جانستان کابلستان
جانستان کابلستان
روایت سفر به افغانستان
رضا امیرخانی

* * *
جانستان کابلستان، شرح حال سفر خانوادگی و چند روزه ی رضا امیرخانی ـ نویسنده ی منِ او ـ به افغانستان است.
کتاب، قطعا ارزش یک بار خواندن را دارد، اما؛
سخت معتقدم که امیرخانی ـ نویسنده ی منِ او ـ هنوز که هنوز است سر سفره ی « من او » و « داستان سیستان » اش نشسته است.
یعنی همین که نویسنده ی منِ او ـ رضا امیرخانی ـ کتابی منتشر کرده، کافی است که آدمی را ترغیب به خواندنش کند. اما خیلی وقت هاست ـ حداقل بعد از داستان سیستان ـ دیگر از آن غافلگیری های مخصوص امیر خانی ـ نویسنده ی منِ او ـ در نوشته هایش خبری نیست، حتی در « بی و تن»
و این یعنی اینکه منِ مخاطب آثار امیرخانی ـ نویسنده ی منِ او ـ انتظار خیلی بیشتری از او دارم. انتظاری که البته در این چند اثر آخر ـ حداقل بعد از داستان سیستان ـ برآورده نشده است.
لذا باز تاکید می کنم که معتقدم، امیرخانی ـ نویسنده ی منِ اوـ نشسته است.
* * *
ـ جانستان کابلستان سرشار از رنگ همیشگی آثار امیرخانی است؛ سرشار از صداقت. و به نظرم این، پررنگ ترین نکته جانستان است. ـ تعبیر جانستان عالم بدجوری به دلم نشست. آن هم در این ماه رجب که ماه زیارتی جانِ عالم است. ( نگاه می کنم به جانستانِ عالم، به حرم امام رضا (علیه السلام) و برای عبدالرزاق، سلطان راننده ها دعا می کنم، برای میزبانان م، مدیره ی هتل و ... همین کتاب، ص 347)
ـ قضایای خواجه غلطان (ص 88 به بعد) برایم جالب بود. از آن جا که شبیه همین داستان نیت زاءر و بعد روی زمین خوابیدن و بعدتر روا شدن نیت با غلط زدن، در یکی از امامزاده های گیلان هم رواج دارد. امام زاده حنفیه در اطراف رودبار. آن جا هم زائر اگر پس از دراز کشیدن بر روی زمین، غلطانده شد، می گویند: حاجت رواست.
آقای امیرخانی ـ نویسنده ی منِ او ـ! امام زاده حنفیه ی گیلان هم خالی از لطف نیست، علی الخصوص که نه گذرنامه می خواهد و نه ویزا!
ـ بگذار ساده بگویم ـ نه مثل یک کارشناس رسمی ـ که شاید فاصله آنها با ما این قدر زیاد باشد، اما فاصله ما با آنها، بسیار کم است ... زیرِ 5 سال ...
اگر ما مردم قدر یکدیگر ندانیم و قدر کشور ندانیم و قدر نظام ندانیم و افسار مملکت را بدهیم دست جاه طلبی چهارنفر قدرت طلبِ بی فرهنگِ سیاسی، یقین بدانیم که ظرف 5 سال بدل خواهیم شد به نسخه ی برابرِ اصلِ همسایه، گسل ها اگر تعمیق شوند و من و تو یکدیگر را دشمن بپنداریم هزاران خطِ جنگِ دیگر بینِ ماهای دیگر و شماهای دیگر تر پدید خواهد آمد و ... (همین کتاب، ص 321)
ـ خلاصه اینکه؛ جوان مرد مردی است این رضای امیرخانی ـ نویسنده ی منِ او ـ
ــــــــــــــــــــــــــــ
باز نشر این مطلب در: کتاب سوم ، در سایت شخصی امیرخانی
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط سجاد ستوده
|
باران عدل