فرصت
از من رمقی به سعی ساقی مانده است
وز صحبت خلق ، بی وفایی مانده است
از باده دوشین ، قدحی بیش نماند
از عمر ندانم که چه باقی مانده است

این مرگ است که همیشگی است
و زندگی اتفاق …
از من رمقی به سعی ساقی مانده است
وز صحبت خلق ، بی وفایی مانده است
از باده دوشین ، قدحی بیش نماند
از عمر ندانم که چه باقی مانده است

این مرگ است که همیشگی است
و زندگی اتفاق …
شهرک نشین های صهیونیست
سینه مسلمان فلسطینی را
می درند
و ما دنبال نتیجه بازی
راه آهن ـ پرسپولیسیم .
محاصره ی غزه سه ماهه می شود
و این جا دعوا
سر قرار داد قطبی است .
اسماعیل هنیه
از آزادی قدس می گوید
و محمود عباس
گذرنامه حاجی های فلسطینی را
گرو نگه می دارد
اما این جا
حرف از دولت وحدت ملی است .
در الخلیل
صهیونیست ها
فلسطینی ها را می زنند
و اینجا
ما
زیر آب هم دیگر را...
در غزه
نان که هیچ
آب هم پیدا نمی شود .
اما در عید های ما
بازار کیک های چند تنی
گرم گرم است
آن جا
قلبی می سوزد
جگری آتش می گیرد
امیدی می میرد
خونی پامال می شود
و غزه کم کم ، می میرد
...
این جا قلبی نمی سوزد
جگری آتش نمی گیرد
غزه هم به ما چه ؟!
این جا
انسانیت
خیلی وقت هاست
که مرده
... واقعا ما مسلمانیم ؟!
باران عدل