محراب جمکران ، بي تو

اللهم عجل لوليك الفرج

***

اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)

 

پا نوشت :
--------------------------------------------------------
1- بحار الانوار،محمد باقر مجلسي،ج57،ص 229 .
2- همان، ج 52، ص 307 .
3- كمال الدين و تمام النعمه،شيخ صدوق،ج2،ص 409 .
4- اصول كافي، كليني، ج1، ص 371
5- منتخب الاثر، صافي گلپايگاني، ص 640، ح 3 .
6- كمال الدين و تمام النعمه، ص 644، ح 3 .
7- همان
8- اصول كافي، ج1، ص335


 

سفینه نجات

بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .
  
* « پيامبر خاتم (صلي الله عليه و آله) فرمود: ... از نور حسين بهشت آفريده شد .
ولي اعظم، امير مومنان (عليه السلام) فرمود: بهاي شما بهشت است، به كم از آن خود را نفروشيد .
امام صادق (عليه السلام) فرمود: در قيامت، فرشتگان، بهشت را آذين مي بندند و ورود مومنان را انتظار مي كشند. زمان مي گذرد و از آنان خبري نمي شود. به جستجويشان مي پردازند و آنان را حول محور حسين (عليه السلام) پيدا مي كنند .
به آنان مي گويند: بهشت مهيا و چشم انتظار شماست. به قدومتان مزين كنيد. مي گويند: بهشت چيست در مقابل اين بهشت آذين كه ما به دورش حلقه زده ايم و به دامنش آويخته ايم؟! مصاحبت حسين(عليه السلام) كجا و بهشت؟!
...
و كيست كه جمال يوسف را ببيند و دست از ترنج باز شناسد؟!
و كيست كه بهار آفرين را دريابد و همچنان به بهار چشم بدوزد؟!
و كيست كه دست از دامن باني بهشت بگذارد؟! سلام بر تو اي طراوت مجسم!و اي زيباي محض!
سلام بر تو اي حسين ! » (1)


هر دلي عاشق تو
و تو
     عاشق هر دلي
كه عاشق توست.
هر كه با تو باشد
                  جاودانه است .

* شيخ محمد ازري شاعر معروف و فهيم شيعه قصيده اي مي سرايد در وصف مولا حضرت عباس (عليه السلام) كه : يوم ابوالفضل استجار به الهدي . يعني روز عاشورا روزي است كه حسين (عليه السلام) ، مخزن هدايت، به عباس پناه مي برد.
سپس صحت اين مطلب را بعيد شمردهع مي انديشد، شايد امام حسين (عليه السلام) آن را نپذيرد . در عالم خواب امام حسين را مي بيند كه به او مي فرمايد: آنچه گفته اي صحيح است و مصرع دوم آن را اينگونه تمتم كن : در آن هنگام به او پناه بردم كه بر اثر حمله ها و درگيري ها و گرد و غبار بين زمين و آسمان تيره و تار شده بود به طوري كه نقاب گرد و غبار جلو نور خورشيد را گرفته بود و هوا تاريك شده بود . (2)


عباس يعنى تا شهادت يكه تازى‏        عباس يعنى عشق،يعنى پاكبازى‏
عباس يعنى با شهيدان همنوازى‏        عباس يعنى يك نيستان تكنوازى‏
عباس يعنى رنگ سرخ پرچم عشق   يعنى مسير سبز پر پيچ و خم عشق‏
جوشيدن بحر وفا،معناى عباس‏       لب تشنه رفتن تا خدا،معناى عباس
با عشق بودن تا جنون، يعنى ابو الفضل خورشيد در درياى خون، يعنى ابو الفضل
صد چاك رفتن تا حريم كبريائى               صد پاره گشتن در مسير آشنائى
بى‏دست‏با شاه شهيدان، دست دادن      بى‏سر، به راه عشق و ايمان سرنهادن
بى‏چشم، ديدن چهره رؤيائى يار             جارى شدن در ديده دريائى يار
بى‏لب نهادن لب به جام باده عشق         بى‏گام نوشيدن تمام باده عشق
اين است مفهوم بلند نام عباس              در ساحل بى‏ساحل آرام عباس
يك مشك آبِ عشق و دريائى طراوت        يك بارقه از حق و خورشيدى حرارت
وقتى كه از آب گوارا روزه مى‏كرد              درياى تشنه آب را دريوزه مى‏كرد
وقتى كه اقيانوس را در مشك مى‏ريخت     از چشمه چشمان دريا اشك مى‏ريخت
در آرزوى نوش يك جرعه از آن لب              جان فرات تشنه آتش بود از تب
خون على عباس را تقرير مى‏كرد               آيات سرخ عشق را تفسير مى‏كرد
وقتى زفرط تشنگى آلاله مى‏سوخت         گلهاى زهرا از لهيب ناله مى‏سوخت
مى‏سوخت در چنگال شب باغ ستاره        مى‏سوخت جانش از تف داغ ستاره
آمد به سوى خيمه، اقيانوس بر دوش         آمد نداى خون حق را حلقه برگوش
عباس بود و لشگر شب در مقابل              عباس بود و مجمر خورشيد در دل
رگبار تير كينه بر عباس باريد                     اختر ز ابر سينه بر عباس باريد
وقتى كه قامت پيش خورشيد آب مى‏كرد    طفل حزين عشق را سيراب مى‏كرد
وقتى يد پور على از دست مى‏رفت            تا خلوت ساقى كوثر مست مى‏رفت
وقتى كه چشمش تير را خوناب مى‏كرد       روى عروس عشق را سيماب مى‏كرد
پايان او آغاز قاموس وفا بود                        پايان او آغاز كار مصطفى بود
با گامهاى شور، آهنگى دگر زد                  بر چهره شب رنگ رخسار سحر زد
عباس يعنى يك نيستان تكنوازى                هفتاد و دو آهنگ حق را همنوازى

* امام سجاد(عليه السلام) در غم پدر بزرگوارش آن قدر مي گريست كه اشك هايش بر جام آب روان مي شد. وقتي علت آن همه گريه را پرسيدند، پاسخ مي داد: چگونه گريه نكنم، در حاليكه پدرم را از آب محروم كرده و لب تشنه كشتند. آبي كه بر حيوانات صحرا و درندگان هم آزاد بود، از پدرم منع كردند.
يكي از غلامانش وقتي او را در حالت گريه ديد به او گفت: آيا وقت آن نرسيده كه اندوهت به پايان رسد؟! حضرت در پاسخ فرمود: واي بر تو! حضرت يعقوب بر فراق يك فرزند خويش آن همه گريه كرد و حسرت و تاسف داشت. ولي من با دوچشم خويش ديدم كه پدرم و همه خاندانم را كنار من و در اطرافم سر بريدند. (3)


و اما تو اي حسين!
با تو چه بگويم؟ " شب تاريك و بيم موج و گردابي چنين هائل" و تو اي چراغ راه، اي كشتي رهايي، اي خوني كه از آن نقطه صحرا، جاودان مي طپي، و مي جوشي، و در بستر زمان جاري هستي، و بر همه نسل ها مي گذري، و هر زمين حاصلخيزي را سيراب خون مي كني، و هر بذر شايسته را، در زير خاك، مي شكافي، و مي شكوفاني، و هر نهال تشنه اي را به برگ و بار حيات و خرمي مي نشاني!
اي آموزگار بزرگ شهادت !!
برقي از آن نور را بر اين شبستان سياه و نو ميد ما بيفكن! قطره اي از آن خون را در بستر خشكيده و نيم مرده ما جاري ساز، و تفي از آتش آن صحراي آتش خيز را به اين زمستان سرد و فسرده ما ببخش.
اي كه مرگ سرخ را برگزيدي تا عاشقانت را از مرگ سياه برهاني، تا با هر قطره خونت، ملتي را حيات بخشي و تاريخي را به طپش آري و كالبد مرده و فسرده عصري را گرم كني و بدان جوشش و خروش زندگي و عشق و اميد دهي!
ايمان ما، ملت ما، تاريخ فرداي ما، كالبد زمان ما، به تو و خون تو محتاج است . (4)

***


جوون گوش كن!!
رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود: از نور حسين بهشت آفريده شد .
امير مومنان (عليه السلام) فرمود: بهاي شما بهشت است، به كم از آن خود را نفروشيد .
جوون! خودتو به كمتر از حسين نفروش !!!

***


اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)


پا نوشت :
-------------------------------------------------------------
1- سيد مهدي شجاعي، اي طراوت مجسم، روزنامه جام جم، چهارشنبه 28 اسفند 1381،ويژه نامه سال نو، صفحه 2
2- كيهان، 3 آذر 1377 ، شماره 16379، صفحه 6 
3- بحار الانوار، ج 46، ص 110
4- مرحوم دكتر علي شريعتي، نيايش، ص 124

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .

1- اول از همه سلام . آرزو مي كنم در روزهاي زيبا و دلنشين ماه رجب اوضاع و احوال دلتان بهاري باشد . براي رفتن به ضيافت الهي ، درست مانند همه ميهماني هاي ديگر بايد حاضر و مهيا شد . سلماني اي رفت و سرو صورتي صفا داد و لباس تر و تميزي به تن كرد . حالا هم كه قرار است تا مدتي ديگر ميهمان سفره الهي باشيم ، بايد هم سرو صورتي صفا داد . زنگار هار گناه و غفلت و تجاهل را زدود و به ميهماني رفت .

آدم عشق مي كند با ادعيه اين ماه . به ويژه يك جايش را . كجايش را !؟ « اعطني بمسئلتي اياك » اش را كه در پس آن « جميع خير الدنيا و جميع خير الاخره » را طلب مي كنيم .

كاش مي شد مفاهيم بلند ادعيه اين ماه بزرگ را درك مي كرديم . اي كاش !

 

2- امشب ، شب ميلاد حضرت امير المومنين علي (عليه السلام )است .

 

هر كس كه تو دلبرش شدي ، پير نشد

از شربت وصل تو كسي سير نشد

كس را نشنيده ام كه با ديدن تو

آب از لب و لوچه اش سرازير نشد

 

3- برو بچه هاي واحد فرهنگي كانون سردار شهيد غلامرضا دانا ، وبلاگي راه انداخته اند با عنوان  « هشت عاشقي » و تعدادي دست نوشته ، سفرنامه، عكس و ... از سفر زيارتي مشهدالرضا (عليه السلام ) را بر روي آن قرار داده اند . جاي كار بسيار دارد ، اما در نوع خودش كار جالبي است . تنهايشان نگذاريد . وقت كرديد سري هم به وبلاگ بزنيد . آدرسش هم اينه :

http://hashte-asheghi.blogfa.com

 

4- من چند تا سوال داشتم : اول اينكه 11 هزار ميليارد تومان يعني چقدر پول ؟! دوم اينكه 60 هزار تن برنج يعني چقدر برنج ؟! سومي اش هم اينكه 7000 تا سكه طلا يعني چند تا سكه ؟! آخرش هم اينكه سويس كجاست ؟!

اين سوالات چه ربطي به هم دارند ؟! خبر زير را بخوانيد ، ربطش را پيدا خواهيد كرد :

« محمد رضا رحيمي ، رئيس ديوان محاسبات كشور ، با اشاره به تخلفات نجومي يكي از وزارتخانه ها اظهار داشت : در جريان تفريغ بودجه برنامه سوم درباره يكي از وزارتخانه ها ، تخلف حدود 11 هزار ميليارد توماني كشف شد .

وي درباره تخلفات انجام شده در بخش آرد و نان گفت : در اين بخش حدود 817 ميليار تومان تخلف و در يك بررسي مشخص شد كه 60 هزار تن برنج در كشور گم شده است . (!!!)

وي درباره تخلف هاي وزارت تعاون اظهار داشت : وزير تعاون در مدت تصدي وزارت تعاون حدود 7 هزار سكه طلا هديه داده كه قانوني نبوده است . وي افزود : برخي از صندوق ذخيره ارزي وام گرفته و در سويس زمين و ويلا خريده اند . » « كيهان، يكشنبه 23 مرداد 1384، صفحه 3 »

حالا لطف كنيد و دوباره سوالات بنده را بخوانيد . من مي خواهم بدانم 60 هزار تن برنج چقدر مي شود كه عين آب خوردن در كشور به اين بزرگي گم و گور مي شود (!!!) يا 11 هزار ميليارد تومان پول ، چند بسته اسكناس 1000 توماني مي شود كه در جريان تفريغ بودجه آن هم تنها در يك وزارتخانه دولت اسلامي گم و گور شدنش را كشف مي كنن. (!!!)

خدا پدر امثال طلحه و زبير ها را ببخشد و بيامرزد كه بعضي ها روي آن مرحومان (!) را سفيد و لابد سپيد كرده اند .

سكه پراكني (!)هاي وزير محترم تعاون هم كه جاي خود دارد. احتمالا اين سكه پراكني جناب صوفي از معضلات و مشكلاتي است كه تعدد زوجات (!) به همراه دارد .

اي كاش مسئولين ديوان محاسبات فقط اقدام به اعلام و بيان اين تخلفات نفرمايند و يك فكري هم به حال برخورد با متخلفان و برگشت دادن بيت المال بكنند . چون بيان اين مباحث بدون برخورد با متخلفان تنها سودش حرص خوردن دلسوزان انتقلاب است .

در ضمن علاقمندان به خريد ويلا در سويس هم مي توانند جهت دريافت وام، به صندوق ذخيره ارزي مراجعه فرمايند – البته اگر تا حالا چيزي ته اين صندوق باقي مانده باشد –

سوال آخر بنده هم اين بود كه سوئيس كجاست ؟! شايد در عكس زير سويس را بتوان پيدا كرد :

 

5- ...

اي نام بلند و جاويدان

ساقه بي جان نام كوچك مرا

به تنومندي نام سبز و سايه گسترت پيوند بندگي بزن

و اين نام ميرا را به حيات جاويد نام خويش جاودانه كن

... يا علي

 

اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج)يا علي (عليه السلام)

 

 

يا فاطمه ...

بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم  . 

 

كاش مدينه در و ديوار نداشت !

اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج( يا علي (عليه السلام(