کم خونی
خواب دیدم من را فرستاده اند تایلند
تا آن جا غسل جنابت تبلیغ کنم !!!!
* * *
آن قدرت حقیقی، قدرتی که ما باید شب و روز در تلاش آن باشیم، قدرت تسلط بر اشیاء مادی نیست، بلکه قدرت مهار کردن انسان هاست.
جرج اورول، 1984، انتشارات اطلاق چاپ، خرداد 1359، ص 276
* * *
بالاخره پای حضرت تمدن به شهر کوچک ما هم باز شد. و از این به بعد دختران شهر من هم می توانند سرشان را جلوی جماعت متمدن بالا بگیرند.
مدتی است این پرده در خیابان اصلی شهر من خودنمایی می کند.
راستی، دقت کرده اید که "امریکن لایف استایل" در هر سوراخ موشی که فکرش را بکنید، خودنمایی می کند .
و من خوشحالم که بالاخره بوی تمدن هم به مشام مان رسید!!!
* * *
لعنت بر هر چه کم خونی است!!!
و تو چه می دانی
رب الارباب
چه مصلحت می داند؟
* * *
شاید از این پس بیشتر نوشتم، هر روز
و شاید اصلا ...
بگذریم، کم خونی را دریاب عزیز!!!
باران عدل