السلام علیک یا فاطمه الزهرا

 

* * *

غروبی، هلال ماه بدجوری با دلم بازی می کرد. هر چند که این روزها اصلا حال و حوصله ندارم و به قولی بدجوری دُز معنویت نداشته ام، پائین آمده، اما با این همه، همان هلالِ کوچک و قد خمیده، حال خوشی داد به دلم.

 

* * *

فاطمه (سلام الله علیها)!

این نام، شما را به یادِ چه چیزی می اندازد؟ با عرض معذرت از محضر ساحت قدسی مادر عالمین، مجبورم بگویم که ما بچه شیعه ها با شنیدن نام حضرت (سلام الله علیها)، جز به یاد دَر و دیوار و ... نمی افتیم.

درست همان بلایی را که سر امام سجاد(علیه السلام) آوردیم (احتمالا همه ی شما به یاد امام سجادِ بیمار افتادید!!!!)، سر حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم آورده ایم و اینها همه و همه یعنی ظلم به حضرت و همه اینها یعنی بی معرفتی، یعنی قدر ناشناسی، یعنی محرومیت، یعنی عقب ماندن!!!

و فاطمیه فرصتی است برای کسب معرفت !!!  

 

* * *

این روزها که بعضا توفیق حضور در روضه ای نصیب می شود، گاها دلم بدجوری قصد دعوا و بگیر و بزن می کند!!! دلم می خواهد، یک بلایی بر سر بعضی از این مداح ها و منبری ها بیاورم که در تاریخ بنویسند! ولی حیف و صد حیف و صد افسوس که خیلی خیلی ترسوایم آقا!!!

 

* * *

مادر! شرمنده ایم که هنوز قدر ناشناسیم و بی معرفت!

 

* * *

نمی یابمت

اما کنار تو گریه مرسوم است

مگر می توان پهلوی تو بود

و شکسته نبود؟! (1)

 

 

-------------------------------------------

پی نوشت:

1- حمیدرضا شکارسری