دیشب (پنجشنبه) بعد از ساعت 9 شب، از فلکه نیروی دریایی به سمت جانبازان در حرکت بودم. بالاتر از پمپ بنزین، ترافیک شدید شد. این میان، نکته جالب، نه خودِ ترافیک، که دلیل ترافیک بود. بعد از گذشت 4 روز از بارندگی شدید و زیر آب رفتن!! شهر رشت، خیابان مورد نظر سرریز از آب بود. کوچه های اطراف، به ویژه کوچه جنب آتش نشانی کاملا زیر آب بود. راستش اگر کسی قایقی داشت و به آب می انداخت، این چند روزه کلی کاسب بود.
بد جوری آتش گرفتم.
فکرش را بکنید که از دوشنبه تا همین الان که این متن را تایپ می کنم، ساکنین منطقه برای رفتن به محل کار، یا رفتن به مدرسه، یا اصلا خرید مایحتاج روزانه چه مشقتی می کشند.


یعنی پس از گذشت 4 روز از بارش تند باران، جمع آوری این حجم آب برای مدیریت شهری که ادعای کالان! شهر بودنش گوش عالم و آدم را کر کرده، این قدر سخت و غیر ممکن است که آب های جاری در منطقه را به حال خود رها کرده تا شاید از خورشید خانم!! کاری برآید!! مثلا پمپاژ و انتقال این حجم آب مگر چقدر زمان و هزینه می برد که حتی پس از گذشت 96 ساعت، باز حضرات منتظر تابیدن حضرت خورشیدند؟! ـ لابد دیگرـ
آیا بهتر آن نیست که به جای به پاکردن چکمه های خط نیفتاده ی تازه خریداری شده و دادن ویراژهای تبلیغاتی آن چنانی در زیر ریزش باران آن هم جلوی دوربین های واحد مرکزی خبر، کمی، فقط کمی، به فکر حل این معضل باشیم.
راستی اگر این آب گرفتگی نه در منطقه ی پیرکلاچای که مثلا در گلسار یا منظریه رخ می داد، آیا معامله همین بود که انجام شد یا آنکه به ضرب نوشیدن و سرکشیدن همه ی آب های سطح خیابان هم که شده، چند ساعته مشکل حل می شد؟
راستش را که همه خوب می دانیم.
این روزها، حال و اوضاع این حوالی اصلا خوب نیست. یعنی آنهایی که باید به فکر باشند، یا دوست ندارند فکر کنند یا آنکه معاملات جابجایی این بخشدار و آن فرماندار و آن یکی معاون فرصتی برای فکر باقی نمی گذارد. این وسط هم به قول نوستالوژی آزانس شیشه ای: گوشت قربونی عباسه!!
....
چند ماه بعد، درست در هفته ی تبلیغات انتخابات مجلس:
ـ مردم
ـ حق با مردم است
ـ صاحبان ما مردمند
ـ ولی نعمت ما مردمند
ما نوکران و خادمان مردمیم
ـ مردم
ـ مردم
....