امروز پیرامون بهار گفتگو می کردیم.
بعد که در مورد آن حرف ها فکر می کردم، به ذهنم آمد که:

بهار،

خنده های عاشقانه ی توست؛

که چون شبنم صبحگاهی،

مستم می کند.