عصر روز یکشنبه، 11 مهر، استاندار گیلان دیداری با بیش از صد نفر از دبیران تشکل های فرهنگی غیر دولتی و مردم نهاد استان داشت.

حاشیه ای غم انگیز(!) بر این دیدار نوشته ام که شاید به زودی در همین جا منتشر خواهم کرد. شاید هم منتشر نکنم. ( چون به اندازه کافی دشمن و بدخواه دارم و هیچ علاقه ای هم به افزایش تعدادشان ندارم)

اما از یک اتفاق نتوانستم بگذرم و اشاره ای گذرا به آن می کنم.

دم در ورودی سالن، اسامی حاضرین و شرکت کنندگان را در فرمی یادداشت می کردند. مسئول و دبیر یکی از تشکلها قبل از ورود به سالن، اسمش را نوشت و بعد پرسید: از هدیه هم خبری هست یا نه؟!

یکی از متصدیان برنامه به این جناب گفت: از قرار معلوم، آخر جلسه استاندار یک مبلغی را به تشکلها هدیه خواهد داد.

این جناب را هم که انگار برق گرفته باشد، آن چنان دست پاچه شد که نگو و نپرس!

گفت: ما یک موسسه دیگری هم داریم. و فورا برگه اسامی را برداشت و یک اسم دیگر بر روی آن نوشت و بعد گوشی موبایل را از داخل جیب کتش بیرون آورد و شماره گرفت:

ـ خانم! کجایی؟! سریع خودتو برسون استانداری!!!