ما منتظر آمدنت می مانیم ...


در این همه درگیری و بی تابی ها
از جنگ میان قرمز و آبی ها
ما منتظر آمدنت می مانیم
بی  فکر و خیال همه ی دربی ها

بِنَفْسی اَنْتَ مِنْ مُغَیَّبٍ لَمْ یَخْلُ مِنّا، بِنَفْسی اَنْتَ مِنْ نازِحٍ ما نَزَحَ ( یَنْزِحُ ) عَنّا، بِنَفْسی اَنْتَ اُمْنِیَّةُ شائِقٍ یَتَمَنّى، مِنْ مُؤْمِن وَ مُؤْمِنَةٍ ذَکَرا فَحَنّا ،و مشتاق الیه..


«جانم فدایت که تو آن حقیقت پنهانى که دور از ما نیستى...جانم فدایت، تو آن شخص جدا از مایى، که ابداً جدا نیستى...جانم فدایت که تو، همان آرزوى قلبى مرد و زنِ اهل ایمانى که هر دلى از زیادت شوق او ناله مى زند...»


خورشید من!

خورشید من!
روزی تو خواهی آمد ...
و البته،
در این وانفسای انسانیت
تنها،
دل خوشم به همین


روزی تو خواهی آمد از کوچه های باران
تا از دلم بشویی غمهای روزگاران