آويني، شهيد چند منظوره!

آويني
يا
همان آدم چند منظوره!
نه!
شهيد چند منظوره!!
هم خوشكل و خوش قيافه
كه بشود پوسترش كرد و
زد سينه ديوار
و هم
سوابق قبل از انقلابش را
پرونده كرد
و رو نمود
تا مهملي بشود
براي بعضي ها
كه هوتوتو!!
و هم
... (1)
اما آويني؛
اينها كه
اين جماعتِ آويني نما
مي گويند،
و البته زور مي زنند
كه نمايان كنند،
نبود و
نيست و
نخواهد بود.
***
(۱) از آن جا كه خيلي وقت است كه اهل تامل(!!!)، تفكر(!!!)، مصلحت(!!!) حساب و كتاب(!!!) و ... شده ام، به كلي اين قسمت از متن را حذف كردم كه خداي نكرده، گوش شيطان كر و چشمش كور به كسي بر نخورد، كه گربه اگه شاخ بزنه، بد مي زنه!!
اين جمله ايضا اين معنا را هم در بطن !!! خود مستتر دارد كه تا قبل از اين، بنده نه اهل تامل، نه اهل تفكر و نه اهل ما بقي مخلفات بودم...
* * *
يكي از دعواهايي كه هميشه با صنف جماعت بسيجي و حزب اللهي داشته و دارم، اين توهم و مرض "ديگري شدن" است. يك مدت جو، جو شهداست، همه مي خواهند مثل شهيد فلاني و بهماني بشوند، درست مثل همين مرض آويني شدن. يك مدت جو علما و عرفا همه را مي گيرد و همه مي خواهند شيخ فلان و مرشد بهمان شوند. كمتر پيش مي آيد، كسي پيدا بشود كه خودش باشد و اين ستارگان را الگو كند، براي خود شدن، نه ديگر شدن.
* * *
اواسط اسفند بود كه به يكي از دوستان كه سر دبير يكي از نشريات استاني است، زنگ زدم براي توليد و چاپ يك ويژه نامه براي آويني. گفت تا دو روز ديگه خبرت مي كنم. و البته سالي آمد و سالي رفت، اما هنوز، آن دو روز نشده است.
* * *
و هرگز جز براي خدا كاري مكن!!
باران عدل