وقتی انسان خودسازی دینی نکند طبیعی است، وقتی وارد عرصه قدرت و شهرت می‌شود چون نمی‌تواند نظرات درست را تشخیص دهد، سرگردان می‌شود و هویت انقلابی او مخدوش می‌شود بعد خود را با جو غالب تطبیق می‌دهد.

اگر می‌خواهید به طور حرفه‌ای در این قسمت کار کنید خودتان را قوی کنید و آثار مولفان اسلامی مثل شهید مطهری، آقای مصباح، آقای جوادی، علامه طباطبایی و علامه جعفری را بخوانید.

برنامه‌ریزی کنید هفته‌ای یک کتاب از آثار این بزرگان را بخوانید. بعد از چهار سال بیش از دویست کتاب خوانده‌اید.



به لحاظ نظری باید کتاب‌های اسلامی را بخوانید و به لحاظ عملی باید التزام به ارزش‌ها داشته باشید و جان خود را برای این‌ها بدهید. اگر یک لحظه خودمان به خودمان استراحت بدهیم انقلاب تمام شده است. من کار روتینم را انجام دادم، کلاسم تمام شد اگر اینگونه باشد باختیم. انقلابی کسی است که شب و روز نشناسد. کسانی بودند که در جبهه‌ها سرپا می‌خوابیدند و کسانی که یک نفری نظر یک دانشگاه را عوض می‌کردند منتها با مطالعه.

خدا می‌فرماید «فاذا فرغت فنصب» از هر مرحله‌ای از این جنگ خلاص شدی آماده مرحله بعدی شو. اگر یک لحظه غفلت کنید و این انقلاب به دست نا‌اهلان بیفتد باید جواب خون چند هزار شهید را بدهید.

باید آشنایی دائمی با معارف اسلامی داشته باشیم. باید بیست- سی سال کار کرد. یک شبه نمی‌توان ملا شد.

آیا می‌توان گفت من شخص دینی‌ام ولی تفکر در دین ندارم؟ امام علی علیه السلام می‌فرمایند «ایها الناس لاخیر فی دین لا تفقه فیه» تفقه یعنی درک درست از مسائل. دو نوع تفسیر می‌توان کرد: یکی اینکه خیری در دینداری بدون تفقه وجود ندارد و یکی اینکه در آن دینی که قابلیت تفقه در آن وجود ندارد خیری نیست. برای پیامبر هم مهم‌ترین چیز عقل بود. ایمان بدون عقل هم فایده‌ای ندارد.

فرمودند در مسیر حق از کمی تعداد وحشت نکنید. امیرالمومنین می‌فرمایند: اگر تمام عرب یک طرف بایستند و من یک طرف، نمی‌ترسم و یک قدم عقب نمی‌روم.

ایدئولوژی‌های بشری مثل مارکسیسم و کمونیسم و… پس از مدتی کهنه می‌شوند و حرفی از آن‌ها در بین ما نیست. اما دین الهی هیچ وقت کهنه نمی‌شود. سنت ما در برابر مدرنیته نیست بلکه دائما نو شونده است.


پی نوشت:
 داشتم یک دستی به سر و روی هارد رایانه می کشیدم و به قولی گردگیری می کردم که چشمم خورد به این مطلب از استاد رحیم پور.
متن فوق خلاصه ای از سخنان استاد رحیم پور است که از قرار معلوم در مرداد 1390 و دربین دانشجویان حاضر در طرح ضیافت اندیشه در شهر مقدس مشهد ایراد شده است. 
به نظرم مباحث طرح شده، پاسخ و راه کار همیشگی و همه وقتِ سوالات و دردهای داشته و نداشته ماست.