لطافت صبحگاهی

 

این روزها، صبح زود بیرون زدن و تو خیابون های یخ زده، قدم زدن اونقدر لذت بخشه که قابل وصف نیست.

سرمای روزهای آخر پائیز که آماده تحویل پست به جناب زمستونه، دم دمای صبح اونقدر رویایی و دوست داشتنیه که آدم اصلا دوست نداره آفتاب طلوع کنه، اما وقتی اولین اشعه های پر نور این نارنج همیشه درخشان به سر و روی آدم می خوره، لذت در فضای صبحگاهی به اوج خودش می رسه.

از مه صبحگاهی هم هیچی نمی گم که اصلا گفتنی نیست، چشیدنیه!!

زندگی با همه مصائب و رنج هاش هنوز که هنوزه زیباست، اما ما، واقعا کم کاری می کنیم.

امروز سر صبح یاد نیما افتادم. یاد نیما و خدای شبنم صبحگاهیش... بگذریم .

این روزها آسمون اونقدر صافه که از همین شهر ما درفک از یه طرف و کوه های  برف نشسته شفت و امامزاده ابراهیم ازطرف دیگه مثل آینه معلومند، صاف صاف.

آخ بدجوری به سرم زده که یه کوهپیمایی دبش بزنم تو رگ! خلاصه اگه از این به بعد، دیدید که دیگه خبری ازم نیست، بدونید یا از کوه پرت شدم پائین، یا همونجا یخ زدم و بای بای!!

خبر استانهای دیگه رو ندارم، اما اگه تو گیلان زندگی می کنید، صبح های زود این روزهای آخر پائیز رو از دست ندید.

فعلا

 

زمستان است، زمستان!!

 

 سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت                                          

سرها در گریبان است

کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید ، نتواند

که ره تاریک و لغزان است

وگر دست محبت سوی کس یازی

به اکراه آورد دست از بغل بیرون!

که سرما سخت سوزان است

نفس کز گرمگاه سینه می آید برون،ابری شود تاریک

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت

نفس کاینست،پس دیگر چه داری چشم

زچشم دوستان دور یا نزدیک؟

مسیحای جوانمردم!

هوا بس ناجوانمردانه سرد است....آی

دمت گرم و سرت خوش باد!

سلامم راتو پاسخ گوی،دربگشای!

منم من،میهمان هر شبت،لولی وش مغموم

منم من،سنگ تیپا خورده رنجور

منم ،دشنام پست آفرینش ،نغمه ناجور

نه از رومم، نه از زنگم،همان بیرنگ بیرنگم

بیا بگشای در،بگشای،دلتنگم

حریفا،میزبانا،میهمان سال وماهت پشت در چون موج میلرزد

تگرگی نیست،مرگی نیست

صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگزارم

حسابت را کنار جام بگذارم

چه میگویی که بیگه شد،سحر شد،بامداد آمد؟

فریبت میدهد ،بر آسمان این سرخی بعدازسحرگه نیست

این یادگار سیلی سرد زمستان است

حریفا!رو چراغ باده را بفروز شب با روز یکسان است

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت.

هوادلگیر،درهابسته،سرهادرگریبان،دستهاپنهان

نفسها ابردلهاخسته وغمگین

درختان اسکلت های بلور آجین

زمین دلمرده سقف آسمان کوتاه

غبارآلوده مهر و ماه

زمستان است

 

اخوان ثالث

 

 

اشک های مصطفی

خیلی وقته که چیزی ننوشته ام. حال و روزگار ما رو هم می بینید. منی که یه روزهایی نوشتن برام مثل نفس کشیدن بود، حالا روزهای متمادی از پی هم می آیند و می گذرند، اما انگار نه انگار.

این روزها، حتی فرصت فکر هم ازم گرفته شده. روزی به این می اندیشیدم که آیا انسان روزی را می تواند به دون تفکر و اندیشیدن بگذراند و حال می بینم که می تواند. می توان بی اندیشه زیست اما نام این زیستن را دیگر نمی توان زیستن اصیل نهاد. بگذریم

 

... برنامه های دهه رضوی به خوبی و البته با شکوه برگزار شد و به اتمام رسید. آخرین روز دهه که مقارن با شام ولادت حضرت ثامن الحجج (علیه السلام) بود، جشن ولادت رو هم برگزار کردیم و آخر مراسم برو بچه های نزدیک رو جمع کردم و از همشون خداحافظی کردم. تصمیمم رو گرفته ام و این سنگر رو هم میذارم بر عهده دیگر دوستان. قراره فردا در این مورد با یاسر صحبت کنم! امیدوارم قبول کنه! 

غار تنهایی و سکوتم کم کم دیگه داره تکمیل میشه!فکر می کنم همین روزهاست که باید کرکره رو بکشم پائین و بای بای!! اصلا من چرا دارم این حرفها رو اینجا می نویسم.بگذریم ...

راستی خیلی از بچه ها این روزها مشهدالرضایند . ما هم اینجائیم . تعارف که ندارم هم جسمم اینجاست و هم روحم. فقط تو دلم به آقام گفتم: باشه آقا!!!

 

این روزها نماز خوندن های مصطفی و مثل ابر بهار اشک ریختنش بدجوری هوایی ام کرده. راستش تو فهم رفتارهای این بچه موندم. نمازهاش اینقدر دیدنی شده که آدم با دیدنش حض می کنه! پریشب کنارم نشسته بود. ازم سوال کرد، جوابشو دادم. شروع کرد اشک ریختن. از اون اشک های بی صدا. حسودیم شد، حسرت خوردم.

خدایا! هیچ کدوم از این بچه ها رو ازم نگیر!

 

تو اگر می دانستی

که چه دردی دارد

که چه رنجی دارد

خنجر از دست عزیزان خوردن

از من خسته نمی پرسیدی

آه!! ای مرد چرا تنهایی؟!

 

 

فرهنگ سازی شادی های دهه رضوی

 

السّلامُ عَلیکَ یا عَلِی ابنِ مُوسَی الرِّضا (علیه السلام)

 

اول تا دهم محرم ، دهه حسینی است و عاشقان خاندان عصمت و طهارت را می توان در هر کوی و برزنی دید که هر یک به نحوی عشق و محبت خویش را نثار این خاندان به ویژه حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) می کنند . دهه صفر و دهه فاطمیه نیز به سوگ رحلت رسول خدا(ص) و داغ مظلومیت مادر سادات می نشینیم.

از سویی دیگر از معصومین ( علیهم السلام) روایت شده که شیعه ما در غم ما محزون است و در شادی ما مسرور و شادمان (1) و این در حالی است که به دلیل تلاش ها و مبارزات اهل بیت ( علیهم السلام) و نیز سختی ها و مصیبت هایی که در این راه تحمل کرده و نهایتا در راه خدا مظلومانه به شهادت رسیدند، در میان ما شیعیان یاد این ستارگان بی بدیل هدایت بیشتر با ذکر مصیبت آنان و عزاداری های گاها طولانی مدت همراه بوده و این امر متاسفانه دین را در دید بسیاری از نوجوانان و جوانان کشورمان به نمادی از غم و عزا تبدیل نموده است.

انحرافاتی هم که در سالهای اخیر در برخی از محافل مذهبی دیده شد، خود بر شدت این امر افزوده است به نحوی که در بسیاری از مراسمات ولادت و شادی مربوط به اهل بیت شاهد آن بوده ایم که در انتها، به ذکر روضه و حتی سینه زنی ختم می شدند.

به حول و قوه الهی مراسمات عزاداری اهل بیت به جزء لاینفکی از فرهنگ دینی ـ ملی کشورمان تبدیل شده است و حال جا دارد که نخبگان فرهنگ و اندیشه و اصحاب رسانه در تلاشی پر برکت، در راه فرهنگ سازی مراسمات شادی مربوط به اهل بیت، گام برداشته تا بخش دیگر کلام معصوم نیز تحقق یابد. ( یفرحون لفرحنا)

علی الخصوص توجه به این نکته خالی از لطف نیست که در کلام نورانی معصوم، تاکید به شادی قبل از حزن و اندوه آمده که البته خود این موضوع نیز می تواند، اشاره دیگری به کم کاری ما در این زمینه باشد.

نام زیبای امام رضا (علیه السلام) در همیشه تاریخ بر تارک کشورمان چون نگینی درخشان می درخشد و قم مقدس نیز به برکت وجود کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (سلام ا... علیها) مرکز جهانی علم تشیع است .

 اول ذی القعده مصادف است با سالروز میلاد مبارک حضرت معصومه(س) و یازدهم ذی القعده خجسته میلاد امام رضا(ع) است و فاصله این دو میلاد به دون در نظر گرفتن سال تولد این دو معصوم گرامی، به فاصله ده روز است . و چه زیباست که نام این دهه را دهه رضوی بنامیم.

تلاش برای تبدیل این دهه به فرهنگی همیشگی در میان محبّان اهل بیت (علیهم السلام) ضمن آنکه می تواند، از رنگ غم و عزای همیشگی که البته خود، ناخواسته بر چهره زیبای دین حنیف زده ایم، بکاهد، فرصت خوبی را برای بازخوانی و بازآموزی اندیشه های ناب آل ا... به ویژه عالم آل محمّد، حضرت رضا (علیه السلام) فراهم خواهد آورد.

امید است که با تلاش همه دلسوزان عرصه فرهنگ و اندیشه، شادی های دهه  رضوی به سان عزاداری های دهه های حسینی، فاطمی و... به فرهنگی همیشگی در میان محبان اهل بیت (علیهم السلام) تبدیل شود.

 

***

دهه رضوی (از ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها تا ولادت حضرت امام رضا (علیه السلام) گرامی باد .

 

 

پی نوشت:

  قال امیر المومنین:

 انَّ الله تبارک و تعالی اِطّلَعَ اُلی الارضِ فَاختارَنا واختارَ لَنا شیعَه یَنصُرونَنا و یفرَحونَ بِفَرَحنا. و یَحزَنوُنَ لِحُزنِنا و یَبذَلونَ اموالَهُم وَ انفُسَهَم فینا اولئک مِنّا و اِلینا. 

                                         بحار الانوار، ج 65، ص 18 ـ آثارالصادقین، ج10، ص 212