بهار
امروز پیرامون بهار گفتگو می کردیم.
بعد که در مورد آن حرف ها فکر می کردم، به ذهنم آمد که:

بهار،
خنده های عاشقانه ی توست؛
که چون شبنم صبحگاهی،
مستم می کند.
+ نوشته شده در جمعه پنجم اسفند ۱۳۹۰ ساعت توسط سجاد ستوده
|
باران عدل