بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .

اول كار اينكه :
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم:
«مردم ماه خدا با بركت و رحمت و بخشش گناهان نزديك است، ماهى كه نزد خدا برترين ماه‏ها، روزهايش برترين روزها، شبهايش بهترين شبها و ساعتهاى آن بهترين ساعتهاست، ماهى است كه در آن به ميهمانى خدا دعوت شده و شما را در اين ماه از كسانى قرار داده‏اند كه شايسته كرامت خدا هستند. نفس كشيدن شما در آن تسبيح و خوابيدنتان در آن عبادت و عمل شما در آن مقبول و دعاى شما در آن مستجاب است. پس با نيتهايى راست، و دلهايى پاك از خدا بخواهيد شما را موفق به روزه آن، و خواندن كتابش نمايد. بدبخت كسى است كه از آمرزش خدا در اين ماه بزرگ محروم شود.
با تشنگى و گرسنگى خود در آن، گرسنگى و تشنگى روز قيامت را بياد آوريد.
اي مردم شما زندانى اعمال خود مى‏باشيد، با استغفار خود را آزاد كنيد. پشتهايتان از گناه سنگين است با طولانى نمودن سجده‏هاى خود آن را سبك نماييد. بدانيد خداوند به عزت خود سوگند خورده است كه سجده‏كنندگان و نمازگزاران را عذاب نكند و در روزى كه مردم براى پروردگار جهانيان برمى‏خيزند، آنان را با آتش نترساند.
مردم هر كدام از شما كه اخلاق خود را در اين ماه اصلاح كند، روزى كه در صراط پاها مى‏لغزد، جوازى بر صراط خواهد داشت. و هر كدام از شما كه بر بنده و كنيز خود آسان بگيرد، خداوند در حساب بر او آسان خواهد گرفت، و كسى كه شرّ خود را در آن باز دارد، خداوند در روزى كه او را ببيند غضب خود را از او باز مى‏دارد.
مردم درهاى بهشت در اين ماه باز است، از پروردگار خود بخواهيد آن را به روى شما نبندد، درهاى جهنم نيز بسته است از پروردگار خود بخواهيد آن را به روى شما باز نكند، شياطين هم در زنجيرند، از پروردگار خود بخواهيد آنان را بر شما مسلط نكند. (1)

بعدش هم :

در حديث معراج ‌‌‌(آمده است كه) ‌‌‌خداوند پرسيد: اى احمد آيا آثار روزه را مى‏دانى؟ پاسخ داد: خير. خداوند فرمودند: نتيجه روزه كم‏خورى و كم‏گويى است. و آن حكمت را به ارمغان مى‏آورد و حكمت معرفت را در پى دارد و معرفت يقين را. و وقتى كه بنده‏اى به يقين رسيد باكى ندارد كه چگونه روزگار را سپرى كند. در سختى يا آسانى و اين مقام خوشنودهاست. و هر كس طبق خوشنودى من رفتار كند، سه خصلت را به او مى‏دهم: شكرى كه نادانى همراه آن نباشد، يادى كه فراموشى نداشته باشد و دوستيى كه دوستى من را بر دوستى آفريدگانم ترجيح ندهد. هنگامى كه او من را دوست داشت، من هم او را دوست خواهم داشت، دوستى او را در دل بندگانم انداخته و چشم قلب او را به عظمت جلالم مى‏گشايم و علم آفريدگانم را از او پنهان نمى‏دارم، در تاريكى شب و روشنايى روز با او مناجات مى‏كنم تا آنجا كه سخن گفتن و همنشينى او با بندگانم قطع شود و كلام خود و فرشتگانم را به گوش او مى‏رسانم و اسرارى را كه از بندگانم پنهان كرده‏ام براى او آشكار مى‏كنم...، عقل او را غرق در شناخت خود كرده و درك او را بالا مى‏برم، مرگ را بر او آسان مى‏كنم تا وارد بهشت شود و وقتى كه ملك الموت او را ملاقات كند، به او مى‏گويد: آفرين بر تو و خوشا به حالت خوشا بحالت خداوند مشتاق تو است... خداوند مى‏گويد: اين بهشت من است، در آن بخرام و خوش باش و در همسايگيم ساكن شو. روح انسان مى‏گويد: خدايا خود را به من شناساندى و با اين شناخت از جميع آفريدگانت بى‏نياز شدم. قسم به عزت و جلالت اگر خوشنودى تو در اين است كه قطعه قطعه شده يا هفتاد بار به بدترين شكل كشته شوم خوشنودى تو براى من دوست داشتنى‏تر است... آنگاه خداى متعال مى‏فرمايد: به عزت و جلالم سوگند، هيچگاه مانعى بين خود و تو قرار نمى‏دهم، تا هر وقت خواسته باشى بر من وارد شوى، كه با دوستان خود چنين كنم». (2)

ديگه اينكه :
امام صادق عليه السّلام: « موقعى كه روزه مى‏گيرى خود را نزديك به آخرت ببين، و با خضوع و خشوع و شكستگى و خوارى باش، و مانند بنده‏اى كه از مولاى خود ترسان است، بوده، دلت از عيوب، و باطنت از حيله‏ها و مكرها پاك باشد، و به خدا از هر چه غير اوست بيزارى جوى و در روزه خود تنها خدا را سرپرست خود بدان و آنگونه كه شايسته است از خداوندى كه بر همه غالب است بترس، و در روزهايى كه روزه مى‏گيرى روح و بدنت را به خداى متعال بده، و قلب خود را براى محبت و ياد او و بدنت را براى عمل به دستورات او و چيزهايى كه از تو خواسته، فارغ كن.» (3)

و سر آخر اينكه :
- من از حضور اين همه بي خودي در خانه دلم
متنفرم  
اي دل برخيز تا براي رفتن
فكري بكنيم . (4)
 

***

اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)

 

پي نوشت :
-------------------------------------------------------
1- آيت الله آميرزا جواد آقا ملكي تبريزي ، ترجمه‏المراقبات ، ص 211تا 214
2- همان ، ص195
3- همان، ص 199
4- مرحوم سلمان هراتي