خلافت عثمانی و حال و روز این روزهای گیلان
زد و بندهای سیاسی این روزهای گیلان خیلی ذهنم را به خودش مشغول کرده است.
این ایام خیلی به این موضوع فکر می کنم که:
داستان این روزهای مان شبیه کدام دوران تاریخی است؟
85 و 86 را که عینهو عقبه ی احد می دانم. عقبه ی احد را دیدم و البته بعضی غنیمت خوارها را هم دیدم که چه ها نکردند.
اتفاقات بعد از انتخابات هم که انگار همان جنگ احزاب.
مانده ام این روزها شبیه کدام برهه ی تاریخی است؟ داستان دوران خلافت عثمان و غنیمت خواری برخی اصحاب سابق را هم خوب خوب بلدم. خدا رحمت کند مسعودی را با آن مروج الذهبش که پته ی حضرات را بدجوری ریخت روی آب.
راستش هر جور که می چرخم و هر طور که می خواهم خودم را گول بزنم، که این طور نیست برادر، نمی شود که نمی شود.
دلم می سوزد برای تنهایی رهبری، با این همه مدعی ولایت مداری که از رفتارشان جز خوی عثمان بر نمی خیزد.
راستش این روزها، در پس رفتارها و زد و بندهای سیاسی و گروهی مدعیان سینه چاک ولایت مداری، بدجوری تنهایی امیرالمومنین (علیه السلام) را حس می کنم.
....
حضرات چند نبش ولایت مدار حواسشان جمع باشد که چندی بعد، ماشین های آن چنانی دولتی شان را دور و بر شتر جَمَل این روزگار پارک نکنند که خیالشان جمع، همان بلای جنگ جمل دوران امیرالمومنین (علیه السلام) بر سرشان خواهد آمد.
...
و البته چه خوش روزگاری است دوران پس از جمل این روزگار ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۰ ساعت توسط سجاد ستوده
|
باران عدل