شوكرانم ... اي به ظاهر دوستان! نوشم كنيد
مي روم آن جا كه غم باشد... فراموشم كنيد

آتشم از باد اما شعله مي گيرد تنم
بي جهت اصرار مي ورزيد خاموشم كنيد

آيه اي مقبول طبع مردم صاحب دلم
بر زبان ها مي روم... گيرم كه مخدوشم كنيد

چشم تان روشن كه جدم حضرت انگور بود
با مي بي مايه ممكن نيست مدهوشم كنيد

زير بار غير رفتن كار اين ديوانه نيست
ماه را حتا اگر چون حلقه در گوشم كنيد.