عرض تقصير به آستان آن نازنين مكتب نرفته

به نام حضرت دوست.
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجّل فرجهم
مهربان من!
 عرض تقصير به درگاهت آورده ام. اينك با دستاني خالي و صورتي سياه برخواسته از گرد جهالت و شرمسار از آنچه كه بايد باشم و نيستم، و از آنچه كه نبايد باشم و هستم، در پيشگاه با عظمت تو ايستاده ام.
در پيشگاه با عظمت تو سروركائنات، تو پيشواي خوبي و خوبي ها، تو امام مهرباني ها و تو رسول مهر و محبت، و چه بي مقدارم در برابر عظمت تو، كه در اين بي مقداري محض، نيز بي ارزش تر از هر ذره اي ام، اما اينك دل خوشم به اوج مهرباني و لطف تو و مگر نه آنكه در پيشگاه عظمت اقيانوس كرامت، شايسته آن است كه بي تكلف تر از هر وقتي خويشتن خويش را در دامان مهر و كرامتش، غوطه ور سازيم. 
مي دانم، همه را مي دانم. مي دانم كه تو رسول اخلاق بودي و من فاصله ام با بهشت اخلاق فرسنگ هاست. مي دانم تو پيامبر خوبي ها بودي و من كجا و خوبي كجا!
مي دانم، آمده بودي تا من و امثال من اينگونه كه هستيم، نباشيم. مي دانم آمدي تا از ميان مزبله هاي عفن و لجن زارهاي بدبوي جهالت و تغافل، دري به سوي آبي بيكران آرزوها بگشايي و ما را از اين مرداب دنائت نجات بخشي، اما امروزه من، به سان سبزه لجن زار، غوطه ور اين مرداب پستي و دنائتم.

يا رسول الله  مي دانم، آمدي با پيامي سرشار از  مهر و محبت، پيام دوست داشتن و لطف كردن، آئين دوست داشتن و مهر ورزيدن، اصلا تو رسول عشق بودي و هستي و واي بر امروز من كه هوس را به جاي عشق راهنماي خود كرده ام و واي از اين كوره راه كه در آن ره مي سپارم و واي بر من از تيرگي اين مسير جهالت!
ببخش! مرا ببخش! اي مهربان دل من! اي عطوفت محض! اي كرامت تمام و اي لطف سرشار! اي نازنين دل من! اي خوب، اي ماه، اي خورشيد، اي اقيانوس، اي كهكشان و اي آرزوي سپيده دمان من!
مرا ببخش! كه بر جبين تو عرق شرم مي نشانم، و ننگي ام بر تو در ميان امتت! مرا ببخش اي رسول مهرباني كه جام مهر تو را چشيده  و پيمانه به ضرب جهالت شكسته ام!  بگذر از من كه تو خورشيدي و من كمتر از ذره ام و راستي كه خورشيد را بود و نبود ذره اي چه بيفزايد و يا چه بكاهد؟! و اين ذره است كه در اوج بي مقداري خود، محتاج گوشه اي از اشعه زندگي بخش خورشيد است و اينك اين منم، ذره اي بي مقدار تر از مقدار، از ميان پيروان تو، از جمع امت تو، نيازمند تر از هر وقتي به اشعه گوشه نگاهت، به مهر و محبتت، به لطف و كرامتت و مگر نه اينكه هميشه و همه وقت شناور درياي لطف توايم!
مرا ببخش، تو را به عطوفتت، تو را به بازي مهربانانه ات با كودكان مدينه، تو را به لبخندي كه هميشه بر گوشه لبانت، خورشيد چهره ات را ديدني تر از هر وقتي مي كرد، تو را به گوشه جگر و پاره دلت، ببخش!
مي دانم، تو مي خواستي من، اينجا نباشم، اما نشد. تو مي خواستي كه من اينگونه نباشم، اما نشد. شرمسارم. دل شكسته ام. و خود از حال زارم شكايت دارم و كدامين شانه است كه شكوه ام را به محبتي پذيرا باشد و لطافت كدامين دستان است، كه اشك ديدگانم را فرو بنشاند.
نگار من! نازنين مكتب نرفته ام! ساقي من! تشنه ام امشب، تشنه تر از هر وقتي! به جرعه اي ميهمانم كن كه تشنه و تشنه ام. آخر من ...
اين دردهاي ناگفته را بگذارم براي دلم كه تو همه را ناگفته و نا ننوشته مي داني!
محتاجم! محتاج گوشه نگاه عفو و بخششت!!  یا رسول الله !

 

تاملات 13- درد و رنج


من اعتقاد دارم که خدای بزرگ انسان را به اندازه درد و رنجی که در راه خدا تحمل کرده است، پاداش می دهد و ارزش هر انسانی به اندازه درد و رنجی است که در این راه تحمل کرده است و می بینم که مردان خدا بیش از هر کس در زندگی خود گرفتار بلا و رنج شده اند. علی بزرگ را بنگرید که خدای درد است که گویی بند بند وجودش با درد و رنج، جوش خورده است. حسین را نظاره کنید که در دریایی از درد و شکنجه فرو رفت که نظیر آن در عالم دیده نشده است و زینب کبری (عج)  را ببینید که با در و رنج انس گرفته است.


 

 

زیبا

رشت - بخش سنگر - روستای سروندان
اسفند ۸۷

سفر به سرزمین موعود – 1

از اهل زمانه برحذر باش

آن گاه که دیدی گوش سپردن به قرآن بر مردم گران می آید و گوش دادن به باطل بر ایشان شیرین است و دیدی که مردم به حج می روند و جهاد می کنند نه در راه خدا بلکه برای دستیابی به مال و عنوان و اگر دیدی که نماز گزار برای آنکه مردم او را ببینند نماز می گزارد و فقیه نه برای دین که برای طلب دنیا و ریاست فقه می ورزد و دیدی که مردم با کسی همراهند که قدرتمند تر است و جز از ثروتمندان پیروی نمی کند و آنگاه که دیدی مساجد از کسانی پر می شود که از خدا نمی ترستند و در آن جا برای غیبت و بدگویی و خوردن گوشت حق طلبان گرد هم می آیند و دیدی که بر منبر ها به پرهیزگاری فرمان می دهند و گوینده به آن چه فرمان می دهد عمل نمی کند ...

***

جملات فوق بخشی از کلام گهربار امام ششم شیعیان ، حضرت امام جعفر صادق (ع) است که در زمینه ی ویژگی های آخر الزمان بیان فرموده اند .
آخر الزمان ، دوره زمانی است که با رحلت رسول عظیم الشان اسلام آغاز و به ظهور منجی موعود ادیان ختم خواهد شد و از دیر باز بحث و گفتگو و ذکر ویزگی ها و نشانه های آن ، مورد دقت و توجه بوده است . بسیاری از نشانه هایی که در احادیث و روایات وارد شده تاکنون محقق و اینک همگان می دانند که در میان طوفان زشتی آخر الزمان بیزآنکه پای گریز و دست ستیزی داشته باشیم واقع شده ایم . طوفانی که جز راستان را از آن مفر نجاتی نیست .
حال در این وانفسا وظیفه ی ما چیست ؟ آیا راه و مفر نجاتی برای ما هست ؟ یا آنکه چون مردمان این زمانه باید به پلیدی ها و زشی ها تن در دهیم و همراه با طوفان حوادث همراه شویم و خود نیز یکی از مصداق های جملات بالا باشیم ؟
امام صادق (ع) در ادامه ی همین حدیث راه نجات را نشان می دهد . راه نجاتی که بی شک صبح طلوع و وصل و رهایی را برای آنان که بدان عمل کنند به بار خواهد آورد :
« آن گاه که دیدی هر آنچه گفتم محقق شده است ، از مردم و زمانه بر حذر باش و از خداوند عزوجل طلب نجات کن و بدان در قهر و خشم خداوند غرق شده اند در حالی که به آنان مهلت داده است تا هر چه می خواهند در گناه و فساد غوطه ور باشند ، زیرا قصد نابودی آنان کرده است . همواره مراقب خودت باش و بکوش تا بر خلاف مردم عمل کنی و پیرو تباهکاری آنان نباشی .