ازدحام !

بسم رب الحسين

الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم . 

 

من

در ازدحام تقدیر گم شده ام !

 

آهای با توام !!

 

                                             

***

اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!

تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)

 

----------------------------------------------

ضميمه :

خاموشی، استان گیلان را فرا می‌گیرد. ـ هیچ ربطی هم به نداشتن و نبودن استاندار ندارد ـ

http://sharifnews.ir/?11153

اسامی شورای مرکزی حزب آقای کروبی را دیده اید : الیاس حضرتی و سروش اکبرزاده و هادی بلوکی و سلطانی فر هم تشریف دارند . ـ چه شود ـ

این هم همین جوری برای خالی نبودن عریضه : ـ ولی خودمونیم عکس جالبیه !! ـ


 

بسم رب الحسين

الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم . 

 

راستش يك بنده خدايي مي گفت كه چرا متن قبلي كه مربوط به نقشه جغرافيايي جهان بود را بدون توضيح و تشريحي در داخل پست قرار دادي ؟

گفتم : آخر همون متن نوشتم كه افتاد چي شد ! فكر مي كنم كه براي توضيح كافي باشه!

اما اين بنده خدا قبول نكرد و اصرار كه تو همون چند جمله گفتگوي ما بين پدر و پسر متن مورد نظر، راه حل تمام دردهاي اين روزهاي بشر خوابيده و جا داره كه باز روش كار كني. بهش گفتم كه در موردش فكر مي كنم. بعد تر ديدم كه همين طور هم هست و باز جاي كار داره .

اول يك بار ديگه متن رو بخونيد . متنش رو تو اين پست هم كپي مي كنم:

 

" پدر روزنامه مي خواند .اما پسر كوچكش مدام مزاحمش مي شد.حوصله ي پدر سر رفت و صفحه اي از روزنامه را-كه نقشه ي جهان را نمايش مي داد- جدا و قطعه قطعه كرد و به پسرش داد.

-"بيا ! كاري برايت دارم . يك نقشه ي دنيا به تو مي دهم .ببينم مي تواني آن را دقيقا همان طور كه هست بچيني ؟"

و دوباره سراغ روزنامه اش رفت.مي دانست پسرش تمام روز گرفتار اين كار است.اما يك ربع ساعت بعد پسرك با نقشه ي كامل برگشت.

پدر با تعجب پرسيد:"مادرت به تو جغرافي ياد داده؟"

پسرجواب داد:"جغرافي ديگر چيست؟"

پدر پرسيد:"پس چگونه توانستي اين نقشه ي دنيا را بچيني؟"

پسر گفت:" اتفاقا پشت همين صفحه تصويري از يك آدم بود .وقتي توانستم آن آدم را دوباره بسازم دنيا را هم دوباره ساختم."

 

و به راستي كه اين چنين است . مي توان دنيا را ساخت اما پيش از آن بايد به فكر ساختن انسان بود . اگر انسان ساخته شود آن وقت همين انسان ساخته شده ، دنيا را نيز آنگونه كه شايسته اوست ، خواهد ساخت .

و براي ساختن دنيا چه بايد كرد ؟

پاسخ اين سوال را از زبان كشيشي مسيحي در هنگام مرگ بشنويد :

 

" وقتي بچه بودم، دلم مي خواست دنيا را عوض كنم. بزرگتر كه شدم گفتم دنيا بزرگ است، كشورم را تغيير مي دهم! در نوجواني گفتم كشور خيلي بزرگ است، بهتر است شهرم را دگرگون سازم. جوان كه شدم گفتم شهر خيلي بزرگ است، محله را تغيير مي دهم. به ميان سالي كه رسيدم گفتم از خانواده ام شروع كنم. در اين لحظه هاي آخر عمر، مي بينم كه بايد از خود شروع مي كردم. اگر تغيير را از خودم آغاز كرده بودم، خانواده ام، محله ام، شهرم، كشورم و جهان را به قدر توانم تغيير مي دادم . "

 

و من و شما از كجا آغاز مي كنيم ؟! و شايد هم آغاز كرده باشيد!

 

***

اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!

تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)

 

جغرافيا و البته فيلتيرينگ

بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم . 

قبل از هر چيزي سلام
و بعدش :
اگر مي بينيد كه برخي از عكس هاي متن هاي وبلاگ باز نمي شوند، بايد بگويم كه همه ثمره تلاش هاي برادران عزيز در فيلتيرينگ وزارت ارتباطات است . من از سايت photobucket.com براي آپلود عكس استفاده مي كردم ـ مثل خيلي ديگر از بچه هاي وبلاگ نويس ـ كه از قرار معلوم چند روزي است كه اين سايت هم فيلتر شده! حالا چرا من نمي دونم . احتمالا خواستند از خود سرچشمه جلوي آلودگي رو بگيرند !ـ لابد همينطوره ديگه ـ
 حالا وبلاگ من سر جاي خودش ! بنده خدايي رو مي شناسم ، وبلاگي راه انداخته بود كه تمامي عكس هايي كه استفاده مي كرد ـ تو هر پست 2 و يا بيشتر ـ همه رو تو همين سايت آپلود كرده بود . حالا ببينيد كه چه بلايي به سر وبلاگش  اومده . جالب اينكه من خودم از طريق روزنامه جام جم با اين سايت و امكاناتش آشنا شدم . ( جام جم ! تو هم ! )
حالا نكته جالب تر اينكه :
اگه تو yahoo اي ميل داريد يك سري بهش بزنيد و براي يكي از دوستانتون يك ميل بفرستيد . وقتي كه ميلتون فرستاده شد، اونوقت مي تونيد يكي ديگه از شاهكارهاي بچه هاي فيلترينگ وزارت رو ببينيد . من يكي كه از اين همه نبوغ و پيشرفت به خودم مي بالم.
خلاصه اگه يك سايت خوب در مورد آپلود عكس سراغ داريد، بي زحمت يك ندايي هم به من بديد كه خيلي خيلي ممنون مي شم ( در ضمن همين بلا بر سر  sharimation هم اومده ، يعني فيلتر شده )

ودر ادامه هم اينكه :
پدر روزنامه مي خواند .اما پسر كوچكش مدام مزاحمش مي شد.حوصله ي پدر سر رفت و صفحه اي از روزنامه را-كه نقشه ي جهان را نمايش مي داد- جدا و قطعه قطعه كرد و به پسرش داد.
-"بيا ! كاري برايت دارم . يك نقشه ي دنيا به تو مي دهم .ببينم مي تواني آن را دقيقا همان طور كه هست بچيني ؟"
و دوباره سراغ روزنامه اش رفت.مي دانست پسرش تمام روز گرفتار اين كار است.اما يك ربع ساعت بعد پسرك با نقشه ي كامل برگشت.
پدر با تعجب پرسيد:"مادرت به تو جغرافي ياد داده؟"
پسرجواب داد:"جغرافي ديگر چيست؟"
پدر پرسيد:"پس چگونه توانستي اين نقشه ي دنيا را بچيني؟"
پسر گفت:" اتفاقا پشت همين صفحه تصويري از يك آدم بود .وقتي توانستم آن آدم را دوباره بسازم دنيا را هم دوباره ساختم."
**افتاد كه چي شد ؟!

* در ضمن متن خبر شاهكار هاي آقازاده جناب نوبخت رو مي تونيد تو لينك زير بخونيد :

http://www.adlroom.com/modules.php?name=News&file=article&sid=1645

* و نيز مصاحبه اي جالب از دكتر عماد افروغ در مورد سريال طنز شب هاي برره :

http://www.adlroom.com/modules.php?name=News&file=article&sid=1658

***

اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)

 

آسمان اينگونه سلامت مي گويد :

بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم . 

لب تيغش به زهر كينه تر كرد
علي را غوطه ور در خون سر كرد
شگفتا هيچكس اين راز نگشود
چگونه كافري شق القمر كرد

 اولش اينكه :
يکي از علما نقل مي کرد : شاعري به نام حاجب در مسئله شفاعت گرفتار اشتباهات عوام شده و اين شعر را در مورد شفاعت سرود:

حاجب اگر معامله محشر با علي است             من ضامنم که هر چه بخواهي گناه کن

شب در عالم خواب اميرمومنان را ديد که خشمگين بود و به او فرمود:« شعر خوبي نگفتي».شعرت را اينگونه تصحيح کن:
حاجب اگر معامله محشر با علي است       شرم از رخ علي کن و کمتر گناه کن

و بعدش :

((السلام عليك يا امير  المومنين ))
آسمان اينگونه سلامت مي گويد
ما هم ؛ تا عاشق تر شويم و آسماني تر ببينيم
سالها تمناي (( كعبه )) كرديم
تو كه بودي و چه بودي كه ، كعبه تمناي (( تو))  كرد !
اي خا نزاد خدا و اي كعبه دلها !
وجودت نور و خلق و خويت نور
اي نور علي نور !
نور بارانمان نمي كني ؟!
اي حكمت محض !
نهج البلاغه ات كتاب نيست
رمز و راز (( چگونه زيستن )) است
و چگونه (( عاشق مردن ))
اي قسيم جنت و نار !
(( غدير خم )) ايمن از آتش توست ،
اي (( سيد العابدين )) !
سجاد (ع) و سجاده حيران عبادت توست ،
اي (( اصبر الصابرين )) !
بلندترين (( فرياد ها )) در (( سكوت )) توست
اي حلم ابراهيم و علم آدم !
اي بحجت سليمان و حكمت نور
(( آنچه خوبان همه دارند ، تو تنها داري ))
يا علي (ع) !
با خدا چه كردي كه قدر تو را مي داند
اي شب قدر خدا !
با يتيمان چه كردي كه يتيمي آرزو كرديم اي يتيم نواز !
يا علي (ع) !
كجاي عالم را سراغ داري كه (( مرغابي )) عاشق آدم شود
و دشمن حيران شفقت !
اي عاشق ملائك و محراب !
يا علي (ع) !
با رفتن تو عرش و فرش عدالت و خلافت
ستاره و سپيد و سخاوت
شمشيرو شهامت و شجاعت
داغ يتيمي تورا به دل دارد
مولاي من !
تورفتي ، اما
نام ، ياد و راه تو
خلافت سبز تو
عدالت سرخ تو
ماندني است
شور و شعور و شيعه ات
آفتاب نهج البلاغه ات
ماندني است
و ختم كلام
ولي خد ا  ماندني است .

----------------------------------------------

ضميمه :
حتما ببينيد و بخوانيدش :

«  پدرِ من حجار بود، سنگ‌تراش. كارهايش را مي‌فروخت به دهاتِ اطراف و روزي‌اش از اين راه مي‌گذشت. اما سنگي را در خانه نگه داشته بود و دو سال روي آن كار مي‌كرد. بعد كه كارش تمام شد آن را به سر درِ خانه‌مان آويخت.
حساس شده‌ايم تا بدانيم چه چيزي به سرِ درِ خانه‌ي اين خانواده‌ي مسيحي در دهِ مسيحي‌نشين مرجعيون نصب شده بوده است. از استاد مي‌پرسيم روي آن سنگ چه نوشته شده بود؟
استاد مي‌خندد و مي‌گويد: "لا فتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار‍!" »
متن فوق بخشي از دست نوشته" رضا امير خاني"   " سردبير سايت لوح "با عنوان خانه‌ي عاشقانِ اميرالمؤمنين (ديدار با جرج جرداق) است كه چندي پيش در اين سايت منتشر شد. متن بسيار جالبي است . براي ديدن متن كامل آن بر روي لينك زير كليك كنيد :

http://www.louh.com/sarlouheh/000024.asp


***

اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)