بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .
عدل و عدالت به تنهایی و مجرد هیچ مفهومی ندارد، بلکه شناخت موضع و جایگاه نشاندهنده ی وجود جایگاه های دیگری نیز می باشد که تنها قرار گرفتن در یک جایگاه، یا موضع خاص تحقق عدالت را میسر می نماید.
در ارتباط شناسی انسان ها و جامعه انسانی، باید به حوزه های مختلف این رابطه دقت نمود و عدالت را در آن شناخت.
الف ـ ارتباط انسان با خودش:
در ارتباطی که انسان با خودش دارد، باید بتواند همانگونه که در نظام فیزیکی و طبیعی اش و در روابط زیست شناسانه اش نسبت ها را رعایت می نماید، در تنظیم رابطه اش با خلقیات و نیروهای درونی نیز نسبت ها را رعایت نماید. شناخت نسبت های درونی سبب می شود که آدمی در بند حوایج نفسانی گرفتار نگردد و نیرویی برای رهایی او از بندهای نفسانی گردد.عدالت در این رابطه سبب پایداری فرد در حیات مادی و معنوی می گردد.
ب ـ ارتباط انسان با طبیعت:
اگر جامعه انسانی در ارتباطی که با طبیعت پیرامونش دارد، نتواند نسبت هایش را رعایت نماید، و در این نسبت شناسی، زیاده روی نماید، جهان طبیعت را به نابودی خواهد کشاند. عدم شناخت بشر در رابطه ی با طبیعت بحران هایی را به وجود آورده است که ناشی از عملکرد ناعادلانه او می باشد.
زیاده خواهی بشر و عدم رعایت عدالت در رابطه او با طبیعت، سبب مرگ و میر جانداران، از بین رفتن جنگل ها و مراتع بسیار و... گردیده است و چنانچه در این روال تغییرات جدی صورت نگیرد، نسل های بعد دچار بحران های جدی زیست محیطی خواهند گردید.
ج ـ ارتباط انسان با انسان:
ملموس ترین ارتباط انسان در این زمینه دیده می شود. تا جایی که بسیاری از مفاهیم عدالت و عدل در حیات بشر و نوع انسان در این جایگاه دیده می شود. آنچه ما از آن به عموان عدالت اجتماعی، عدالت سیاسی و عدالت فرهنگی یاد می کنیم، در این حوزه ازتباطی گنجانده می شود.
ج/1 ـ عدالت اجتماعی :
عدالت اجتماعی همانا، رعایت نسبت های انسانی در ارایه خدمات و یا در تعاملات بین آنهاست.در این جایگاه، عدالت به معنی اینکه افراد بر اساس شایستگی ها و لیاقت هایشان در جایگاه های مسئولیتی قرار گیرند، می باشد، هر کس شان خود را بشناسد و به حقوق دیگران تعرض ننماید که این دو شاخصه عدالت های سیاسی و اجتماعی را در پی خواهند داشت.
ج/2ـ عدالت فرهنگی:
به مفهوم رعایت باورهای شایسته و کاشت آنها در اذهان عمومی جامعه و برداشت و استفاده صالحانه از آنها می باشد که انسان و نوع بشر را در نیل به حقیقت وجودی اش رهنمون گردد.
ج/3ـ عدالت اقتصادی :
عدالت اقتصادی نیز در رابطه انسان ها با یکدیگر معنا و مفهوم می یابد، اما محور، اساس و پایه ی آن بر تقسیم عادلانه ثروت، حق استفاده عادلانه از امکانات تولید آن و ... می باشد.
دـ رابطه انسان با خدا:
در حوزه این رابطه، انسان چنانچه جایگاه خود را نشناسد و به عدالت خودش را در جایگاه مناسب قرار ندهد به شرک و کفر روی خواهد آورد. انسان در این رابطه دوسویه، نه منفعل که فعال است و این فعالیت سبب می شود تا او به سمت خداوند متعال حرکت نماید. خداوند در جایگاه ربوبیتی قرار دارد و انسان که مربوب الهی است باید به سمت و سوی خدا روی آورد، در غیر این صورت اگر انسان بخواهد به جای خداوند خود یا کس دیگری را قرار دهد، در این رابطه به جور و ظلم عمل نموده است که این ظلم موجبات نابودی او را فراهم می نماید.
اگر جامعه انسانی که متشکل از انسان هایی است که دارای ارتباطات چند سویه هستند، در ارتباطشان با خداوند عدالت را رعایت کنند، می توان برای آنها امید سعادت داشت و امیدوار بود که ثبات مندی و بقامندی آن تضمین گردد. (1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- خلاصه و بخشی از مقاله حکمت عدالت ، نوشته آقای امیر ابومحسن
***
اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)