از همه جا
نوشتن اين روزها، برايم خيلي سخت شده است. ...
* * *
با محمد و محسن و سلمان رفته بوديم نمايشگاه كتاب! سفر جالبي بود. علي الخصوص كه محسن مامان خرج بود و بي انصاف يك بلايي بر سرمان آورد كه خدا سر دشمن هيچ كس نياورد...
4 تا آدم گنده و شكمو كل هزينه هاي رفت و برگشت و خورد و خوراك و مرگ ميرمان، همه و همه شد 70 هزار تومان!
با خودم گفتم، حالا كه احمدي نژاد هيچ جوري نتواسته تورم راكنترل كند، بد نيست يك بار هم اين داداش محسن ما را هم امتحان كند، يا مشكل تورم را حل مي كند يا همه را از گرسنگي الفاتحه ...
* * *
شرمنده ام. اما اين بچه مذهبي هاي رشت چرا بعضي هاشان اين جوري اند. هر جور حساب مي كنم، نمي فهمم. يعني هر كس كه دو تا كتاب غرب شناسي كه نه يونان شناسي(!!!!) بخواند، يا خير سرش برود طرح ولايت، بايد اين طوري با اين و آن برخورد كند.
اللهم اجعل عواقب اموري خيرا! اگه به غرب شناسي با شد كه من نه فقط يونان شناسي كه مدت ها سر مباحث غرب شناسي فكر كرده ام و طرح ولايت هم متاسفانه رفته ام، هر چند كه معتقدم جز وقت گذراني و ابطال وقت ثمره اي برايم نداشت. اما نكند مثل اين حضرات مذهبي و ريش دار و مدعي بشم.
گفت: ادب از كه آموختي؟ گفتم از آقايانِ ...
* * *
يك ساعت و ده دقيقه صورت در صورت نگاهش كردم و با او حرف زدم، اما چند روزي است كه هر چه تلاش مي كنم، قيافه اش به ذهنم نمي آيد.
در چرايي اش مانده ام بدجور، علي الخصوص كه ...
نمي دانم تصنيف زيباي محمد نوري را شنيده ايد يا نه، اما اين روزها زود به زود مي خوابم تا شايد در عالم رويا خبري شود، اما خب . . .
* * *
بعد از يك سال، آمد و با من حرف زد. چه دل تنگ اين گونه درد دل با او بودم. گريه ام گرفته بود، اما ...
خلاصه خدا جون ....
* * *
گفت يادتون هست كه گفته بوديد، اگه پيداش كنيم، بهمون شيريني مي ديدي؟ گفتم: خب آره! مگه پيدا شده؟! زير لب خنديد و گفت: آره!!
آن قدر ذوق زده شدم كه همه هفت نفري كه اونجا بودند را مهمان كردم.
بعد از 5 سال گشتن بالاخره وصيت نامه شهيد غلامرضا دانا را پيدا كرديم.
* * *
اي كشته گان عشق برايم دعا كنيد . . .
باران عدل