بار دیگر، شهری که دوست می داشتم، نادر ابراهیمی، چاپ 16، زمستان 1384، انتشارات روزبهان، صفحه 99
استقبال بی نظیر مردم شهر سنگر از کاروان خدام و پرچم متبرک گنبد منور حضرت رضا (علیه السلام)
در طول ۱۰ سال اخیر و حتی در برنامه و راهپیمایی های رسمی و انقلابی نیز سنگر این جمعت را یکجا در خود ندیده بود .
دوشنبه ۲۷ مهر ۸۸
عکس های بیشتر در اینجا
بيدرد مردم ما خدا، بيدرد مردم
نامرد مردم ما خدا، نامرد مردم
در جام من مي پيشتر كن ساقي امشب
با من مدارا بيشتر كن ساقي امشب
اين تازهرويان كهنهرندان زميناند
با ناشكيبايان صبوري را قريناند
من صحبت شب تا سحوري كي توانم؟
من زخم دارم، من صبوري كي توانم؟
تسكين ظلمت شهر كوران را مبارك
ساقي! سلامت اين صبوران را مبارك
من زخمهاي كهنه دارم، بيشكيبم
من گرچه اينجا آشيان دارم، غريبم
بيدرد مردم ما خدا، بيدرد مردم
نامرد مردم ما خدا، نامرد مردم
ابیات بالا دست چینی است از شعر بی نظیر استاد معلم دامغانی
سالهاست که هم زمان با ماه مبارک رمضان، نمایشگاه بین المللی قرآن توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تهران برگزار می شود که به محلی برای عرضه محصولات و دید بازدیدهای قرآنی تبدیل شده و بی شک بعد از نمایشگاه کتاب، بیشترین حجم تعداد بازدید را به خود اختصاص داده است.
حجم درخواست بازدید از این نمایشگاه در شهرستان ها آن چنان بالا است که دست اندرکاران این نمایشگاه، در سال های جاری یک هفته قبل از آغاز ماه مبارک، آن را افتتاح کردند تا شهرستانی ها نیز فرصت استفاده و بازدید از آن را داشته باشند.
هم چنین چند سالی است که به موازات برگزاری نمایشگاه بین المللی قرآن، نمایشگاه های مشابهی، البته تنها در حد نام، در مراکز استان ها برگزار می شود که استان گیلان و مرکز آن، شهر رشت نیز از این قاعده مستثنی نیست.
امسال هم این نمایشگاه از 15ماه مبارک در مجتمع فرهنگی خاتم الانبیاءِ رشت برگزار شد، که پیرامون کیفیت و نحوه برپایی آن، نکته های قابل تاملی وجود دارد، که دقت نظر بر روی آنها خالی از لطف نیست:
1- برپایی صحیح و البته با کیفیت این نمایشگاه در سطح مراکز استان ها و حتی شهرستان ها، نقش موثری در ترویج فرهنگ قرآنی دارد، اما نه هر نمایشگاهی!! این که مثلاً چند غرفه به پا کنیم و این غرفه ها را در اختیار چند موسسه قرآنی قرار دهیم که آنها هم مشغول عرضه مثلاً کتاب کودکان، CD و کارت پستال و تسبیح و عطر و... شوند، بیشتر این ذهنیت را ایجاد می کند که به دنبال رفع مسئولیت و خدای ناکرده سمبل کاری هستیم تا ترویج فرهنگ قرآنی. در نمایشگاه امسال که به نظرم از نمایشگاه سال قبل نیز ضعیف تر برگزار شد، چند غرفه مشغول فروش کتاب های مذهبی بودند و چند غرفه CD و تسبیح و گردن بند و.... عرضه می کردند و یک غرفه چادر عربی و ملی می فروخت و بعضی از غرفه ها هم چند صندلی و یک یا 2 میز را به نمایش گذاشته بودند و این ها، همه یعنی اینکه نمایشگاه قرآنی از اولویت چندانی در ذهن تصمیم گیران ارشاد گیلان (علیهم السلام) برخوردار نیست. ـ ان شاء الله که این طور نیست. ـ

2- هم زمان با نمایشگاه قرآن که در نقطه مرکزی شهر رشت برقرار شده بود، نمایشگاه عرضه ی کالا هم در چند کیلومتری رشت برگزار شد. تنها مقایسه حجم تبلیغات و نیز شیوه و روش برگزاری این دو نمایشگاه خود نکات فراوان تاسف برانگیزی را برای هر ناظری روشن خواهد کرد.
3- باید پذیرفت ـ چه الان و چه در سالهای بعد ـ که رسم برپایی نمایشگاه قرآن، به خودی خود در ترویج فرهنگ قرآنی ـ حتی اگر به شکل یک موج کم فروغ باشد ـ موثراست. پس باید از این پتانسیل موجود، در این مسیر بهره کافی را برد.
4- شاید دوستان متصدی در قبال این اعتراض ها، عرضه بدارند که بودجه کافی در دسترس نیست، اما حتماً می توان گفت و نیز از این عزیزان در خواست نمود که می شود از برخی هزینه های جنبی ـ با عرض پوزش، گاهاً بی خود!! ـ زد و کمی به این مهم اختصاص داد.
5-حسابش را بکنید. همین حالا که شما مشغول خواندن این سطرها هستید، در همین گیلان خودمان، چندین و چند سازمان عریض و طویل، متصدی برنامه های قرآنی اند. تبلیغات اسلامی، اوقاف و امور خیریه، سازمان دارالقرآن، ارشاد، زیر مجموعه های قرآنی آموزش و پرورش و حتی سپاه و بسیج را نیز می توان به این لیست اضافه کرد. موسسات قرآنی مردمی و خصوصی، از جامعه القرآن گرفته تا اتحادیه موسسات قرآنی گیلان را هم ضمیمه این لیست کنید. به راستی هیچ ذهن خلاقی در استان یافت نمی شود که این متصدیان امور قرآنی (علیهم الرحمه و السلام) را به ضرب و زور یک نهار هم که شده، دور یک میز گرد آورده و سنگ بنای برپایی یک نمایشگاه درخور و شایسته را بنا نهد؟!
6- محل برپایی نمایشگاه، مناسب نیست.کوچک است و امکان مانور را از متصدیان می گیرد. می شود نقاط دیگر را بررسی کرد. حتی می شود، مثلاً سالن یادگار امام را برای این مهم اختصاص داد. از موسسات و نهادهای قرآنی در سطح کشور جهت عرضه محصولات و تولیدات و فعالیت هایشان دعوت کرد. تبلیغات وسیع و گسترده ای برای نمایشگاه در نظر گرفت. به فکر برپایی برنامه های جنبی بود و برنامه و طرح های فراوان دیگری را عرضه کرد تا نمایشگاه قرآنی منظم تر، زیباتر و البته با کیفیت به مراتب بالاتری برگزارشود.
نگارنده خود طرح های فراوانی جهت بهتر برگزار شدن این نمایشگاه در ذهن دارد که در صورت لزوم در اختیار متصدیان امر قرار خواهد گرفت.
امیدوارم در سالهای آینده شاهد بر پایی نمایشگاه پویایی در این زمینه باشیم.
پی نوشت:
بنده که دسترسی به دوستان متصدی برپایی نمایشگاه قرآن در استان ندارم. اگر کسی از دوستان این آشنایی را داشت - که می دانم دارند - لطفی کرده و این درد دل بنده را به سمع و نظرشان برساند!!
***
باز انتشار این نوشته در گیلان نیوز
سعيد حجاريان، محمد عطريانفر و سعيد شريعتي با حضور در ميزگرد ويژهاي در استوديوي سيماي جمهوري اسلامي ايران به تبيين ديدگاههاي خود درباره مسائل مختلف نظري، سياسي و اجتماعي پرداختند.
سلام
تصمیم دارم یه دست کلی به سر و روی " باران عدل" بکشم. هم در موضوعات و مطالب وبلاگ، هم تو نحوه ی نوشتن و ارائه مطالب و هم تو قالب وبلاگ.
دنبال طراحی یک قالب تخصصی برای این وبلاگ هستم که البته خودم دانش فنی اش رو آن قدرها ندارم. در سایت ها و بلاگهایی که قالب وبلاگ ارائه می دهند هم گشتم، اما چیزی که دلم رو بگیره پیدا نکردم.
خواستم اگر تو بین رفقا و دوستان و همچنین خواننده های وبلاگ، کسی هست که در این زمینه بتونه کمکم کنه، ممنون میشم که یه تماس با من بگیره، یا نظر بذاره که حتما باهاش تماس می گیرم.
ممنونم از همه اونهایی که تو این زمینه کمکم کنند.
این روزها که می گذرد
در کشاکشی عجیب
دست و پا می زنم
دست که نه،
پا هم که نه،
اما وجودم
وجودم،هم که نه،
دلم می سوزد ...
می گفت:
این چند سال را کجا بودی؟
اصلا می خواهی بیایی؟
می گفت:
چه شد ...
و این ها و نه این ها
که هزاران نقطه چین دیگر
این روزها
دست به دست هم داده اند،
که در کشاکشی سخت
دلم را بسوزانند.
اما
دلا
بسوز
که سوز
تو کارها
بکند.
* * *
در این کشاکش سخت، سخت به دعایتان محتاجم.
محرومم نکنید.
چندی پیش سال روز شهادت اسدالله لاجوردی به دست منافقین است. از شهید لاجوردی وصیت نامه افشاگرانه ای باقی مانده که دقت و تامل در برخی از جملات آن روشن کننده برخی از نکات مبهم تاریخ انقلاب به ویژه رخدادهای سالهای اولیه دهه 60 است.
به ویژه که در حال حاضر با توجه به برگزاری دادگاه متهمان کودتای مخملین باز خوانی این وصیت نامه می تواند جالب باشد .
در بخشی از این وصیت نامه با اشاره به شهادت شهیدان رجایی و باهنر و با طعنه ای بسیار روشن، این چنین آمده است:
خدایا تو شاهدی چندین بار به عناوین مختلف خطر منافقین انقلاب(!!) را، همانان که التقاط به گونه منافقین خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را پر کرده و همانان که ریاکارانه برای رسیدن به مقصودشان دستمال ابریشمی بسیار بزرگ به بزرگی مجمع الاضداد به دست گرفته اند، هم رجایی و باهنر را می کشند و هم به سوگشان می نشینند، هم با منافقین خلق پیوند تشکیلاتی و سپس ... ! برقرار می کنند، هم آنان را دستگیر می کنند و هم برای آزادیشان و اعطای مقام و مسئولیت بدانان تلاش می کنند و از افشای ماهیت کثیف آنان سخت بیمناک می شوند، هم در مبارزه علیه آنان و در حقیقت برای جلب رضایت مسئولین و نجات بنیادی آنان خود را در صف منافق کشان می زنند و هم در حوزه های علمیه به فقه و فقاهت روی می آورند تا مسیر فقه را عوض کنند، به مسئولین گوشزد کرده ام ولی نمی دانم چرا؟ گرچه نسبت به برخی تا اندازه ای می دانم چرا، ترتیب اثر نداده اند.
به مسئدولین بارها گفته ام که خطر اینان به مراتب زیادتر از خطر منافقین خلق است، چرا که علاوه بر همه شیوه های منافقانه منافقین، سالوسانه در صف حزب اللهیان قرار گرفته و کم کم آنان را در صفوف آخرین و سپس به صف قاعدین و بازنشستگان سوقشان داده و صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود درآورده اند، به گونه ای که عملا عقل و اراده منفصل برخی تصمیم گیرندگان قرار گرفتند و در عزل و نصب ها و حفظ و ابقاءها دست به تخریب می زنند و اعمال قدرت می کنند. ...
...

هم زمان با اعیاد شعبانیه و به ویژه 1175مین سالروز تولد امام زمان (عج) در گوشه و کنار استان گیلان، به سان دیگر نقاط کشور، شاهد برپایی مراسمات و جشن های متعددی بودیم که اکثر این جشن ها با استقبال گسترده مردمی مواجه شدند.
حضور گسترده و گاها غیر قابل پیش بینی مردم در این جشن ها که تنها به عشق آل ا... در این مراسمات حضور پیدا می کنند، فرصت مناسبی برای همه دلسوزان و علاقه مندان ترویج معارف ناب شیعی فراهم خواهد کرد، تا با استفاده از این حضور، گامی هرچند کوچک در راه شناساندن بیشتر و افزایش سطح معرفت و آگاهی عاشقان امام زمان نسبت به وجود مقدس ایشان بردارند، فرصتی که در طول سال حتی با صرف هزینه های فراوان تبلیغی نیز کمتر فراهم می شود.

بنابر روایات وارده از حضرات معصومین (علیهم السلام) شیعیان باید در شادی اهل بیت شاد و در عزایشان محزون باشند و قطعا شادی در روزهای میلاد ائمه معصومین حق هر شیعه ی مشتاقی است. اما سوالی که اینجا مطرح می شود آن است که چه شادی ای؟! آیا این شادی ها نباید بر خواسته از معارف اهل بیت و گامی در مسیر ترویج نام و یاد آنان باشد؟ آیا مراسمات شادی برای اهل بیت نباید برای ممزوج کردن روح شیعه با نام و یاد اهل بیت باشد؟
حال دقت بر روی این نکته نیز خالی از لطف نیست که آیا در مجلس شادی برای اهل بیت، استفاده از هر رفتار و کلام و وسیله ای جایز است؟ آیا با نواختن موسیقی های آن چنانی که معمولا در مجالس آن چنانی تر به گوش می رسد، می توان یاد امام زمان (عج) را ترویج و تبلیغ کرد؟
به یاد دارم که در نیمه شعبان سال گذشته، یکی از مساجد معروف رشت، با بستن خیابان جلوی مسجد و با دعوت از یک گروه موسیقی، اقدام به برپایی جشن ولادت امام زمان (عج) کرده بود.
حوادث نیمه شعبان 2 سال گذشته میدان شهرداری رشت و یا آن پرده تبلیغاتی یکی از مجموعه های فرهنگی رشت که نام امام زمان (عج) را نیز بر خود داشت، که خبر از برپایی جشن ولادت امام زمان (عج) با هنرنمایی رضا نظری (بازیگر طنز بازاری گیلان) می داد نیز هنوز از یادها نرفته است.
تلخی این داستان در جشن هایی که امسال برگار شد، دل بیشتری سوزاند و کام بیشتر را تلخ کرد.
به راستی ما را چه می شود؟ به کجا می رویم؟! نگارنده این سطور خود نه تنها هیچ مشکلی نه با موسیقی و نه با دیگر هنرها دارد، بلکه خود یکی از علاقه مندان آن است، اما باید پذیرفت که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.
خوشمان بیاید، یا نیاید، در هر دو حالت بنا بر فتوای همه مراجع معظم تقلید، غنا حرام است، حال چه در یک مجلس لهو و لعب باشد و چه در یک مراسمی که با نام اهل بیت شکل گرفته است.
آیا بهتر نیست از این فرصت حضور گسترده مردمی، برای افزایش میزان شناخت و سطح معرفت مردم نسبت به وجود نازنین مهدی فاطمه (عج) بهره ببریم و آیا به نظر با نواختن موسیقی آن چنانی، مثلا بندری(!!) می توان امید داشت که معرفت مردم به امامشان بیشتر شود؟!
و یک نکته مهم تر، اگر فرض بر حضور صاحب مجلس در مجلس باشد، آیا می توان امیدوار بود، مجلسی که آشفته از آهنگ بندری و هنر نمایی فلان هنر پیشه و... است، مزین به قدوم مبارک امام زمان (عج) گردد؟!
باید تلاش کنیم محبتمان نسبت به وجود نازنین حضرات ائمه معصومین(علیهم السلام) را با چاشنی معرفت همراه کنیم . آن محبتی رهگشا و راهنما خواهد بود که مزین به نور معرفت و شناخت گردد.
بیائید کمی در خلوت خود، فکر کنیم.
عکس بالا بنر تبلیغاتی یکی از این جشن هاست!