پدر شهيدي كه در شلمچه به دنبال پسر شهيدش مي گشت

 
اين روزها، هم زمان با ايام سوگواري عزاي حضرت فاطمه (سلام الله عليها) كشورمان شاهد تشييع تعدادي از شهداي جنگ است.
عكس هاي زير را در تعطيلات نوروزي امسال و در منطقه شلمچه گرفته ام.
نزديك هاي غروب بود كه آقا كيومرث مژدهي (كسي كه پرچم را در دست دارد) با صداي بلند صدايم كرد. وقتي به سمتش رفتم، پيرمرد را ديدم كه با لهجه اصفهاني با كيومرث درد دل مي كرد. گفتم چيه؟ به گيلكي گفت: پدر شهيده و دنبال پسرش مي گرده!!
پيرمرد، درد دل مي كرد و حرف مي زد و گريه مي كرد.
گفت: اينجا هم پيداش نكردم. آخه من چي كار كنم؟
بعدش هم از ما جدا شد و رفت.

پدر شهيد

 

ادامه نوشته

سقوط شريعتمداري و 2 عاملي كه اين روزها زياد ديده ميشود


هفته نامه پنجره در شماره هفته گذشته خود، پرونده وي‍ژه اي براي كاظم شريعتمداري كار كرده است.
از نكات جالب توجه اين پرونده اشاره به نقش پيشكار ساواكي وي، شيخ غلامرضا زنجاني است.
 در بخشي از اين پرونده "دكتر موسي حقاني" درطي مصاحبه اي مي گويد: شيخ غلامرضا زنجاني پيشكار و مشاور شريعتمداري بود و مشكلات اخلاقي هم داشت. برادر آيت‎الله شريعتمداري هم براي حضور شيخ غلامرضا تذكر مي‎دهد. وجود چنين فردي باعث مي‎شد محبوبيت شريعتمداري ميان توده مردم و طلاب كم شود. در سندي از اسناد ساواك، نوشته شده آيت‎الله شريعتمداري جرئت اخراج شيخ غلامرضا زنجاني را ندارد.
شيخ غلامرضا مدارك زيادي از آيت‎الله شريعتمداري داشت. شايد بعضي از اين مدارك، سند رابطه‎هاي پنهاني آيت‎الله شريعتمداري باشد. افرادي كه به بيت او رفت و آمد داشتند، توانستند بر رفتارش تأثير بگذارند. زمينه‎هايش هم وجود داشت. حضور يك ساواكي در كسوت پيشكاري يك مرجع خطر بزرگي است كه شريعتمداري به‎سادگي از كنار اين قضيه عبور مي‎كند.
در جاي ديگري از اين پرونده كه تيتر از دست رفته را بر تارك خود دارد، پيرامون نقش زنجاني اين چنين آمده است:  گاهي آدم‎ها به اين‎كه با چه كسي حشر و نشر مي‎كنند و انس مي‎گيرند، بي‎توجهند. پيشكار آيت‎ا... شريعتمداري ابهري بود، همان شيخ غلامرضا زنجاني كه به بيت شريعتمداري هم رفت و آمد داشت. اين فرد با رژيم پهلوي و اسراييلي‎ها رابطه داشت. شريعتمداري هم مي‎دانست اما اعتنايي نمي‎كرد. همنشيني با اين شخص و امتزاج فعاليت‎ها و دانسته‎هاي آن‎ها به جايي رسيد كه حتي وقتي شريعتمداري خواست از او جدا شود و جلو رفت و آمد به دفترش را بگيرد، نتوانست. بيشتر اعلاميه‎هاي شريعتمداري را همين آقاي ابهري مي‎نوشت، به‎قدري به هم نزديك شده بودند كه شيخ غلامرضا دست راست شريعتمداري بود.
اين از مورد اول.
مورد دوم هم اينكه:
تخمين دارايي‎هاي سيد كاظم شريعتمداري و گزارش اموال منقول و غيرمنقول او از اسنادي بود كه فقط مأموران ويژه ساواك به آن دسترسي داشتند. تأسيس جايي به نام «دارالتبليغ» بهانه مناسبي بود كه وجوهات به حساب آن سرازير شود. بيشتر پول‎هايي كه به اين حساب واريز مي‎شد به جاي آن كه در دارالتبليغ خرج شود، صرف خريد 17 خانه، 79 مغازه در تهران و قم، 600 هزار متر زمين در محدوده ميدان فرح تهران و... شد. (اينجا)

* * *

بررسي و دقت پيرامون شريعتمداري، و علل انحراف و سقوط نامبرده، عوامل فردي و اجتماعي فراواني را پيش روي محقق قرار مي دهد. به ويژه عوامل فردي متعددي كه در شخصيت شريعتمداري ديده مي شود. اما اگر از عوامل فردي بگذريم، دو عامل فوق الذكر، يعني مشاوران و نزديكان بد و نيز گرفتاري هاي مالي بيشترين نقش را در سقوط اين مرجع تقليد داشته اند.
اين روزها هم كه ريزش هاي اين چنيني زياد شده، اين دو موضوع و اين دو عامل به خوبي ديده مي شود.
در اين زمينه حرف براي گفتن فراوان است كه البته خواهم گفت.

تخريب طبيعت

عكس زیر جمعه اين هفته در منطقه سراوان و در روستاي توريستي كچا از روستاهاي بخش سنگر رشت گرفته شده است.

تخريب طبيعت در روستاي كچا

چالی ای که در عکس فوق و نیز لوله بزرگي كه در عكس هاي ادامه مطلب مي بينيد لوله انتقال گاز به رشت است.
منطقه كچا به ويژه جنگلي كه اين حضرت لوله شرف عبور به آن داده اند از مناطق زيباي منطقه است كه البته فعلا به اين روز در آمده است.
مابقي عكس ها را نيز مي توانيد در ادامه مطلب ببينيد. 

ادامه نوشته