حج
بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .
اول از همه سلام. متن زیر رو چند روز پیش ـ 29/ 9 /84 ـ برای یه جای دیگه نوشته بودم که بد ندیدم روی وبلاگ هم بذارم .
" حج " تذکر و یادآوری و تجدید دوباره عهد ازلی است که انسان بر دوش کشیدن بار سنگین امانتش را پذیرفته است.
در پیچ و خم تاریخ و در پس رخدادهای کوچک و بزرگ، امانت به ودیعه نهاده شده در کالبد جان آدمی به فراموشی سپرده می شود. آدمی فراموش می کند یگانگی را، فردیت را و احدیت را. و در این وانفسای غفلت ، بانگ جرس کاروان حج، زنگ بیدار باشی را می ماند که انسان را به اندیشیدن دوباره فرا می خواند. ... لبیک اللهم لبیک !
وچه به موقع این بانگ بر می خیزد. این روزها که سنگ و چوب های مدرن بار دیگر وظیفه خدایی بشر را بر عهده گرفته اند و این روزها که احدیت و مطلقیت آن یگانه بی همتا، در زیر چرخ دنده های توسعه و پیشرفت به فراموشی سپرده می شود و این روزها که بوی عفن ادکلن گناه و تجاهل دیگر مجالی برای استشمام عطر خوش و ساده خدا باقی نگذاشته است، جرس موسم حج به صدا در می آید.
و انسان چه محتاج شنیدن این جرس رحیل است و به راستی چه به موقع!
در ماه رمضانی که بر ما گذشت و در لحظه هایی که خلوتی بهشتی با معشوق دست می داد، همگان در سماعی روح افزا زیر لب زمزمه می کردیم که :" اللهم ارزقنی توفیق حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام " . و حال موسم حرکت کاروانیان است برای سفری بزرگ که خود خلاصه آفرینش است و من ... همچنان جامانده این کاروانم! جا مانده کاروانی که برای لمس و دیدن و آفرینش پای در مسیر آفرینش می گذاردو مگر نه اینکه حاجی پس از حج به سان نوزادی می ماند که دوباره به دنیا آمده و آفریده شده و مگر نه اینکه کعبه این خانه بزرگ صلح و امنیت، پیچیده در سیاهی دل نشینی که در میان سپیدی جامه های احرام حاجیان، به سان چشمان سیاه و مست کننده معشوقی زیبا، دلبری می کند،اولین نقطه از این کره خاکی است که اجازه بودن گرفته است ـ بیت المعمورـ و در این سفر دوباره بودن، و در این دوباره زنده شدن ها و دوباره خلق شدن ها آنچه که بیش از همه خودنمایی می کند، خالق این آفرینش و این زیبایی هاست و " او " کسی نیست جز " او " .
کاروان به حرکت درآمده، حرکت در مسیری از خود به خدا و من جامانده همیشگی و جاودانه این مسیر رویایی ام ... .
***
در لحظات ماه رمضان بسیار از خدا خواستم که من نیز همره این کاروان باشم اما ... و خود خوب می دانم که خود را مهیای این سیر نکرده بودم ... و مگر نه اینکه می خوانند تا در این سفرو در این سیر، دوباره خلق کنند، پس ...
چند روز است که حاجیان به سرزمین رسول خدا صلی الله علیه و آله رهسپار می شوند و آماده انجام مناسک. و من که جامانده ام ... ـ و این کدامین " من" توست که جا مانده؟ و مگر "من"ی از " منیت" هایت را رهسپار این سیر کرده ای؟
و من که جا مانده ام
دستم از مدینه و بقیع و گنبد خضرا دور است !
نظرم از دیدن کعبه، این تنها خانه بهشتی زمین محروم است و گام هایم هنوز در منجلاب تجاهل و غفلت و ندانم کاری های ریز و درشت!
اما چه باید کرد!؟
خدایا! گوشه نظری از آن نگاه مهربان و دل نشینت که بر قامت رعنای آنان که حاجی می شوندو تنها، نه که حاجی می شوند، بل که حاجی می شوند و حاجی شدن را می فهمند و تنها نه این، که حاجی می شوند و حاجی شدن را با تمامت جانشان لمس می کنند، افکنده ای و خواهی افکند، ذره ای از این نگاه دوباره خلق کننده ات، این نگاه جان پرورت را، این نظر آفرینش ات را، بر قامت خسته و شکسته ما جاماندگان این کاروان بیفکن!
حج در راه است ... لبیک اللهم لبیک
***
در این سیر همراه و همره کاروان حاجیان امسال نیستم، اما دل و روح و فکر و اندیشه ام را در ورای کلمات دل نشین مرحوم دکتر شریعتی در مجموعه "حج" به طواف " بیت الله" روانه خواهم کرد.
حال که نمی توانم جسما در عرفات باشم و منا را به چشم خود ببینم با چشم و دل دکتر به سعی صفا و مروه خواهم رفت. این روزها که نمی توانم خود همراه حاجیان باشم ، دل خویشتن را به یاری کلمات قلم دکتر شریعتی همره کاروانیان حج می سازم و از امروز خواندن"حج" دکتر شریعتی را به نیت "حج" آغاز می کنم .
« اگر می خواهی عمل حج را بدانی، رساله مناسک فقها را بخوان. اگر می خواهی معنی حج را بفهمی، اسلام را بفهم و در آن، انسان را بشناس. و اگر تنها می خواهی ببینی من حج را چگونه فهمیده ام؟ این نوشته را بخوان. شاید خواندن آن تو را در فهمیدن حج و لا اقل، در اندیشیدن به حج، اندکی، برانگیزد.
اندکی،
همین: و نه بیش! ـ حج، دکتر شریعتی، ص 24 ـ »
***
اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)
باران عدل