برای دلال مغربی بزرگ
این روزها لبنان عزیز بار دیگر به جشن و سرور نشسته است، جشنی که امتداد آن آرزوی هر روزه من است.
در تبادل اسرای عرب و جسد 2 سرباز اسرائیلی و نیز آزادی سمیر قنطار، پرسابقه ترین زندانی رژیم صهیونیستی، جسد مطهر تعدادی از شهدای مقاومت اسلامی نیز به حزب الله تحویل داده شد که در بین این اجساد بدن مطهر " دلال مغربی" زن رشید و آزاده فلسطینی نیز وجود داشت.
نام و یاد زنانی همچون " دلال مغربی" و " هنادی تیسیر جرادات" و ... همیشه و همه وقت برایم با حسی غرور انگیز و حسرت بار همراه بوده است.
* * *
دلال مغربی اولين فرمانده زن در تاريخ مبارزاتى مردم فلسطين است. وى كه در آن زمان فقط بيست سال سن داشت، حدود ده جوان هم سن و سال خود را براى يكى از جسورانهترين عملياتهاى استشهادی رهبرى كرد و در پايان، اين گروه چريكى بعد از اينكه تلفات زيادى را از سربازان اسرائيلى گرفتند، در جاده ساحلى بين حيفا و تلآويو با تيم ويژه ارتش اسرائيل كه در راس آنها ايهود باراك قرار داشت، درگير شده و در نهايت جان خود را از دست دادند. اين عمليات آنقدر براى صهيونيستها ذلتبار بود كه باراك در برابر دوربينهاى خبرنگاران جسد اين زن دلير را روى زمين كشاند.
دلال مغربى سال 1958 در اردوگاه صبرا در خانوادهای فلسطينى از شهر يافا به دنيا آمد كه به لبنان آواره شده بودند. وى تحصيلات ابتدائى را در مدرسه يعبد و تحصيلات متوسطه را در مدرسه حيفا گذراند، هر دو مدرسه وابسته به آژانس كمكرسانى به آوارگان فلسطينى در بيروت بودند.
وى خيلى زود در حالى كه هنوز درس مىخواند، وارد فعاليتهاى چريكى شده و آموزشهاى نظامى مختلفى را ديد و با استفاده از انواع سلاح آشنا شد و شيوههاى جنگ چريكى را به سرعت ياد گرفت و از همان زمان به جرأت و شجاعت و روحيه انقلابى و ميهنى خود مشهور بود.

عمليات جسورانه در درون سرزمینهای اشغالی
از همان ابتدا اين گروه عمليات خود را به شکل استشهادی قرار داده بودند، اين گروه صبح روز 11 مارس 1978، سوار كشتى تجارى شدند كه از درياى مديترانه به مقصدى در شمال آفريقا حركت مىكرد. هنگامى كه اين كشتى روبروى ساحل سرزمين اشغال شده فلسطين قرار گرفت، اين گروه قايقهاى پلاستيكى خود را آهسته به دريا زده و به سمت ساحل حيفا حركت كردند. گروه دلال با موفقيت خود را به ساحل رساندند، قايقها را مخفى كرده و به سمت جاده نظامى كنار ساحل حركت كردند و يك اتوبوس نظامى كه پر از سرباز بود و به سمت تلآويو حركت مىكرد، را متوقف كرده و كنترل آن را به دست گرفتند و به سمت تلآويو حركت كردند، آنها در مسيرشان به هر خودروى نظامى كه مىرسيدند تيراندازى مىكردند، و بدين وسيله تلفات زيادى را در ميان دشمن بوجود آوردند، زيرا اين جاده يك جاده نظامى بود كه براى نقل و انتقال سربازان از شهركها به تلآویو و بالعكس مورد استفاده قرار مىگرفت. بعد از دو ساعت حركت به نزديكىهاى تل آويو رسيدند. دولت اسرائيل كه از تلفات بالا به ستوه آمده بود يك تيم ويژه ارتش را با پشتيبانى يگانهایى از تانكها و هلىكوپتر براى متوقف كردن اين اتوبوس راهى منطقه کرد. اين دسته توانست اتوبوس را در نزديكى شهرك «هرتسليا» از كار بيندازند و در آنجا جنگی حقيقى رخ داد.
گروه دلال مغربى اتوبوس را منفجر كردند و به درگيرى با تيم باراك پرداختند. در اين عمليات دهها سرباز اسرائيلى كشته شدند و در نهايت دلال كه نام مستعار «جهاد» را براى خود انتخاب كرده بود در راه اهداف و آرمانهاى خود كشته شد و از آن زمان جسد وى در قبرستانى كه به قبرستان شمارهها معروف است به خاك سپرده شد.
باران عدل