مرگ تدریجی ما ...


مرگ  تدريجي ما آغاز خواهد شد
اگر سفر نكنيم
اگر مطالعه نكنيم

اگر به صداي زندگي گوش فرا ندهيم
اگر به خودمان بها ندهيم

مرگ  تدريجي ما آغاز خواهد شد
هنگامي كه عزت نفس را در خود بكشيم
هنگامي كه دست ياري ديگران را رد كنيم

مرگ  تدريجي ما آغاز خواهد شد
اگر بنده ي عادتهاي خويش بشويم
و هر روز يك مسير را بپيماييم

اگر دچار روزمرگي شويم
اگر تغييري در رنگ لباسهاي خويش ندهيم
يا با كساني كه نمي شناسيم سر صحبت را باز نكنيم

مرگ  تدريجي ما آغاز خواهد شد
اگر احساسات خود را ابراز نكنيم
همان احساسات سركشي كه
موجب درخشش چشمان ما مي شود
و دل را به تپش در مي آورد

مرگ  تدريجي ما آغاز خواهد شد
اگر تحولي در زندگي خويش ايجاد نكنيم
هنگامي كه از حرفه يا عشق خود ناراضي هستيم
اگر حاشيه ي امنيت خود را براي آرزويي نامطمئن خطر نيندازيم

اگر بدنبال آرزوهايمان نباشيم
اگر به خودمان اجازه ندهيم
براي يكبار هم كه شده از نصيحتي عاقلانه بگريزيم

بياييد زندگي را امروز آغاز كنيم
بياييد امروز خطر كنيم
همين امروز كاري بكنيم                      

اجازه ندهيم دچار مرگ تدريجي بشويم
شاد بودن را فراموش نكنيم

*پابلو نرودا

 

سیب خوشبو


« اَنتَ تُفّاحَتی وَ اَنتَ حَبیبی وَ مَهجَةُ قَلبی »
تو سیب خوشبوی من هستی، تو محبوب من و برگزیده ی خالص قلبم هستی»
به نقل از حُذیفة بن یمان، یکی از اصحاب گرانقدر پیامبر (صلی الله علیه و آله)

* * *

یا کریم اهل بیت

امشب زمین میزبان کرامت و مهربانی هاست.
میلاد امام کرامت، امام مهربانی، امام سکوت و صبر، امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک باد.

خوش بو

چه خوش بو شده اند
 دست هایم
در باغ گیسوانت!!

صدا و سیما تا اریک فروم

 از قرار معلوم، سازمان معظم و خلد اشیان صدا و سیما پس از پخش هر سریال و برنامه ای لطف می فرمایند و اگر شده به زبان خوش و گرنه به ضرب دگنک هم که باشد، نظر خلق الله را در مورد آن برنامه و سریال می پرسند. و نکته جالب آن که همیشه و همه وقت هم میزان رضایت مندی!!! این خلق الله بالای 80،85 درصد است. ( اینجاست که میتوانید به نقش و اثرگذاری این چیز مفید، یعنی دگنک پی ببرید.)

امسال هم که در این ماه رمضانی، صدا و سیمای مملکت اسلامی و تنها حکومت شیعی جهان به شکل فجیعی ترکانده است، بنده از آن جایی که خداوند رب العالمین توفیق ملاحظه و دیدن هیچ یک از این سریال های انسان ساز!!! را به اینجانب عطا نفرموده ( سلب توفیق را حال می کنید، همه از اثرات گناه است ها ) بنده تصمیم گرفته ام که اگر خدای ناکرده این حضرات نظرسنج، راه را بر من بسته و بخواهند نظری بپرسند، مثل بچه آدم  در جواب همه سوالات گزینه عالی را انتخاب کنم.

و البته نامردم اگر این چنین نکنم. ...

 * * *

مشغول خواندن " هنر عشق ورزیدن" اریک فروم هستم.

می خوانم و البته لذت می برم.

"  اگر آدم واقعا و صمیمانه کسی را دوست داشته باشد، حتما همه مردم، دنیا و زندگی را دوست می دارد. اگر من بتوانم به کسی بگویم تو را دوست دارم، باید توانایی این را هم داشته باشم که بگویم من در وجود تو همه کس را دوست دارم، با تو همه دنیا را دوست دارم، در تو حتی خودم را دوست دارم. "

هنر عشق ورزیدن، اریک فروم، ص 63

 

باب ضیافت الهی

یا مقلب القلوب والابصار
یا مدبر اللیل و النهار
یا محول الحول والاحوال
حول حالنا الی احسن الحال

* * *
   چیزی که من می­خواهم عرض کنم، راجع به یک فقره از خطبه­ای است که رسول اکرم در ماه رمضان فرمودند. یک جمله از او این است که خداوند شما را مهمان کرده است، دعوت کرده است شما را به ضیافت، شماها در ماه مبارک مهمان خدا هستید، مهمان­دار، خداست و مخلوق، مهمان او است. البته این ضیافت نسبت به اولیا کامل الهی به نحوی نیست که ما تخیل کنیم، یا دست ما به او برسد. ما باید حساب کنیم و ببینیم که این ضیافت چه بوده است و ما چقدر راه یافتیم به این ضیافت. در عین حالی که تمام عالم تحت رحمت الهی است و هرچه هست رحمت اوست و رحمت او به هر چیز واسع است، لکن باب ضیافت یک باب دیگر است، دعوت به ضیافت یک باب دیگری است.
. . .

   تمام این جار و جنجال­هائی که می­بینید برای این است که استفاده از این ضیافت نکرده­اند، در این مهمانی وارد نشده­اند دعوت خدا را قبول نکرده­اند. کوشش کنید که این دعوت را لبیک بگویید، راه به شما بدهند در اینجا، و اگر چنانچه راه یافتید مسائل حل است. اینکه مسائل ما حل نمی­شود، برای اینکه در ضیافت خدا وارد نشده­ایم. در ماه رمضان اصلا وارد نشده­ایم. یک ترک اکل و شربی کرده­ایم، لکن آنکه باید بشود نشده است. اگر هواهای نفسانی بگذارد، انسان به حسب فطرت الهی است، فطرت، فطرت­الله است، همه هم توجه دارند به او، لکن این توجه به دنیا که توجه ثانوی است و اعوجاجی است، این جلوگیری می­کند از آن مسائلی که باید باشد. اگر می­بینید در دنیا جنگ و جدال است و در بین شما هم ـ خدای نخواسته ـ نمونه­اش هست، بدانید که در این ضیافت وارد نشده­اید، ماه رمضان را ادراک نکرده­اید. اقبال کرده است به شما ماه رمضان: اقبل علیکم شهرالله، اما شما او را ردش کردید، پس زدید.

صحیفه نور- جلد ۲۱

* * *

   ماه مبارک رمضان، آغاز دوباره عاشقی مبارک باد.

تاملات 11- روابط عموم با خدا

هر کس رابطه خود با خدا را خوب کند،

خدا رابطه مردم را با او درست می کند.

و هر کس پنهان خود را اصلاح کند،

خدا آشکار او را اصلاح می کند.

و هرکس برای آخرت خود کار کند،

خدا دنیای او را کفایت می کند....

حضرت علی علیه السلام

 

 

گفتگوهای من ومصطفی ـ آمدنی یا آوردنی  

 

   چند وقتی بود که به خاطر مشغله های روزمره، کمتر، فرصت با هم بودن دست می داد.

   خودش زنگ زد، که اگر وقت دارید یکی دو ساعتی با هم باشیم. من هم بی میل نبودم.

   با هم قدم می زدیم و صحبت می کردیم. بیشتر من حرف می زدم و البته او مثل اکثر اوقات گوش می داد. این اواخر تکیه کلامش شده بود که گوش دادن ادب است. نکته ی جالبی بود، موضوعی که بعدتر فهمیدم یک جورایی در میان عامه ی مردم تبدیل به یک مثل شذه است. سر یک کوچه چند جوان به سرعت و البته با سروصدای زیاد مشغول داربست زدن و تزیین و چراغانی کردن کوچه بودند.

پرسید: این ها چه می کنند؟ 

گفتم: چراغانی برای نیمه شعبان! چند روز دیگه میلاد امام زمانه!

    بعد از این جمله ی من چند لحظه ای هردو سکوت کردیم. سکوتی که برایم عادت شده است. سکوتی که بعد از آن انتظار یک سوال مهم را از مصطفی دارم. با خودم فکر می کردم که لابد الان خواهد پرسید آیا خود آقا از این همه اسراف و مصرف برق و هزینه کردن راضی است و سریع دنبال پیدا کردن یک جواب برای این سوال خود ساخته بودم که برگشت و به من گفت: این همه انتظار و این همه مدت چشم به راهی! پس کی میاد؟ پس با وجود این همه مظلوم پس دیگه کی؟

   من که مشغول آماده کردن خود برای صحبت در زمینه وظیفه شیعیان در شادی میلاد حضرت و این جور موضوعات بودم، با تعجب پرسیدم: چی؟! 

دوباره سوالش را تکرار کرد: پس کی میاد؟! 

گفتم: مصطفی جان! به نظر تو امام زمان باید خودش بیاد؟

- یعنی چی که باید خودش بیاد.

- یعنی اینکه اومدن یا نیومدن امام زمان دست خودشه؟ یعنی هروقت که آقا دلش خواست می تونه بیاد؟!

- البته که ظهور آقا دست خداست. خود امام زمان هم نمی دونه که وقت ظهورش کی هست. ولی خب خدا چرا تو این آمدن تعجیل نمی کنه؟!

   سوال جالبی بود به ویژه آنکه مدتی بود که ذهن خودم را نیز درگیر کرده بود. گفتم: اگر قرار باشه یک دوست بسیار عزیز و دوست داشتنی که خاطرش رو خیلی می خواهی چند روزی مهمانت باشه، چه می کنی؟ لابد از چند روز قبل تر خودت رو برای پذیرایی از اون آماده می کنی؟ درسته؟

- آره

- حالا شما خودت بگو، ما تا حالا خودمون رو آماده کردیم؟ اصلا بذار یک جور دیگه صحبت کنیم. امام زمان اومدن یا نیومدنش دست من و شماست. خدا هم چشمش به ما و کارهایی هست که می کنیم. این من و تو هستیم که می تونیم اومدنش رو با کارها و تلاش هامون جلو بندازیم.  

   کمی مکث کرد و بعد خیلی محکم پرسید: یعنی سوال من اشتباه است؟!

   نگاهش کردم. تردید و دودلی  دوباره در رود سبز رنگ چشمانش جاری شده بود. لبخند زدم و در این میان، سیر نگاهش کردم.

   گفتم: نه اشتباه نیست، فقط یه خورده باید مفهومش رو روشن تر کنی. بگذار باز جور دیگه مسئله رو ببینیم. فکر می کنم اگر به جای اینکه کی میاد به این سوال فکر کنیم که امام زمان « آمدنی» است یا « آوردنی» اون وقت می تونه مفیدترواثرگذارترباشه.

- آمدنی یا آوردنی؟! جالبه ها، حالا راستی امام زمان « آمدنی» است یا « آوردنی»

   دوباره نگاهش کردم. این بار این یقین بود که در برق چشمش سوسو می زد.   

 

 

وصیت نامه افشاگرانه

 

   امروز، سال روز شهادت اسدالله لاجوردی به دست منافقین است. از شهید لاجوردی وصیت نامه افشاگرانه ای باقی مانده که دقت و تامل در برخی از جملات آن روشن کننده برخی از نکات مبهم تاریخ انقلاب به ویژه رخدادهای سالهای اولیه دهه 60 است.

در بخشی از این وصیت نامه با اشاره به شهادت شهیدان رجایی و باهنر و با طعنه ای بسیار روشن، این چنین آمده است:

 

   خدایا تو شاهدی چندین بار به عناوین مختلف خطر منافقین انقلاب(!!) را، همانان که التقاط به گونه منافقین خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را پر کرده و همانان که ریاکارانه برای رسیدن به مقصودشان دستمال ابریشمی بسیار بزرگ به بزرگی مجمع الاضداد به دست گرفته اند، هم رجایی و باهنر را می کشند و هم به سوگشان می نشینند، هم با منافقین خلق پیوند تشکیلاتی و سپس ... ! برقرار می کنند، هم آنان را دستگیر می کنند و هم برای آزادیشان و اعطای مقام و مسئولیت بدانان تلاش می کنند و از افشای ماهیت کثیف آنان سخت بیمناک می شوند، هم در مبارزه علیه آنان و در حقیقت برای جلب رضایت مسئولین و نجات بنیادی آنان خود را در صف منافق کشان می زنند و هم در حوزه های علمیه به فقه و فقاهت روی می آورند تا مسیر فقه را عوض کنند، به مسئولین گوشزد کرده ام ولی نمی دانم چرا؟ گرچه نسبت به برخی تا اندازه ای می دانم چرا، ترتیب اثر نداده اند.

   به مسئدولین بارها گفته ام که خطر اینان به مراتب زیادتر از خطر منافقین خلق است، چرا که علاوه بر همه شیوه های منافقانه منافقین، سالوسانه در صف حزب اللهیان قرار گرفته و کم کم آنان را در صفوف آخرین و سپس به صف قاعدین و بازنشستگان سوقشان داده و صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود درآورده اند، به گونه ای که عملا عقل و اراده منفصل برخی تصمیم گیرندگان قرار گرفتند و در عزل و نصب ها و حفظ و ابقاءها دست به تخریب می زنند و اعمال قدرت می کنند. ...

...

 

   خواندن همه وصیت نامه شهید لاجوردی را به همه دوستان توصیه می کنم.

یادش گرامی و روحش با امام شهدا محشور باد.

 

 

 

عقده ای

 

   نمی دانم " سنگی بر گوری "  جلال را خوانده اید یا نه، اگر نخواندید حتما یک نگاهی بیندازید. همه زیبایی های جلال یک طرف، این صداقتش کشته مرا!

اگر دسترسی به کتاب نداشتید، پیغام بدهید که متن تایپ شده اش را برایتان ایمیل کنم.

 

* * *

   عصر دیروز 2 ساعته یکی از کتاب های " مارکز"  را خواندم. صد و اندی صفحه می شد. چسبید!

 

* * *

   بی شک مسجد صفی معروف ترین مسجد رشت است. کمتر رشتی هست که اسم این مسجد را  نشنیده باشد و کمتر اهل نماز جماعتی در این شهر پیدا می شود که در طول ماه، ظهر یا غروب برای ادای نماز سری  به این مسجد نزند.

کار خوب بچه های گیلان نیوز را پیرامون این مسجد ببینید که جالب و خواندنی است. اینجا

 

* * *

   عقده ای شدم از بس هیچ کس زیر پست های وبلاگ  نظر نمی دهد!!!!!!

 

* * *

امشب ای ناز چه دل تنگ نگاهت شده ام

باز ای مونس من چشم به راهت شده ام

صبر چشمان تو امشب به سکوتم خندید

دیوانه آن چهره نازت شده ام